پرسش و پاسخ (۳) خواندن نماز در شبانه روز

سوال :

چرا مردم شیعه در هر شبانه روز سه بار نماز می خوانند چرا مثلا ۵ بار نیست ؟

پاسخ :

یکی از مسائل مهم فقهی مسالۀ «جمع بین صلاتین» است .تصور عامۀ اهل سنت چنین است که جمع بین دو نماز امری غیر شرعی است و مدرکی از سنت بر آن اقامه نشده است در حالی که با مروری اجمالی به کتب روایی اهل سنت خلاف این امر آشکار می شود. ما برای روشن شدن موضوع قبل از بیان روایات، ابتدا نکاتی را یادآور می شویم وسپس مساله را از دیدگاه روایات اهل سنت تبیین می نمائیم:[۱]
۱٫ همه گروه های اسلامی در این مسأله اتفاق نظر دارند که در «عرفات» می توان هر دو نماز ظهر و عصر را در وقت ظهر، با هم و بدون فاصله ادا کرد، و در «مزدلفه» نیز جایز است نماز مغرب و عشا را در وقت عشا بجا آورد.
۲٫ حنفی ها می گویند: جمع بین نماز ظهر و عصر در یک وقت، و نماز مغرب و عشا در یک وقت، تنها در همان دو مورد «عرفه» و «مزدلفه» جایز است و در سایر موارد، جایز نیست.
۳٫ حنبلی ها، مالکی ها و شافعی ها می گویند: جمع بین نماز ظهر و عصر و یا جمع میان نماز مغرب و عشا در یک وقت خاص، علاه بر دو مورد یاد شده، در حال سفر نیز، جایز است. برخی از این گروه ها، با هم خواندن دو نماز را در موارد اضطراری؛ مانند زمانی که باران ببارد و یا نمازگزار بیمار یا در هراس از دشمن باشد، جایز می دانند.[۲]
۴٫ شیعه بر آن است که هر یک از نمازهای ظهر و عصر و نمازهای مغرب و عشا، یک «وقت خاص» دارند و یک «وقت مشترک»؛
الف. وقت خاص نماز ظهر، از آغاز ظهر شرعی(وقت زوال) است تا مقدار زمانی که چهار رکعت نماز خوانده می شود، در این مدّت محدود، تنها نماز ظهر را می توان بجا آورد.
ب. وقت خاصّ نماز عصر، زمانی است که از آن لحظه تا وقت غروب، تنها به اندازه مدّت خواندن نماز عصر، فرصت باشد.
ج. وقت مشترک بین دو نماز ظهر و عصر، از انتهای وقت خاص نماز ظهر، تا ابتدای وقت خاص نماز عصر است.
سخن شیعه آن است که در تمام این وقت مشترک، می توان نماز ظهر و عصر را با هم و بدون فاصله خواند.
اهل سنت به خاطر دیدگاه خاصی که در تقسیم وقت (از زوال تا غروب) دارند، هیچ گاه به وقت مشترک میان ظهر و عصر مثلاً قائل نیستند، زیرا معتقدند که از اوّل زوال تا سایه شاخص به اندازه آن گردد، وقت مختص نماز ظهر است[۳] و نمی توان نماز عصر را در این وقت به جا آورد، از آن به بعد وقت نماز عصر آغاز می گردد تا غروب، و مختص به آن می باشد با چنین دیدگاهی هرگز نمی توان بین دو نماز جمع کرد، زیرا لازمه آن این است که انجام یکی از آن در غیر وقت خود باشد.
شیعیان معتقدند که این تقسیم بندی، مربوط به وقت فضیلت هر دو نماز است، نه وقت اجزاء، یعنی بهتر است نماز عصر را موقعی خواند که سایه شاخص به اندازه آن باشد، ولی اگر کسی قبل از آن هم بخواند مجزی است، و نماز در وقت خوانده شده است.
از طرف دیگر روایات زیادی حاکی است که رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم، در سفر و احیاناً در حضر بدون کوچک ترین عذر، میان دو نماز جمع نموده است و آنان برای حفظ دیدگاه خود در تقسیم وقت ناچار شدند که این روایات را به نحو بسیار بعید از واقع توجیه کنند،به تفسیر این روایات از دیدگاه شیعیان و اهل سنت توجه کنید:
الف. شیعه بر آن است که بر مبنای این روایات، پس از اتمام نماز ظهر، می توان نماز عصر را بجا آورد و همچنین پس از خواندن نماز مغرب، می توان نماز عشا را ادا نمود و این مسأله به زمان یا مکان یا شرایط خاصّی بستگی ندارد، بلکه در همه جا و همه وقت، جایز است.
ب. دیگران به خاطر نفی وقت مشترک و منحصر کردن وقت به وقت اجزاء می گویند: مقصود روایت این است که نماز ظهر، در آخر وقت آن، و نماز عصر در اوّل وقت آن بجا آورده شود.
