وقتی شهید حاج حسن تهرانی مقدم به فکر دوستان است سردار سیدمجید میراحمدی معاون وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و از همکاران سابق حسین علایی در نیروی دریایی سپاه با بیان خاطره ای شنیدنی از این دیدار اینگونه گفت که : ما با نگرانی در پی انتشار مقاله 19 دیماه ...
این جنگ به ما تجربههای بسیار آموخت، تجربههایی شگرف که فقط در میدان عمل به دست آمد، جنگ مردم عزیزمان را به ما شناساند که چگونه میجنگند، از طلبه حوزه علمیه گرفته تا بقال سر کوچه. ادامه مطلب
شهید محسن گلستانی درسال 1340 در محلهای به نام شهرستانک از توابع شهریار در 26 کلیومتری جاده ساوه چشم به جهان گشود. در 2 سالگی همراه با پدر و مادر به چهاردانگه در 12 کیلومتری جاده ساوه نقل مکان کرده و زندگی را در آنجا شروع کرد. در7سالگی راهی مدرسه شد ...
قائم مقام بنیاد شهید و امور ایثارگران گفت: شماری از وصیت نامه های برگزیده شهدا برای استفاده و مطالعه ایرانیان خارج از كشور و علاقه مندان ترجمه می شود.سردار 'محسن انصاری' روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی ایرنا با بیان اینكه این وصیت نامه ها به چند ...
نشسته بودیم و صحبت می کردیم. قرار بود قبل از غروب آفتاب نیروهای باقیمانده گردان را از بنه تدارکاتی (محلی نزدیک خط مقدم که آذوقه و مهمات آنجا نگهداری می شود) به طرف خط حرکت دهیم. مهدی گفت: «علی! من دیشب خواب دیدم که شب تاسوعاست. مجلس باشکوهی داشتیم و سینه ...
*این دعا را برای من نکن! چند روز پیش به یاد خاطرهای از پدرم افتادم. یادمه یکبار رفته بودیم نماز جمعه، پیرزنی به من گفت میری یه لیوان آب برام بیاری؟ رفتم و وقتی آب را خورد، گفت: پیر بشی الهی! من نفهمیدم این حرفش یعنی چه؟ از مادرم که پرسیدم گفت: ...
براي اولين بار در نماز جمعه تهران بر اثرسانحه بمب گذاري از ناحيه شکم آسيب ديد،به طوري که تا مدت ها از اعزام به جبهه منع می شد. با وجود سن کم، باز هم براي حضور مجدد در جبهه و همنفس شدن با یاران عاشورایی کربلای ایران، به امام زمان(عج)متوسل ...
وقتی او را در آغوش گرفتم شروع کردم تکان دادن او، او که خوشحال از این دیدار بود با مهربانی میگفت: تکانم نده که معنویتم میریزه. ادامه مطلب
وقتی تابوت را باز کردم، دیدم که شهید دست بر سینه دارد و با حالت تبسم، لبخند می زند. تعجب کردم که دست بر سینه، چرا لبخند می زند؟ ادامه مطلب
نمی دانم دقیقا چند روز تا محرم باقی مانده که دیروز ظهر ،زنگ در خانه را زدند ،بچه هایی که شال مشکی داشتند ،سنی نداشتند و یک سینی دستشان بود و توی سینی ،یک پرچم سرخ (السلام علیک یا ابا عبدالله)گذاشته بودند و این مختصر ،یعنی که (کمک به هیات).کمک ...
به انگیزه آلوده بودن محیط بیمارستان به عوامل ضد انقلاب به او اجازه بیهوشی ندادم و گفتم همان طور کارش را انجام دهد. روی تخت عمل نشسته بودم که پزشک کارش را آغاز کرد. ادامه مطلب
شهید محمد رضا جمشیدی زمانی که «محمد رضا» به جبهه می رفت، من در منزل خواهرم بودم که به دنبالم آمدند - دستش مجروح بود - او را از زیر قرآن عبور دادم. پس از آن در راه رفتن به پادگانی که از آن جا به جبهه اعزام می شد، دست ...
روز 26 آبان ماه سال 59 دكتر چمران كه فرماندهي نيروهاي چريكي نامنظم را بر عهده داشت براي آزادي سوسنگرد وارد عمل شد.تانك هاي دشمن در خط «ابوحميظه»سنگر گرفتند. دشمن اين منطقه را زير آتش قرار داده بود. گلوله های توپ در گوشه و كنار به زمين مي خورد. دكتر ...
سردار شهید محمد جواد دل آذر از آغاز عملیات، دشمن برای دستیابی به شهر فاو، پاتکهای متعددی انجام داد که هر بار با مقاومت رزمندگان دلیر و شجاع لشکر اسلام، با شکستی مفتضحانه وادار به عقب نشینی شد تا این که آن غروب خونرنگ فرا رسید؛ غروبی که سنگینی حادثه اش، ...
حاجی همینطور پر انرژی و خندان، مشغول صحبت با «احمد کاظمی» بود و حضار؛ ناباور و متحیر، به او خیره شده بودند. چنان با روحیه بالایی داشت صحبت میکرد که هر کس از حال و روز ما خبر نداشت، خیال میکرد او 15 گردان رزمنده تازه نفس حاضر و قبراق ...
ختم صلوات برای ظهور و سلامتی امام مهدی (عج) ؟
نمایش نتایج