خطبه غدیر

خطبه غدیر :

۱٫اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى عَلا فى تَوَحُّدِهِ وَدَنا فى تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فى سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فى اَرْکانِهِ، وَاَحاطَ بِکُلِّ شَىْ‏ءٍ عِلْماً وَ هُوَ فى مَکانِهِ وَ قَهَرَ جَمیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، حَمیداً لَمْ یَزَلْ، مَحْموداً لایَزالُ (وَ مَجیداً لایَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعیداً وَ کُلُّ أَمْرٍ إِلَیْهِ یَعُودُ).

۲٫بارِئُ الْمَسْمُوکاتِ وَداحِى الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُالْأَرَضینَ وَالسّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائکَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلى جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلى جَمیعِ مَنْ أَنْشَأَهُ یَلْحَظُ کُلَّ عَیْنٍ وَالْعُیُونُ لاتَراهُ. کَریمٌ حَلیمٌ ذُوأَناتٍ، قَدْ وَسِعَ کُلَّ شَىْ‏ءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ.

۳٫لا یَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلایُبادِرُ إِلَیْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ. قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ اَلْمَکْنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ.

۴٫لَهُ الْإِحاطَةُ بِکُلِّ شَىْ‏ءٍ، والغَلَبَةُ على کُلِّ شَى‏ءٍ والقُوَّةُ فى کُلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلى‏ کُلِّ شَئٍ وَلَیْسَ مِثْلَهُ شَىْ‏ءٌ. وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّىْ‏ءِ حینَ لاشَىْ‏ءَ دائمٌ حَىٌّ وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، لاإِلاهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزیزُالْحَکیمُ.

۵٫ جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِکَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطیفُ الْخَبیرُ. لایَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعایَنَةٍ، وَلایَجِدُ أَحَدٌ کَیْفَ هُوَمِنْ سِرٍّ وَ عَلانِیَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلى‏ نَفْسِهِ.

۶٫وَأَشْهَدُ أَنَّهُ اَللَّهُ ألَّذى مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذى یَغْشَى الْأَبَدَ نُورُهُ، وَالَّذى یُنْفِذُ أَمْرَهُوَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفْواً أَحَدٌ. إلاهٌ واحِدٌ وَرَبٌّ ماجِدٌ یَشاءُ فَیُمْضی، وَیُریدُ فَیَقْضی، وَیَعْلَمُ فَیُحْصی، وَیُمیتُ وَیُحْیی، وَیُفْقِرُ وَیُغْنی، وَیُضْحِکُ وَیُبْکی، (وَیُدْنی وَ یُقْصی) وَیَمْنَعُ وَ یُعْطى، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلى‏ کُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدیرٌ.

۷٫یُولِجُ الَّلیْلَ فِى النَّهارِ وَیُولِجُ النَّهارَ فىِ الَّلیْلِ، لاإِلاهَ إِلاّهُوَالْعَزیزُ الْغَفّارُ. مُسْتَجیبُ الدُّعاءِ وَمُجْزِلُ الْعَطاءِ، مُحْصِى الْأَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ، الَّذى لایُشْکِلُ عَلَیْهِ شَىْ‏ءٌ، وَ لایُضجِرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخینَ وَلایُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّینَ.

۸٫اَلْعاصِمُ لِلصّالِحینَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحینَ، وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنینَ وَرَبُّ الْعالَمینَ. الَّذِى اسْتَحَقَّ مِنْ کُلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ یَشْکُرَهُ وَیَحْمَدَهُ (عَلى‏ کُلِّ حالٍ).

۹٫أَحْمَدُهُ کَثیراً وَأَشْکُرُهُ دائماً عَلَى السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ و بِمَلائکَتِهِ وکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ. أَسْمَعُ لاَِمْرِهِ وَاُطیعُ وَأُبادِرُ إِلى‏ کُلِّ مایَرْضاهُ وَأَسْتَسْلِمُ لِماقَضاهُ، رَغْبَةً فى طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لاَِنَّهُ اللَّهُ الَّذى لایُؤْمَنُ مَکْرُهُ وَلایُخافُ جَورُهُ.

۱۰٫ وَأُقِرُّلَهُ عَلى‏ نَفْسى بِالْعُبُودِیَّةِ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، وَأُؤَدّى ما أَوْحى بِهِ إِلَىَّ حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بى مِنْهُ قارِعَةٌ لایَدْفَعُها عَنّى أَحَدٌ وَإِنْ عَظُمَتْ حیلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ – لاإِلاهَ إِلاَّهُوَ – لاَِنَّهُ قَدْأَعْلَمَنى أَنِّى إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَىَّ (فى حَقِّ عَلِىٍّ) فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لى تَبارَکَ وَتَعالَى الْعِصْمَةَ (مِنَ النّاسِ) وَ هُوَاللَّهُ الْکافِى الْکَریمُ.