دقت در فلسفه جمع بین دو نماز، بی پایگی این تفسیر را روشن می سازد، زیرا علت تجویز جمع بین الصلاتین، ایجاد سهولت بر امت اسلامی است که بتوانند در تمام حالات هر دو نماز ظهر و عصر را ـ مثلاً ـ در یک زمان بخوانند و این در صورتی تحقق پیدا می کند که جز به مقدار چهار رکعت از اوّل و چهار رکعت از آخر، بقیه زمان ها «وقت مشترک» هر دو نماز باشد.
امّا اگر جمع بین دو نماز را مطابق با نظر اهل سنت تفسیر کنیم و بگوییم پیامبر صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم ظهر را در وقتی بجا آورد که با پایان آن، سایه شاخص به اندازه خود آن شود و سپس بلافاصله نماز عصر را بخواند، در این صورت به جای تسهیل، کار را مشکل و پیچیده تر کرده ایم، زیرا شناخت اول وقت و آخر آن در تمام اعصار، خصوصاً در مناطقی که ابزار و ادوات دقیق موجود نباشد، بسیار کار مشکلی است.
بررسی روایات:
اکنون به منظور روشن شدن مسأله، به بررسی روایات در این زمینه می پردازیم تا مشخص گردد که مقصود از «جمع» در این احادیث، همان روش و عقیده شیعه است؛ یعنی به جا آوردن هر دو نماز در وقت مشترک، نه این که اوّلی را در آخر وقت، و دیگری را در اوّل وقت به جا آوریم.
۱٫ بخاری باب ویژه ای را تحت عنوان «بابُ تأخیرِ الظُّهر الی العَصْرِ» ـ به این مسأله اختصاص داده که خود این عنوان، گویاترین شاهد بر آن است که می توان نماز ظهر را به تأخیر انداخت و در وقت نماز عصر، هر دو را با هم به جا آورد. آنگاه، بخاری در همان باب، روایت یاد شده در زیر را بیان می کند:
«إِنَّ النَّبِیّ ـ صلّی اللّه علیه[وآله]وسلّم ـ صَلّی بِالْمَدینَةِ سَبْعاً وَثَمانِیاً، الظُّهرَ وَالْعَصْرَ، وَالْمَغْرِبَ وَالْعِشاءَ؛[۴] پیامبر صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم هفت رکعت (نماز مغرب و عشا) و هشت رکعت (نماز ظهر و عصر) را در مدینه به جای آورد.
از این روایت به خوبی روشن می گردد که می توان نماز ظهر را به تأخیر انداخت و در وقت(فضیلت) نماز عصر، هر دو را با هم ادا نمود و همچنین نماز مغرب را نیز به تأخیر انداخت و در وقت(فضیلت) عشا به جای آورد.
۲٫ بخاری در جای دیگر از صحیح خودنقل می کند:
«قَالَ ابنُ عُمَر وَأَبُو أَیُّوب وَابنُ عَبّاس رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ: صَلّی النَّبِیُّ ـ صلّی اللّه علیه[وآله]وسلّم ـ الْمَغْرِبَ وَالعِشاء؛[۵] عبداللّه بن عمر و ابوایّوب انصاری و عبداللّه بن عباس گفته اند: پیامبر دو نماز مغرب و عشا را با هم (بدون فاصله) بجا آورد».
بخاری می خواهد از این روایت استفاده کند که پیامبر گرامی نماز مغرب و عشا را با هم خواند؛ و گرنه معلوم است که پیامبر نماز مغرب و عشا را می خواند.
۳٫بخاری از ابا امامة روایت می کند:
«قال سمعت أبا أمامة یقول: صلینا مع عمر بن بعد العزیز الظهر ثم خرجنا حتى دخلنا على أنس بن مالک فوجدناه یصلی العصر فقلت یا عم ما هذه الصلاة التی صلیت ؟ قال العصر وهذه صلاة رسول الله صلى الله علیه و سلم التی کنا نصلی معه؛[۶]اباامامه می گوید:ما نماز ظهر را با عمر بن عبدالعزیز خواندیم، سپس از«مسجد» خارج شده تا اینکه به انس بن مالک در حالی که نماز عصر را می خواند برخورد نمودیم ،{ازروی تعجب}به او گفتم ای عمو این چه نمازی است که خواندی؟ او پاسخ داد نماز عصر را خواندم و این همان نمازی است که همواره با پیامبر اکرم «صلی الله علیه وآله» می خواندیم.
