۶ ماه در انتظار شهادت

شهید محمد رضا جمشیدی
زمانی که «محمد رضا» به جبهه می رفت، من در منزل خواهرم بودم که به دنبالم آمدند – دستش مجروح بود – او را از زیر قرآن عبور دادم. پس از آن در راه رفتن به پادگانی که از آن جا به جبهه اعزام می شد، دست برگردنم انداخت و مرتب مرا غرق بوسه کرد. گویی می دانست به شهادت می رسد؛ حتی شبی قبل از شهادتش در پادگان دوکوهه (اندیمشک)، به یکی از رزمندگان گفته بود: «من شش ماه است که منتظر چنین شبی هستم تا به شهادت برسم».(۸۶)
راوی : مادر شهید
۸۶٫ مجله خانواده، ش ۴۸، ۱/۳/۷۳، ص ۱۹٫
وداع لاله ها ص ۱۳۶
مطالب مرتبط :
برچسب مطلب




ارسال...
این نظر توسط : منوچهرستارفام درتاريخ: فروردین ۱۴م, ۱۳۹۱ در ۷:۲۱ ب.ظ نوشته شده است.
باسلام وتشکراز شما عزیزان که درجهت اشائه فرهنگ شهادت وتعالیم انسانسازاسلام ناب محمدی این سایت را راه اندازی کرده اید وبارقه های آرامش معنوی را در قلب وجان هم وطنان گرامی شعله ور میسازید کمال تشکروقدردانی را به عمل میاورم
پاسخ به این نظر