۱۱٫ فَأَوْحى إِلَىَّ: (بِسْمِ‏اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، یا أَیُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ــ فى عَلِىٍّ یَعْنى فِى الْخِلاَفَةِ لِعَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ ــ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ).

۱۲٫ مَعاشِرَالنّاسِ، ما قَصَّرْتُ فى تَبْلیغِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ تَعالى إِلَىَّ، وَ أَنَا أُبَیِّنُ لَکُمْ سَبَبَ هذِهِ الْآیَةِ: إِنَّ جَبْرئیلَ هَبَطَ إِلَىَّ مِراراً ثَلاثاً یَأْمُرُنى عَنِ السَّلامِ رَبّى – وَ هُوالسَّلامُ – أَنْ أَقُومَ فى هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ کُلَّ أَبْیَضَ وَأَسْوَدَ: أَنَّ عَلِىَّ بْنَ أَبى طالِبٍ أَخى وَ وَصِیّى وَ خَلیفَتى (عَلى‏ أُمَّتى) وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدى، الَّذى مَحَلُّهُ مِنّى مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسى‏ إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِىَّ بَعْدى وَهُوَ وَلِیُّکُمْ بَعْدَاللَّهِ وَ رَسُولِهِ،

۱۳٫ وَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ تَبارَکَ وَ تَعالى‏ عَلَىَّ بِذالِکَ آیَةً مِنْ کِتابِهِ (هِىَ): (إِنَّما وَلِیُّکُمُ‏اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ و وَیُؤْتونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ)، وَ عَلِىُّ بْنُ أَبى طالِبٍ الَّذى أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى‏الزَّکاةَ وَهُوَ راکِعٌ یُریدُاللَّهَ عَزَّوَجَلَّ فى کُلِّ حالٍ.

۱۴٫ وَسَأَلْتُ جَبْرَئیلَ أَنْ یَسْتَعْفِىَ لِىَ (السَّلامَ) عَنْ تَبْلیغِ ذالِکَ إِلیْکُمْ – أَیُّهَاالنّاسُ – لِعِلْمى بِقِلَّةِ الْمُتَّقینَ وَکَثْرَةِ الْمُنافِقینَ وَإِدغالِ اللّائمینَ وَ حِیَلِ الْمُسْتَهْزِئینَ بِالْإِسْلامِ، الَّذینَ وَصَفَهُمُ‏اللَّهُ فى کِتابِهِ بِأَنَّهُمْ یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مالَیْسَ فى قُلوبِهِمْ، وَیَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَاللَّهِ عَظیمٌ.

۱۵٫ وَکَثْرَةِ أَذاهُمْ لى غَیْرَ مَرَّةٍ حَتّى‏ سَمَّونى أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنِّى کَذالِکَ لِکَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إِیّاىَ وَ إِقْبالى عَلَیْهِ (وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنِّى) حَتّى‏ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فى ذالِکَ (وَ مِنْهُمُ الَّذینَ یُؤْذونَ النَّبِىَّ وَ یَقولونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ ـ (عَلَى‏الَّذینَ یَزْعُمونَ أَنَّهُ أُذُنٌ) ـ خَیْرٍ لَکُمْ، یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنینَ) الآیَةُ. وَلَوْشِئْتُ أَنْ أُسَمِّىَ الْقائلینَ بِذالِکَ بِأَسْمائهِمْ لَسَمَّیْتُ وَأَنْ أُوْمِئَ إِلَیْهِمْ بِأَعْیانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَأَنْ أَدُلَّ عَلَیْهِمُ لَدَلَلْتُ، وَلکِنِّى وَاللَّهِ فى أُمورِهمْ قَدْ تَکَرَّمْتُ.

۱۶٫ وَکُلُّ ذالِکَ لایَرْضَى اللَّهُ مِنّى إِلاّ أَنْ أُبَلِّغَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَىَّ (فى حَقِّ عَلِىٍّ)، ثُمَّ تلا: (یا أَیُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ – فى حَقِّ عَلِىٍّ – وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ).

ترجمه خطبه غدیر :

۱٫ستایش خداى راسزاست که در یگانگى‏اش بلند مرتبه و در تنهایى‏اش به آفریدگان نزدیک است؛ سلطنتش پرجلال و در ارکان آفرینش‏اش بزرگ است. ب‏آن‏که مکان گیرد و جابه ‏جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامى آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگىِ او را پایانى نیست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامى امور به سوى اوست.

۲٫اوست آفریننده آسمان‏ها و گستراننده زمین‏ها و حکمران آن‏ها. دور و منزه از خصایص آفریده‏هاست و در منزه‏بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونى‏بخش آفریده‏ها و نعمت ده ایجاد شده‏هاست. به یک نیم نگاه دیده‏ها را ببیند و دیده‏ها هرگز او را نبینند. کریم و بردبار و شکیباست. رحمت‏اش جهان‏شمول است و عطایش منّت‏گذار.