۴٫ بخاری و مسلم از جابر بن زید، چنین روایت می کنند:
«أَخْبَرنی جابِرُ بنُ زَید أَنّه سَمِعَ ابنَ عَبّاس یَقُولُ: صَلّیتُ مَعَ رَسُولِ اللّهِ صَلّی اللّهُ عَلیهِ[وَآلهِ]وَسَلّمَ ثَمانیاً جَمیعاً وَسَبْعاً جَمیعاً. قالَ قُلْتُ لَهُ یا أَبا الشَّعْثاءِ أَظنُّهُ أَخَّرَ الظُّهرَ وَعجّل العصرَ وَأخَّر المغربَ وَعجّلَ العِشاءَ، قالَ وَأَنَا أَظُنُّ ذلِکَ؛[۷] جابر بن زید گوید: از ابن عباس شنیدم که می گفت: با پیامبر گرامی هشت رکعت نماز (ظهر و عصر) را با هم و هفت رکعت نماز (مغرب و عشا) را نیز با هم به جای آوردم. می گوید به او گفتم: ای ابوشعثا!فکر می کنم رسول خدا، نماز ظهر را به تأخیر انداخت و نماز عصر را زودتر (در اوّل وقت) ادا نمود و نیز نماز مغرب را به تأخیر انداخت و نماز عشا را زودتر (در اوّل وقت) بجا آورد، (ابوشعثا) گفت: من هم چنین می اندیشم».
از این روایت به روشنی معلوم می گردد که پیامبر گرامی اسلام صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم، هر دو نماز ظهر و عصر را با هم و هر دو نماز مغرب و عشا را نیز با هم، بجای آورده است.
۵٫ مسلم بن حجّاج در صحیح خود، نقل می کند:
«قَالَ رَجلٌ لابنِ عَبّاس الصَّلاةَ فَسَکَتَ، ثُمَّ قَالَ الصَّلاةَ فَسَکَتَ، ثُمَّ قَالَ الصَّلاةَ فَسَکَت، ثُمَّ قَالَ: لا أُمّ لَکَ أَتعلِّمُنا بِالصَّلاةِ وَکُنّا نَجْمَعُ بَیْنَ الصَّلاتَیْنِ عَلی عَهْدِ رَسُولِ اللّهِ ـ صلّی اللّه علیه[وآله]وسلّم؛[۸] مردی به ابن عباس گفت: نماز، او سخنی نگفت. دوباره گفت: نماز، ابن عباس سکوت نمود، باز گفت: نماز، وی پاسخی نداد. برای چهارمین بار گفت: نماز، ابن عباس[برآشفت و]گفت: «لا امّ لک»؛ «مادر برایت نباشد» آیا تو می خواهی نماز را به ما بیاموزی؟ در حالی که ما با پیامبر، بین دو نماز جمع می نمودیم و هر دو را با هم به جا می آوردیم».
۶٫ مسلم روایت می کند:
«إنّ رَسُولَ اللّهِ ـ صلّی اللّه علیه[وآله]وسلّم ـ جَمَعَ بَیْنَ الصَّلاتَیْنِ فی سَفَرة سافَرَهَا فی غَزْوَةِ تَبُوک فَجَمَعَ بَیْنَ الظُّهْرِ وَالْعَصْرِ، وَالْمَغْرِبِ وَالعِشاءِ. قَالَ سَعیدٌ: فَقُلْتُ لابنِ عَبّاس: ما حَمَلَهُ عَلی ذلِکَ؟قَالَ: أَرادَ أَنْ لا یَحْرُج أُمّتَهُ؛[۹] پیامبر گرامی صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم، جمع بین نمازها را در مسافرت خود در غزوه تبوک انجام داد و بین نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا جمع نمود. سعید بن جبیر می گوید: از ابن عباس پرسیدم: چه چیز او را بر آن داشت؟ گفت: پیامبر می خواست که امت خود را در رنج و سختی نیندازد».
۷٫ مسلم بن حجاج، از زبان معاذ چنین حکایت می کند:
«خَرَجْنا مَعَ رَسُولِ اللّه ـ صلّی اللّه علیه[وآله]وسلّم ـ فِی غَزْوَةِ تَبُوک فَکانَ یُصَلّی الظُّهْر وَالْعَصْرَ جَمیعاً وَالْمَغْربَ وَالْعِشاءَ جَمیعاً؛[۱۰] با پیامبر گرامی صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم در نبرد تبوک، خارج شدیم، پیامبر صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم نماز ظهر و عصر را با هم بجا می آورد و نماز مغرب و عشا را نیز با هم ادا می نمود».
۸٫ مسلم بن حجاج، به واسطه ابوزبیر و او از سعید بن جبیر و او از ابن عباس روایت می کند:
«صَلّی رَسُولُ اللّهِ ـ صلّی اللّه علیه[وآله]وسلّم ـ الظُّهْرَ وَالْعَصْرَ جَمیعاً بِالْمَدِینَةِ فی غَیْرِ خَوف وَلا سَفَر، قال أبو الزبیر فسألت سعیدا لم فعل ذلک ؟ فقال سألت ابن عباس کما سألتنی فقال أراد أن لا یحرج أحدا من أمته؛[۱۱] پیامبر صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم در مدینه منوره ـ بدون هیچ هراسی از دشمن و بدون این که در حال سفر باشد، نماز ظهر و عصر را با هم بجا آورد».