۳٫در انتقام بى‏شتاب و در کیفر سزاواران عذاب صبور و شکیباست؛ بر نهان‏ها آگاه و بر درون‏ها دانا، پوشیده‏ها بر او آشکار و پنهان‏ها بر او روشن است.

۴٫اوراست فراگیرى و چیرگى بر هر هستى. نیروى آفریدگان از او و توانایى بر هر پدیده ویژه اوست. او را همانندى نیست و هموست ایجادگر هر موجود در تاریکستان لاشَى‏ء، جاودانه و زنده و عدل‏گستر؛ جز او خداوندى نباشد و اوست ارجمند و حکیم.

۵٫دیده‏ها را بر او راهى نیست و اوست دریابنده دیده‏ها. بر پنهانى‏ها آگاه و بر کارها داناست. کسى از دیدن به وصف او نرسد و بر چگونگى او از نهان و آشکار دست نیابد مگر او – عزّوجلّ – خود، راه نماید و بشناساند.

۶٫گواهى مى‏دهم که او «اللّه» است؛ همو که تنزّهش سراسر روزگاران را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است. بى‏مشاور، فرمانش را اجرا، بى‏شریک تقدیرش را امضا و بى‏یاور سامان‏دهى فرماید. صورت آفرینش او را الگویى نبوده و آفریدگان را بدون یاور و رنج و چاره‏جویى، هستى بخشیده است. جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است. پس اوست «اللّه» که معبودى به جز او نیست؛ همو که صُنعش استوار است و ساختمان آفرینشش زیبا. دادگرى است که ستم روا نمى‏دارد و کریمى که کارهابه او بازمى‏گردد. و گواهى مى‏دهم که او «اللّه» است که آفریدگان در برابر بزرگى‏اش فروتن و در مقابل عزتش رام و به توانایى‏اش تسلیم و به هیبت و بزرگى‏اش فروتن‏اند. پادشاه هستى‏ها و چرخاننده سپهرها و رام‏کننده آفتاب و ماه که هریک تا اَجَل معین جریان یابند. او پرده‏ى شب را به روز و پرده‏ى روز را – که شتابان در پى شب است به شب پیچد. اوست شکننده‏ى هر ستمگر سرکش و نابودکننده‏ى هر شیطان رانده‏شده. نه او را ناسازى باشد و نه برایش انباز و مانندى. یکتا و بى‏نیاز، نه زاده و نه زاییده‏شده، او را همتایى نبوده، خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده کند و حکم نماید. بداند و بشمارد. بمیراند و زنده کند. نیازمند و بى‏نیاز گرداند. بخنداند و بگریاند. نزدیک آورد و دور برد. بازدارد و عطا کند. اوراست پادشاهى و ستایش. به دست تواناى اوست تمام نیکى. و هموست بر هر چیز توانا.

۷٫شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودى جز او نیست؛ گران‏مایه و آمرزنده؛ اجابت‏کننده‏ى دعا و افزاینده‏ى عطا، بر شمارنده‏ى نَفَس‏ها؛ پروردگار پرى و انسان. چیزى بر او مشکل ننماید، فریادِ فریادکنندگان او را آزرده نکند و اصرارِ اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد.

۸٫نیکوکاران را نگاهدار، رستگاران را یار، مؤمنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است؛ آن که در همه احوال سزاوار سپاس و ستایش آفریدگان است.

۹٫او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه مى‏گویم برشادى و رنج و بر آسایش و سختى و به او و فرشتگان و نبشته‏ها و فرستاده‏هایش ایمان داشته، فرمان او را گردن مى‏گذارم و اطاعت مى‏کنم و به سوى خشنودى او مى‏شتابم و به حکم او تسلیمم؛ چرا که به فرمانبرى او شایق و از کیفر او ترسانم. زیرا او خدایى است که کسى از مکرش در امان نبوده و از بى‏عدالتیش ترسان نباشد (زیرا او را ستمى نیست).

۱۰٫ و اکنون به عبودیت خویش و پروردگارى او گواهى مى‏دهم. و وظیفه خود را در آن چه وحى شده انجام مى‏دهم مباد که از سوى او عذابى فرود آید که کسى یاراى دورساختن آن از من نباشد هر چند توانش بسیار و دوستى‏اش (با من) خالص باشد – معبودى جز او نیست – چرا که اعلام فرموده که اگر آن‏چه (درباره‏ى على) نازل کرده به مردم نرسانم، وظیفه‏ى رسالتش را انجام نداده‏ام. و خداوند تبارک و تعالى امنیت از [آزار] مردم را برایم تضمین کرده و البته که او بسنده و بخشنده است.

۱۱٫ پس آن‏گاه خداوند چنین وحى‏ام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. اى فرستاده‏ى ما! آن‏چه از سوى پروردگارت درباره‏ى على و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ کن، وگرنه‏رسالت خداوندى را به انجام نرسانده‏اى و او تو را از آسیب مردمان نگاه مى‏دارد.»

۱۲٫ هان مردمان! آن‏چه بر من فرود آمده در تبلیغ آن کوتاهى نکرده‏ام و حال برایتان سبب نزول آیه را بیان مى‏کنم: همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوى سلام، پروردگارم – که تنها او سلام است – فرمانى آورد که در این مکان به‏پا خیزم و به هر سفید و سیاهى اعلام کنم که علىّ‏بن ابى‏طالب برادر، وصى و جانشین من در میان امت و امام پس از من بوده.جایگاه او نسبت به من به‏سان هارون نسبت به موسى است، لیکن پیامبرى پس از من نخواهد بود او (على) صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است.

۱۳٫ و پروردگارم آیه‏اى بر من نازل فرموده که: «همانا ولى، صاحب اختیار و سرپرست شما، خدا و پیامبر او و ایمانیانى هستند که نماز به‏پا مى‏دارند و در حال رکوع زکات مى‏پردازند.» و هر آینه علىّ‏بن ابى‏طالب نماز به‏پا داشته و در رکوع زکات پرداخته و پیوسته خداخواه است.

۱۴٫ و من از جبرئیل درخواستم که از خداوند سلام اجازه کند و مرا از این مأموریت معاف فرماید. زیرا کمى پرهیزگاران و فزونى منافقان و دسیسه‏ى ملامت‏گران و مکر مسخره‏کنندگان اسلام را مى‏دانم؛ همانان که خداوند در کتاب خود در وصفشان فرموده: «به زبان آن را مى‏گویند که در دل‏هایشان نیست و آن را اندک و آسان مى‏شمارند حال آن که نزد خداوند بس بزرگ است.»

۱۵٫ و نیز از آن روى که منافقان بارها مرا آزار رسانیده تا بدانجا که مرا اُذُن [سخن شنو و زودباور] نامیده‏اند، به خاطر همراهى افزون على با من و رویکرد من به او و تمایل و پذیرش او از من، تا بدانجا که خداوند در این موضوع آیه‏اى فرو فرستاده: «از آنانند کسانى که پیامبر خدا را مى‏آزارند و مى‏گویند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: آرى سخن شنو است. ـ بر علیه آنان که گمان مى‏کنند او تنها سخن مى‏شنود ـ لیکن به خیر شماست، او (پیامبر صلى ‏الله علیه و آله و سلم) به خدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق مى‏کند و راستگو مى‏انگارد.» و اگر مى‏خواستم نام گویندگان چنین سخنى را بر زبان آورم و یا به آنان اشارت کنم و یا مردمان را به سویشان هدایت کنم [که آنان را شناسایى کنند] مى‏توانستم، لیکن سوگند به خدا در کارشان کرامت نموده لب فروبستم.

۱۶٫ با این حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر این‏که آن چه در حق على فروفرستاده به گوش شما برسانم. سپس پیامبر صلّى اللّه علیه و آله چنین خواند: «اى پیامبر ما! آن‏چه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده – در حق على – ابلاغ کن وگرنه کار رسالتش را انجام نداده‏اى. و البته خداوند تو را از آسیب مردمان نگاه مى‏دارد.»

—————————————————————————————————————–

تفسیر خطبه غدیر :

حمد و ثنای اللهی

حمد و سپاس خدایی را که در یگانگی خود بلند مرتبه، و در تنهایی و فرد بودنش نزدیک است. در قدرت و سلطه خود با جلالت و در ارکان خود عظیم است.

علم او به همه چیز احاطه دارد در حالی که در جای خود است، و همه مخلوقات با قدرت و برهان خود تحت سیطره دارد. همیشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستایش خواهد بود. صاحب عظمتی که از بین رفتنی نیست. ابتدا کننده و بازگرداننده اوست و هر کاری به سوی او باز می گردد.
به وجود آورنده بالا برده شده ها (آسمان ها و افلاک) و پهن کننده گسترده ها (زمین)، یگانه حکمران زمین ها و آسمان ها، پاک و منزّه و تسبیح شده، پروردگار ملائکه و روح، تفضّل کننده بر همه آنچه خلق کرده، و لطف کننده بر هر آنچه به وجود آورده است. هر چشمی زیر نظر اوست ولی چشم ها او را نمی بینند. کَرم کننده و بردبار و تحمّل کننده است. رحمت او همه چیز را فرا گرفته و با نعمت خود بر همه آنها منت گذارده است.
در انتقام گرفتن خود عجله نمی کند و به آنچه از عذابش که مستحقّ آنند مبادرت نمی ورزد. باطن ها و سریره ها را می فهمد و ضمایر را می داند، و پنهان ها بر او مخفی نمی ماند و مخفی ها بر او مشتبه نمی شود. او راست احاطه بر هر چیزی و غلبه بر همه چیز و قوّت در هر چیزی و قدرت بر هر چیزی، و مانند او شیئی نیست. اوست به وجود آورنده شی (چیز) هنگامی که چیزی نبود. دائم و زنده است، و به قسط و عدل قائم است.