سپس ابن عباس، در مورد هدف پیامبر از این کار می گوید: برای این که می خواست هیچ کس از امت وی در زحمت نیفتد.
۹٫ مسلم در صحیح خود، از سعید بن جبیر و او از ابن عباس روایت می نماید که گفته است:
«جَمَعَ رَسُولُ اللّه ـ صلّی اللّه علیه[وآله]وسلّم ـ بَیْنَ الظُّهْرِ وَالْعَصْرِ وَالْمَغْرِبِ وَالعِشاءِ فِی الْمَدِینَةِ، مِنْ غَیْرِ خَوف وَلا مَطَر؛[۱۲] پیامبر صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم، در مدینه منوره بین نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا جمع نمود، بدون این که هراسی در میان باشد و یا باران ببارد».
آنگاه سعید بن جبیر می گوید: از ابن عباس پرسیدم: چرا پیامبر به چنین رفتاری مبادرت ورزید؟ ابن عباس گفت: برای آن که نمی خواست امّت خود را به زحمت بیندازد.
۱۰٫ احمد بن حنبل، از عبداللّه بن شقیق روایت ذیل را نقل کرده است:
«خَطَبنا ابنُ عَبّاس یَوماً بَعْدَ الْعَصْرِ حَتّی غَرُبَتِ الشَّمْسُ وَبَدَتَ النُّجومُ وَعلّق النّاسَ یُنادونهُ الصَّلاةَ وَفی الْقَومِ رَجُلٌ مِنْ بَنی تمیم فَجَعَلَ یَقُول: الصَّلاةَ الصّلاةَ: قالَ: فَغَضِبَ قَال أَتُعلّمُنی بالسّنّة؟ شهدتُ رَسُولَ اللّهِ صلّی اللّهُ عَلَیه[وآله]وسَلّم جَمَعَ بَیْنَ الظُّهرِ وَالْعَصرِ، وَالْمَغْرِب وَالعِشاءِ. قَالَ عَبْدُ اللّه فَوَجدتُ فی نَفْسی مِنْ ذلِکَ شَیْئاً فَلَقیتُ أَبا هُریرةَ فَسألتهُ فوافقَه؛[۱۳]ابن عباس بعد از نماز عصر، برای ما سخنرانی نمود تا آنگاه که خورشید غروب کرد و ستارگان آشکار شدند و مردم ندای نماز دادند و در آن میان، مردی از قبیله بنی تمیم به تکرار کلمه «نماز» پرداخت، ابن عبّاس، خشمگین گردید و گفت: آیا تو می خواهی سنّت پیامبر را به من بیاموزی؟ من شاهد و ناظر بودم که رسول خدا بین نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا جمع نمود».
عبداللّه می گوید: برای من در این مسأله، تردیدی بروز کرد و لذا در دیداری با ابوهریره در این مورد سؤال کردم و او سخن ابن عباس را تأیید نمود.
در این حدیث، دو تن از صحابه؛ «عبداللّه بن عباس» و «ابوهریره» بر این حقیقت گواهی می دهند که پیامبر گرامی صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا را با هم خوانده و ابن عباس نیز به رفتار پیامبر، تأسّی نموده است.
۱۱٫ مالک بن انس در کتاب «موطّأ» این گونه می نگارد:
«صَلّی رَسُولُ اللّهِ صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم الظُّهرَ وَالْعَصْرَ جَمیعاً، وَالْمَغْرِبَ وَالعِشاءَ جَمیعاً فی غَیْرِ خَوف وَلا سَفَر؛[۱۴]رسول خدا صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم هر دو نماز ظهر و عصر را با هم خواندند و هر دو نماز مغرب و عشا را نیز با هم بجا آورد، بدون این که از دشمن بهراسد یا در سفر باشد».
۱۲٫ مالک بن انس، از معاذ بن جبل، چنین روایت می نماید:
«فَکانَ رَسُولُ اللّهِ صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم یَجْمَعُ بَیْنَ الظُّهْرِ وَالْعَصْرِ، وَالْمَغْرِب وَالعِشاء؛[۱۵] رسول خدا، نماز ظهر و عصر را با هم و نماز مغرب و عشا را نیز با هم می خواند».
۱۳٫ مالک بن انس از نافع و او از عبداللّه بن عمر چنین روایت می کند:
«کانَ رَسُولُ اللّهِ صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم إِذا عَجّل بِهِ السَّیْرُ یَجمَعُ بَیْنَ الْمَغْرِبِ وَالعِشاءِ؛[۱۶]هرگاه پیامبر برای پیمودن مسیری عجله داشت، نماز مغرب و عشا را با هم می خواند».