خداوندی جز او که با عزت و حکیم است نیست. بالاتر از آن است که چشمها او را درک کنند ولی او چشمها را درک می کند و او لطف کننده و آگاه است. هیچکس نمی تواند با دیدن به صفت او راه یابد، و کسی به چگونگی او از سر و آشکار دست نمی یابد، مگر به آنچه خود خداوند عزوجل راهنمایی کرده است. گواهی می دهم به او که اوست خدا، خدایی که قُدس و پاکی و منزّه بودن او روزگار را پر کرده است.
او که نورش ابدیّت را فرا گرفته است. او که دستورش را بدون مشورتِ مشورت کننده ای اجرا می کند و در تقدیرش شریک ندارد و در تدبیرش کمک نمیشود. آنچه ایجاد کرده بدون نمونه و مثالی تصویر نموده و آنچه خلق کرده بدون کمک از کسی و بدون زحمت و بدون احتیاج به فکر و حیله خلق کرده است. آنها را ایجاد کرد پس به وجود آمدند و خلق کرد پس ظاهر شدند. پس اوست خدایی که جز او خدایی نیست. صنعت او محکم و کار او زیباست.
عادلی که ظلم نمی کند و کرم کننده ای که کارها به سوی او باز می گردد. شهادت می دهم اوست خدایی که همه چیز در مقابل عظمت او تواضع کرده و همه چیز در مقابل عزّت او ذلیل شده و همه چیز در برابر قدرت او سر تسلیم فرود آورده و همه چیز در برابر هیبت او خاضع شده اند.
پادشاه پادشاهان و گرداننده افلاک و مسخّر کننده آفتاب و ماه، که همه با زمان ِتعیین شده در حرکت هستند. شب را بر روی روز و روز را بر روی شب می گرداند، که به سرعت در پی آن می رود. در هم شکننده هر زور گوی با عناد، و هلاک کننده هر شیطان سر پیچ و متمرّد. برای او ضدّی و همراه او معارضی نبوده است. یکتا و بی نیاز است. زاییده نشده و نمی زاید، و برای او هیچ همتایی نیست. خدای یگانه و پرودگار با عظمت. می خواهد پس به انجام می رساند، و اراده می کند پس مقدّر می نماید، و می داند پس به شماره می آورد.

می میراند و زنده می کند، فقیر می کند و غنی می نماید، می خنداند و می گریاند، نزدیک می کند و دور می نماید، منع می کند و عطا می نماید. پادشاهی از آن ِاو و حمد و سپاس برای اوست. خیر به دست اوست و او بر هر چیزی قادر است. شب را در روز و روز را در شب فرو می برد.
نیست خدایی جز او که با عزّت و آمرزنده است. اجابت کننده دعا، بسیار عطا کننده دعا، بسیار عطا کننده، شمارنده نَفَس ها و پرودگار جن ّو بشر، که هیچ امری بر او مشکل نمی شود، و فریاد دادخواهان او را منضجر نمی کند، و اصرارِ اصرار کنندگانش او را خسته نمی نماید.
نگهدارنده صالحین و موفّق کننده رستگاران و صاحب اختیار مومنان و پروردگار عالمیان. خدایی که از آنچه خلق کرده مستحق است که او را در هر حالی شکر و سپاس گویند. او را سپاس بسیار می گویم و دائماً شکر می نمایم، چه در آسایش و چه در گرفتاری، چه در حال شدت و چه در حال آرامش.

و به او و ملائکه اش و کتاب ها و پیامبرانش ایمان می آورم. دستور او را گوش می دهم و اطاعت می نمایم و به آنچه او را راضی می کند مبادرت می ورزم و در مقابل مقدرات او تسلیم می شوم به عنوان رغبت در اطاعت او و ترس از عقوبت او، چرا که اوست خدایی که نمی تواند از مکر او در امان بود و از ظلم او هم ترس نداریم (یعنی ظلم نمی کند).
 فرمان الهی برای مطلبی مهم

برای خداوند بر نفس خود به عنوان بندگی او اقرار می کنم، و شهادت می دهم برای او به پروردگاری، و آنچه به من وحی نموده ادعا می نمایم از ترس آنکه مبادا اگر آنجام ندهم عذابی از او بر من فرود آید که هیچکس نتواند آن را دفع کند، هر چند که حیله عظیمی بکار بندد و دوستی او خالص باشد. نیست خدایی جز او.

زیرا خداوند به من اعلام فرموده که اگر آنچه در حق علی بر من نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرسانده ام، و برای من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا کفایت کننده و کریم است. خداوند به من چنین وحی کرده است: ای پیامبر ابلاغ کن آنچه از طرف پرودگارت بر تو نازل شده – درباره علی، یعنی خلافت علی بن ابی طالب – و اگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده ای، و خداوند تو را از مردم حفظ می کند.

ای مردم!من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل کرده کوتاهی نکردم، و من سبب نزول این آیه را برای شما بیان می کنم: جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام – که او سلام است – مرا مامور کرد که در این اجتماع بپا خیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم علی بن ابی طالب برادر من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسی است جز اینکه پیامبری بعد از من نیست.
و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است.و خداوند این آیه از کتابش را بر من نازل کرده است: صاحب اختیار شما خدا و رسولش هستند و کسانی که ایمان آورده و نماز را بپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند. و علی بن ابی طالب است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در حال خداوند عزوجل را قصد می کند. من از جبرئیل در خواست کردم از خدا بخواهد تا مرا ابلاغ این مهم معاف بدارد، زیرا از کمی متقین و زیادی منافقین و فساد ملامت کنندگان و حیله های مسخره کنندگان ِاسلام اطلاع دارم، کسانی که خداوند در کتابش آنان را چنین توصیف کرده است که با زبانشان می گویند آنچه در قلبهایشان نیست، و این کار را سهل می شمارند در حالی که نزد خداوند عظیم است.
همچنین به خاطر اینکه منافقین بارها مرا اذیت کرده اند تا آنجا که مرا اُذُن «گوش دهنده بر هر حرفی» نامیدند، و گمان کردند که من چنین هستم به خاطر ملازمت بسیار علی با من و توجه من به او و تمایل او و قبولش از من، تا آنکه خداوند عزوجل در این باره چنین نازل کرد: از آنان کسانی هستند که پیامبر را اذیت می کنند و می گویند او اُذُن «گوش دهنده به هر حرفی» است، بگو: گوش است – بر ضد کسانی که گمان می کنند او اُذُن است- و برای خود خیر است، به خدا ایمان می آورد و در مقابل مومنین اظهار تواضع و احترام می نماید، و برای کسانی از شما که ایمان آورده اند رحمت است؛ و کسانی که پیامبر را اذیت می کنند عذاب درد ناکی در انتظارشان است. اگر من بخواهم گویندگان این نسبت اُذُن را نام ببرم می توانم، و اگر بخواهم به شخص آنها اشاره کنم می نمایم، و اگر بخواهم با علائم آنها را معرفی کنم می توانم، ولی به خدا قسم من در کار آنان با بزرگواری رفتار کرده ام.
بعد از همه اینها، خداوند از من راضی نمی شود مگر آنچه در حق علی بر من نازل کرده ابلاغ نمایم. ای پیامبر برسان آنچه – در حق علی- از پروردگارت بر تو نازل شده و اگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده ای، و خداوند تو را از مردم حفظ می کند.
اعلان رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام

ای مردم! این مطلب را درباره او بدانید و بفهمید، و بدانید که خداوند او را برای شما صاحب اختیار و امامی قرار داده که اطاعتش را واجب نموده است بر مجاهدین و انصار بر تابعین آنان به نیکی، و بر روستایی و شهری، و بر عجمی و عربی، و بر آزاد و بنده، و بر بزرگ و کوچک، و بر سفید و سیاه، بر هر یکتاپرستی حکم او اجرا شونده و کلام او مورد عمل و امر او نافذ است. هر کس با او مخالفت کند ملعون است، و هر کس تابع او باشد و او را تصدیق نماید مورد رحمت الهی است.
خداوند او را و هر کس را که از او بشنود و او را اطاعت کند آمرزیده است.

ای مردم! این آخرین باری است که در چنین اجتماعی بپا می ایستم. پس بشنوید و اطاعت کنید و در مقابل امر پروردگارتان سر تسلیم فرود آورید، چرا که خداوند عزوجل صاحب اختیار شما و معبود شماست، و بعد از خداوند رسولش و پیامبرش که شما را مخاطب قرار داده، و بعد از من علی صاحب اختیار شما و امام شما به امر خداوند است، و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات خواهید کرد. حلالی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و امامان حلال کرده باشند، و حرامی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و امامان بر شما حرام کرده باشند. خدای عزوجل حلال و حرام را به من شناسانده است، و آنچه پرودگارم از کتابش و حلال و حرامش به من آموخته به او سپرده ام ای مردم! علی را (بر دیگران) فضیلت دهید. هیچ علمی نیست مگر آنکه خداوند آن را در من جمع کرده است، و هر علمی را که آموخته ام در امام المتقین جمع نموده ام، و هیچ علمی نیست مگر آنکه آن را به علی آموخته ام. اوست امام مبین که خداوند در سوره یس ذکر کرده است: و هر چیزی را در امام مبین جمع کردیم.
ای مردم! از علی به سوی دیگری گمراه نشوید، و از او روی بر مگردانید و از ولایت او سر باز نزنید. اوست که به حق هدایت نموده و از آن نهی می نماید، و در راه خدا سرزنش ملامت کننده ای او را مانع نمی شود. علی اول کسی است که به خدا و رسولش ایمان آورد و هیچکس در ایمان به من بر او سبقت نگرفت.
اوست که با جان خود در راه رسول خدا فداکاری کرد. اوست که با پیامبر خدا بود در حالی که هیچکس از مردان همراه او خدا را عبادت نمی کرد.
از طرف خداوند به او امر کردم که درخوابگاه من بخوابد، او هم در حالی که جانش را فدای من کرده بود در جای من خوابید. ای مردم! او را فضیلت دهید که خدا او را فضیلت داده است، و او را قبول کنید که خداوند او را منصوب نموده است. ای مردم! او از طرف خداوند امام است، و هر کس ولایت او را انکار کند خداوند هرگز توبه اش را نمی پذیرد و او را نمی بخشد، حتمی است بر خداوند که با کسی که با او مخالفت نماید چنین کند و او را به عذابی شدید تا ابدیت تا آخر روزگار معذب نماید. پس بپرهیزید از اینکه با او مخالفت کنید و گرفتار آتشی شوید که آتشگیره آن مردم و سنگ ها هستند و برای کافران آماده شده است.