۱۴٫ مالک بن انس، از ابوهریره چنین روایت می کند:
«إنّ رَسُولَ اللّه ـ صَلّی اللّه عَلَیه[وآله]وسلّم ـ کانَ یَجْمَعُ بَیْنَ الظُّهرِ وَالْعَصْرِ فی سَفَرِهِ إِلی تَبُوک؛[۱۷]پیامبر گرامی صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم در راه تبوک، نماز ظهر و عصر را با هم بجا می آورد».
۱۵٫ مالک در موطّأ از نافع چنین روایت می نماید:
«إنَّ عَبْدَ اللّهِ بنِ عُمَرَ کانَ إِذا جَمَعَ الأُمَراءَ بَیْنَ المَغْرِبِ وَالْعِشاءِ فی الْمَطَر جَمَعَ مَعَهُمْ؛[۱۸]هرگاه امیران، نماز مغرب و عشا را در باران با هم می خواندند، عبداللّه بن عمر هم هر دو نماز را با آنها ادا می نمود».
۱۶٫ مالک بن انس به نقل از علی بن حسین علیه السَّلام می نگارد:
«کانَ رَسُولُ اللّهِ ـ صلّی اللّه علیه[وآله]وسلّم ـ إِذا أَرادَ أَنْ یَسیرَ یومَهُ جَمَعَ بَیْنَ الظُّهرِ وَالْعَصْرِ وَإِذا أَرادَ أَنْ یَسیرَ لَیْلَهُ جَمَعَ بَیْنَ الْمَغْرِبِ وَالْعِشاء؛[۱۹]هرگاه پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم می خواست در روز، طی طریق نماید، نماز ظهر و عصر را با هم ادا می کرد و هرگاه می خواست در شب مسیری را بپیماید، نماز مغرب و عشا را با هم بجا می آورد».
۱۷٫ مالک بن انس، در کتاب «موطّأ» می نگارد:
«عِن ابن شَهاب أنّه سَألَ سالم بن عَبْد اللّه: هَلْ یَجْمَع بَیْنَ الظّهْرِ وَالْعَصْرِ فی السَّفَر؟ فَقَالَ: نَعَمْ لا بَأْسَ بِذَلِکَ، أَلَمْ تَرَ إِلی صَلاةِ النّاسِ بِعَرفَة؛ ابن شهاب، از سالم بن عبداللّه پرسید: آیا نماز ظهر و عصر در حین مسافرت با هم جمع می شوند؟ پاسخ داد: آری، اشکالی ندارد، آیا نماز مردم را در روز عرفه (در سرزمین عرفات) نمی بینی؟ ».
لازم به ذکر است که زائران خانه خدا در روز عرفه و در عرفات، بین نماز ظهر و عصر، جمع می کنند و هر دو را در وقت ظهر و بدون فاصله می خوانند. در این جا سالم بن عبداللّه می گوید: همان طور که مردم در عرفه، هر دو نماز را با هم می خوانند، در غیر عرفه نیز می توان بین آن دو جمع نمود.
۱۸٫ محمد زرقانی در شرح موطّأ، از ابی شعثا چنین روایت می کند:«إنّ ابن عَباس صَلّی بِالْبَصْرَةِ الظُّهْرَ وَالْعَصْرَ لَیْسَ بَیْنَهُما شَیءٌ وَالْمَغْرِبَ وَالْعِشاءَ لَیْسَ بَیْنَهُما شَیْءٌ؛[۲۰]عبداللّه بن عباس در شهربصره، نماز ظهر و عصر را با هم خواند، به طوری که بین آن دو فاصله ای نبود و نماز مغرب و عشا را نیز با هم ادا نمود؛ به گونه ای که بین آن دو فاصله ای نیفتاد».
۱۹٫ زرقانی از طبرانی و او از ابن مسعود، آورده است:
«جَمَعَ النَّبِیُّ ـ صلّی اللّه علیه[وآله]وسلّم ـ بَیْنَ الظُّهْرِ وَالْعَصْر وَبَیْنَ الْمَغْرِبِ وَالْعِشاءِ. فَقِیلَ لَهُ فی ذلِکَ، فَقالَ: صَنَعْتُ هذا لِئَلاّ تَخْرُجَ أُمّتی؛[۲۱]پیامبر گرامی صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم، نماز ظهر و عصر را با هم اقامه کرد و نماز مغرب و عشا را نیز با هم بجا آورد. در این مورد از وی سؤال شد، فرمود: برای این که امت من در رنج و سختی قرار نگیرند.
۲۰٫ متّقی هندی، در کتاب «کنزالعمّال» آورده:
«قَالَ عَبْدُ اللّه: جَمَعَ لَنا رَسُولُ اللّهِ صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم مُقِیماً غَیْرَ مُسافِر بَیْنَ الظُّهْرِ وَالْعَصْرِ، وَالْمَغْرِبِ وَالْعِشاءِ. فَقَالَ رَجُلٌ لابْنِ عُمَر: لِمَ تَری النَّبِیّ صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم فَعَلَ ذلِک؟ قَالَ: لأَن لا یَحرُجْ أُمّتَه إِنْ جَمَعَ رجلٌ؛[۲۲]عبداللّه بن عمر گوید: پیامبر گرامی صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم، در حالی که ساکن و در حضر بود و در حال سفر نبود، بین نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا جمع نمود. پس مردی از ابن عمر سؤال نمود: چرا پیامبر به چنین رفتاری مبادرت ورزید؟ پاسخ داد: برای این که امّت خود را در رنج و مشقّت نیندازد، اگر شخصی بخواهد بین دو نماز جمع نماید».
۲۱٫ همچنین در «کنزالعمّال»، چنین می خوانیم:
«عن جابر، إنّ النّبیّ ـ صلّی اللّه علیه[وآله]وسلّم ـ جَمَعَ بَیْنَ الظُّهْرِ وَالْعَصْرِ بِأَذان وَإِقامَتَینِ؛[۲۳]جابر بن عبداللّه می گوید: پیامبر صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم بین نماز ظهر و عصر با یک اذان و دو اقامه، جمع نمود».
۲۲٫ در کنزالعمال، روایت ذیل را یادآور می شود:
«عن جابر إنّ رسول اللّه ـ صلّی اللّه علیه[وآله]وسلّم ـ غَرُبَت لَهُ الشَّمْسُ بِمَکّة فَجَمَعَ بَیْنَهُما بِسَرَف؛[۲۴]جابر بن عبداللّه می گوید: در حالی که پیامبر گرامی صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم در مکه بودند، خورشید غروب نمود و هنگامی که به منطقه «سرف»[۲۵]رسید، نماز مغرب و عشا را با هم ادا نمود».
۲۳٫ در کنزالعمال از ابن عباس، چنین آمده است:
«جَمَعَ رَسُولُ اللّه ـ صلّی اللّه علیه[وآله]وسلّم ـ بَیْنَ الظُّهْرِ وَالْعَصْرِ، وَالْمَغْرِبِ وَالْعِشاءِ بِالْمَدِینَةِ فی غَیْرِ سَفَر وَلا مَطَر، قَالَ: قُلتُ لابنِ عَبّاس: لِمَ تَراهُ فَعل ذلِک؟ قَالَ: أَرادَ التّوسِعةَ عَلی أُمّتِهِ؛[۲۶]پیامبر گرامی صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم، در مدینه منوّره، بین نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا جمع نمود، بدون این که در حال سفر باشد و یا باران ببارد. راوی می گوید: از ابن عباس پرسیدم: چرا پیامبر بین دو نماز جمع نمود؟ ابن عباس پاسخ داد: زیرا پیامبر می خواست برای امّت خود گشایش و تسهیلی ایجاد نموده باشد».
بررسی نتیجه روایات:
اینک در پرتو روایات یاد شده، به جمع بندی دلایل روشنی که بر صحّت تفسیرِ جمع از نظر شیعه گواهی می دهد، می پردازیم:
۱٫ جمع بین دو نماز در یک وقت، به جهت تسهیل و پیشگیری از رنج و زحمت: بسیاری از روایات، بر این حقیقت گواهی می دهد که اگر جمع میان نماز ظهر و عصر و یا مغرب و عشا در یک وقت جایز نباشد، موجب رنج و مشقّت در کار مسلمانان می گردد، ولذا پیامبر به منظور ایجاد نوعی گشایش و تسهیل در امور مسلمانان، با هم خواندن هر دو نماز در یک وقت را تجویز نمودند.
روشن است که اگر مقصود از روایات یاد شده، این باشد که «از نظر اهل سنت می توان نماز ظهر و عصر را به آخر وقت آن، (نزدیک زمانی که سایه هر چیز به اندازه خود آن باشد) و نماز عصر را در آغاز وقت آن بجا آورد، به طوری که هر دو نماز با هم و در عین حال در محدوده وقت خود خوانده شود»، چنین کاری نه تنها مایه سهولت نیست، بلکه موجب مشقّت و زحمت بیشتر می گردد، در حالی که هدف از جمع میان دو نماز تسهیل در امور است.بنابراین مقصود آن است که می توان دو نماز را در سراسر وقت مشترک میان آن دو، مانند اوائل وقت یاد شده و یا اواخر آن بجا آورد، نه این که یکی را در آخر وقت آن نماز و دیگری را در آغاز وقتش ادا نماییم.
۲٫جمع میان دو نماز در یک وقت در عرفه، بیانگر کیفیت جمع است همه مذاهب اسلامی، جمع میان دو نماز ظهر و عصر در یک وقت را در عرفه جایز دانسته اند،[۲۷] از سوی دیگر برخی از روایات یاد شده، بر این معنا گواهی می دهد که این گونه جمع میان دو نماز، در جاهای دیگر نیز به سان جمع میان آن ها در عرفه می باشد و از این نظر، تفاوتی میان روز عرفه و سایر روزها و یا سرزمین عرفات و سایر سرزمین ها وجود ندارد.
بنابراین، همان گونه که به اتفاق آرای همه مسلمانان در عرفه می توان نماز ظهر و عصر را در وقت فضیلت ظهر، بجا آورد، در غیر عرفه نیز جمع بین نمازها جایز می باشد.
۳٫ شیوه جمع میان دو نماز در سفر، بیانگر کیفیّت جمع در حضر است از طرفی، فقهای حنبلی، مالکی و شافعی، جمع میان دو نماز را در حال سفر، جایز دانسته اند و از سوی دیگر، روایات یاد شده تصریح می نماید که در این زمینه، تفاوتی میان سفر و حضر وجود ندارد و پیامبر گرامی صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم هم در سفر و هم در حضر، میان دو نماز جمع می نمود.
بر این اساس، همان طور که با هم خواندن دو نماز در یک وقت در سفر (به نحوی که شیعه می گوید) جایز است، در حضر نیز جایز می باشد.
۴٫ شیوه جمع میان دو نماز در حال اضطرار، بیانگر کیفیت جمع در حال اختیار است تعداد انبوهی از روایات صحاح و مسانید، بر این حقیقت گواه است که پیامبر گرامی صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم و صحابه آن حضرت، در مواقع اضطراری مانند زمان بارش باران، و یا ترس از دشمن و یا در حال بیماری، دو نماز را ـ چنان که شیعه می گوید ـ با هم و در یک وقت، بجا می آوردند، و لذا بسیاری از فقیهان مذاهب مختلف اسلامی، به جواز آن در برخی حالت های اضطراری، فتوا داده اند، در حالی که روایات یاد شده، تصریح می نمایند به این که از این جهت نیز، میان حالت اضطرار و غیر آن، تفاوتی وجود ندارد و پیامبر گرامی صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم در غیر باران و هراس از دشمن نیز میان دو نماز جمع می نمود. در این زمینه به روایات سوم، یازدهم، دوازدهم، و بیست و دوم، مراجعه فرمایید.
۵٫ رفتار صحابه پیامبر صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم بیانگر کیفیت جمع است در میان روایات یاد شده، به این نکته برخورد می کنیم که بسیاری از صحابه پیامبر، هر دو نماز را در وقت واحد با هم به جا می آوردند، چنان که عبداللّه بن عباس، نماز مغرب را آن قدر به تأخیر انداخت که هوا تاریک و ستارگان آسمان، پدیدار شدند و هر قدر دیگران کلمه نماز را تکرار می کردند، به آنان اعتنا نمی نمود و سرانجام نماز مغرب و عشا را بعد از سپری شدن پاسی از شب، با هم به جا آورد و در پاسخ اعتراض کنندگان گفت: من شاهد و ناظر بودم که پیامبر صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم هم این چنین نماز می خوند و ابوهریره نیز سخن ابن عباس را تأیید نمود.
در پرتو روایات یاد شده، تردیدی نمی ماند که ابن عباس، به شیوه ای که شیعه بر آن است، دو نماز را در وقت یکی از آنها، به جا آورده است.
۶٫ سیره پیامبر صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم بیانگر شیوه جمع میان دو نماز است از حدیث بیست و دوم، به روشنی چنین برداشت می شود که پیامبر به هنگام مغرب، هنوز در مکّه بودند و نماز مغرب را به تأخیر انداختند تا این که در منطقه سرف که در فاصله نُه میلی مکه قرار دارد، هر دو نماز مغرب و عشا را با هم در یک وقت بجا آورد.بدیهی است که اگر آن حضرت به هنگام اوّل مغرب هم از شهر مکّه حرکت نموده باشد، تا زمانی که به منطقه سرف برسد، با توجه به وسائل کُندرو و حمل و نقل قدیم، طبعاً قسمتی از شب گذشته بوده است و لذا پیامبر گرامی هر دو نماز مغرب و عشا را در وقت فضیلت نماز عشا با هم ادا نموده است.
از مجموع روایات یاد شده ـ که همگی از منابع روایی و صحاح و مسانید اهل تسنّن استخراج گردیده اند صحّت نظریه شیعه مبنی بر جواز جمع میان دو نماز ظهر و عصر و یا دو نماز مغرب و عشا در یک وقت، به اثبات می رسد و عمومیّت و گسترش آن نسبت به همه شرایط و مکان ها و زمان ها آشکار می گردد.[۲۸]

پی نوشت ها:
[۱]. درباره جمع بین صلاتین رساله¬های ارزنده¬ای نوشته شده است، مانند: رسائل فقهیه نگارش علامه شرف الدین عاملی، و الجمع بین الصلاتین، نگارش نجم الدین عسکری، و الانصاف فی مسائِلَ دامَ فیها الخلاف.
[۲] . با اقتباس از:«الفقه علی المذاهب الأربعة»، کتاب الصلاة، الجمع بین الصلاتین تقدیماً وتأخیراً.
[۳] .در اینکه وقت ظهر در مذهب حنفی تا چه مقدار بعد از زوال می باشد میان ابوحنیفه و دو شاگردش اختلاف نظر وجود دارد. ابو حنیفه انتهای وقت ظهر را رسیدن سایه شاخص به مثلین می داند ولی صاحبین«ابو یوسف و شیبانی» انتهای آنرا، بلوغ سایۀ شاخص به مثل آن میدانند.
[۴] .صحیح البخاری، باب تاخیر الظهر الی العصر، ح۵۱۸، دارابن کثیر، بیروت.
[۵] .صحیح البخاری، باب ذکر العشاء والعتمة ومن رآه واسعا. دارابن کثیر، بیروت.
[۶] .صحیح البخاری، باب وقت العصر، ح۵۲۴، دارابن کثیر، بیروت.
[۷] .صحیح البخاری، باب من لم یتطوع بعد المکتوبة، ح۱۱۲۰، دار ابن کثیر، بیروت؛ صحیح مسلم، باب الجمع بین الصلاتین فی الحضر، ح۵۵، دار احیاءالتراث العربی، بیروت.
[۸] .صحیح مسلم، باب الجمع بین الصلاتین فی الحضر، ح۵۸، دار احیاءالتراث العربی، بیروت.
[۹] .صحیح مسلم، باب الجمع بین الصلاتین فی الحضر، ح۵۱، دار احیاءالتراث العربی، بیروت.
[۱۰] .صحیح مسلم، باب الجمع بین الصلاتین فی الحضر، ح۵۲، دار احیاءالتراث العربی، بیروت.
[۱۱] . صحیح مسلم، باب الجمع بین الصلاتین فی الحضر، ح۵۰، دار احیاءالتراث العربی، بیروت.
[۱۲] . صحیح مسلم، باب الجمع بین الصلاتین فی الحضر، ح۵۴، دار احیاءالتراث العربی، بیروت.
[۱۳]. مسند احمد، ح۲۲۶۹، موسسة قرطبة، القاهرة.«تعلیق شعیب الأرنؤوط : إسناده صحیح على شرط مسلم رجاله ثقات رجال الشیخین غیر عبدالله بن شقیق فمن رجال مسلم».
[۱۴] موطّأ مالک، کتاب الصلاة، ط ۳(بیروت)، ص ۱۲۵، حدیث ۱۷۸؛ صحیح مسلم، ج۲، ص ۱۵۱، طبع بیروت، باب الجمع بین الصلاتین فی الحضر.
[۱۵] موطأ مالک، کتاب الصلاة، ص ۱۳۴، حدیث ۱۷۶، ط ۳(بیروت)، سال ۱۴۰۳هـ؛ صحیح مسلم، ط مصر، جزء۲، ص ۱۵۲٫
[۱۶] موطأ مالک، کتاب الصلاة، ط۳(بیروت)، ص ۱۲۵، حدیث ۱۷۷٫
[۱۷] موطأ مالک، کتاب الصلاة، ص ۱۲۴، حدیث ۱۷۵٫
[۱۸] مدرک سابق، ص ۱۲۵، حدیث ۱۷۹
[۱۹] مدرک سابق، ص ۱۲۵، حدیث ۱۸۱
[۲۰] شرح زرقانی بر موطأ مالک، ط مصر، جزء اوّل، باب «الجمع بین الصلاتین فی الحضر و السفر»، ص ۲۹۴٫
[۲۱] مدرک سابق، ص ۲۹۴٫
[۲۲] کنزالعمال، کتاب الصلاة، الباب الرابع فی صلاة المسافر، باب جمع، ج۸، ص ۲۴۶، ط ۱(حلب)، سنه ۱۳۹۱هـ.
[۲۳]. کنزالعمال، کتاب الصلاة، الباب الرابع فی صلاة المسافر، باب جمع، ج۸، ص ۲۴۷، ط ۱(حلب).
[۲۴]. کنزالعمال، کتاب الصلاة، الباب الرابع فی صلاة المسافر، باب جمع، ج۸، ص ۲۴۷، ط ۱(حلب).
[۲۵] .«سرف» منطقه۳ای است که در نُه میلی مکه واقع است، (کنزالعمال، در ذیل حدیث یاد شده آورده).
[۲۶] .کنزالعمّال، کتاب الصلاة، الباب الرابع، باب جمع، ج۸
[۲۷] .الفقه علی المذاهب الأربعة، کتاب الصلاة، الجمع بین الصلاتین تقدیماً وتأخیراً.
[۲۸] . بخشی از مطالب از کتاب راهنمای حقیقت تالیف آیت الله سبحانی اقتباس شده است.

سوال یکی از کاربران گرامی

سوالات خود را بپرسید :: ارسال سوال


مطالب مرتبط :


برچسب مطلب

, , ,