ای مردم! به خدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت داده اند، و من به خدا قسم خاتم پیامبران و مرسلین و حجت بر همه مخلوقین از اهل آسمان ها و زمین ها هستم. هر کس در این مطالب شک کند مانند کفر جاهلیت اول کفار شده است؛و هر کس در چیزی از این گفتار من شک کند در همه ی آنچه بر من نازل شده شک کرده است، و هر کس در یکی از امامان شک کند در همه آنها شک کرده است، و شک کننده درباره ما در آتش است. ای مردم! خداوند این فضیلت را بر من ارزانی داشته که منّتی از او بر من و احسانی از جانب او به سوی من است.
خدایی جز او نیست. حمد و سپاس از من بر او تا ابدیت و تا آخر روزگار و در هر حال.
ای مردم! علی را فضیلت دهید که او افضل مردم بعد از من از مرد و زن است تا مادامی که خداوند روزی را نازل می کند و خلق باقی هستند. معلون است ملعون است. مورد غضب است مورد غضب است کسی که این گفتار مرا رد کند و با آن موافق نباشد. بدانید که جبرئیل از جانب خداوند این خبر را برای من آورده است و می گوید: «هرکس با علی دشمنی کند و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضب من بر او باد». هر کس ببیند برای فردا چه پیش فرستاده است. از خدا بترسد که با علی مخالفت کنید و در نتیجه قدمی بعد از ثابت بودن آن بلغزد، خداوند از آنچه انجام می دهید آگاه است.

ای مردم! علی «جنب الله» است که خداوند در کتاب عزیزش ذکر کرده و درباره کسیکه با او مخالفت کند فرموده است: ای حسرت بر آنچه درباره جنب خداوند تفریط و کوتاهی کردم.
ای مردم! در قرآن تدبر نمایید و آیات آن را بفهمید و در محکمات آن نظر کنید و به دنبال متشابه آن نروید. به خدا قسم، باطن آن را برای شما بیان نمی کند و تفسیرش را برایتان روشن نمی کند مگر این شخصی که دست او را می گیرم و او را به سوی خود بالا می برم و بازوی او را می گیرم و با دو دستم او را بلند می کنم و به شما می فهمانم کههر کس من صاحب اختیار اویم این علی صاحب اختیار اوست و او علی بن ابی طالب برادر و جانشین من است، و ولایت او از خداوند عزوجل است که بر من نازل کرده است ای مردم! علی و پاکان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر است. هر یک از این دو از دیگری خبر می دهد و با هم موافق هستند. آنها از یکدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند.
بدانید که آنان امین های خداوند بین مردم و حاکمان او در زمین هستند. بدانید که من ادا نمودم، بدانید که من ابلاغ کردم، بدانید که من شنوانیدم، بدانید که من روشن نمودم، بدانید که خداوند فرموده است و من از جانب خداوند عزوجل می گویم بدانید که امیرالمومنینی جز این برادرم نیست. بدانید که امیرالمومنین بودن بعد از من برای احدی جز او حلال نیست.
بلند کردن دست امیرالمومنین علیه السلام بدست رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم

سپس پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دستش را بر بازوی علی علیه السلام زدند و آن حضرت را بلند کردند. و این در حالی بود که امیرالمومنین علیه السلام از زمانی که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم بر فراز منبر آمده بودند یک پله پایین تر از مکان حضرت ایستاده بودند و نسبت به صورت حضرت به طرف راست مایل بود که گویی هر دو در یک مکان ایستاده اند. پس پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم با دستشان ایشان را بلند کردند و هر دو دست را به سوی آسمان باز نمودند و علی علیه السلام را از جا بلند نمودند تا حدی که پای ایشان موازی زانوی پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم رسید.
سپس فرمودند:
ای مردم! این علی است برادر من و وصی من و جامع علم من، و جانشین من در امتم بر آنان که به من ایمان آورده اند، و جانشین من در تفسیر کتاب خداوند عزوجل و دعوت به آن و عمل کننده به آنچه او را راضی می کند، و جنگ کننده با دشمنان خدا و دوستی کننده بر اطاعت او و نهی کننده از معصیت او. اوست خلیفه رسول خدا، و اوست امیرالمومنین و امام هدایت کننده از طرف خداوند، و اوست قاتل ناکثین و قاسطین و مارقین به امر خداوند. خداوند می فرماید: سخن در پیشگاه من تغییر نمی پذیرد.
پرودگارا، به امر تو می گویم:خداوندا دوست بدار هر کس علی را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس علی را دشمن بدارد، و یاری کن هر کس علی را یاری کند و خوار کن هر کس علی را خوار کند، و لعنت نما هر کس علی را انکار کند و غضب نما بر هر کس که حق علی را انکار نماید.
پرودگارا، تو هنگام روشن شدن این مطلب و منصوب نمودن علی در این روز، این آیه را درباره او نازل کردی: امروز دین شما را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین شما راضی شدم. فرمودی: دین نزد خدا اسلام است و فرمودی: هر کس دینی غیر از اسلام انتخاب کند هرگز از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود. پرودگارا، تو را شاهد می گیرم که من ابلاغ نمودم

 تاکید بر توجه امت به مسئله امامت

ای مردم! خداوند دین شما را با امامت او کامل نموده، پس هر کس اقتدا نکند به او و به کسانی که جانشین او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خداوند عزوجل، چنین کسانی اعمالش در دنیا وآخرت از بین رفته و در آتش دائمی خواهند بود. عذاب از آنان تخفیف نمی یابد و به آنها مهلت داده نمی شود.

ای مردم! این علی است که یاری کننده ترین شما نسبت به من و سزاوارترین شما به من و نزدیک ترین شما به من؛ خدای عزوجل و من از او راضی هستیم. هیچ آیه رضایتی در قرآن نازل نشده مگر درباره او، هیچگاه خداوند مومنین را مورد خطاب قرار نداده مگر آنکه ابتدا او مخاطب بوده است، و هیچ آیه مدحی در قرآن نیست مگر درباره او، و خداوند در سوره «هَلْ اَتی» شهادت به بهشت نداده مگر برای او، و این سوره جز او را مدح نکرده است.
ای مردم! او را یاری دهنده دین خدا و دفاع کننده از رسول خداست، و اوست با تقوای پاکیزه هدایت کننده هدایت شده. پیامبرتان بهترین پیامبر و وصیتان بهترین وصی و فرزندان او بهترین اوصیاء هستند.
ای مردم! نسل هر پیامبری از صلب خود او هستند ولی نسل من از صلب امیرالمومنین علی است.
ای مردم! شیطان آدم را با حسد از بهشت بیرون کرد. مبادا به علی حسد کنید که اعمالتان نابود شود و قدم هایتان بلغزد. آدم به خاطره یک گناه به زمین فرستاده شد در حالی که انتخاب شده خداوند عزوجل بوده، پس شما چگونه خواهید بود در حالی که شمایید و در بین شما دشمنان خدا هستند. بدانید که با علی دشمنی نمی کند مگر با تقوی و به او ایمان نمی آورد مگر مومن مخلص. به خدا قسم سوره والعصر درباره علی نازل شده است: قسم به عصر، انسان در زیان است مگر علی که ایمان آورد وبه حق و صبر راضی شد.
ای مردم! من خدا را شاهد گرفتم و رسالتم را به شما ابلاغ نمودم، و بر عهده رسول جز ابلاغ روشن چیزی نیس ای مردم! از خدا بترسید آن گونه که باید ترسید و از دنیا نروید مگر آنکه مسلمان باشید.

 اشاره به کارشکنی های منافقین

ای مردم! ایمان آورید به خدا و رسولش و به نوری که همراه او نازل شده است، قبل از آنکه هلاک کنیم وجوهی را و آن صورت ها را به پشت بر گردانیم یا آنان را مانند اصحاب سبت لعنت کنیم.
ای مردم! نور از جانب خداوند عزوجل در من نهاده شده و سپس در علی بن ابی طالب و بعد در نسل او تا مهدی قائم، که حق خداوند و هر حقی که برای ما باشد می گیرد، چرا که خداوند عزوجل ما را بر کوتاهی کنندگان و بر معاندان و مخالفان و خائنان و گناهکاران و ظالمان و غاضبان از همه عالمیان حجت قرار داده است.
ای مردم! شما را می ترسانم و انذار می نمایم که من رسول خدا هستم، و قبل از من پیامبران بوده اند.آیا اگر من بمیرم یا کشته شوم شما عقب گرد می نمایید؟ هر کس به عقب بر گردد به خدا ضرری نمی رساند، و خداوند به زودی شاکرین و صابرین را پاداش می دهد. بدانید که علی است توصیف شده به صبر و شکر، و بعد از او فرزندانم از نسل او چنین اند.
ای مردم! با اسلامتان بر من منت مگذارید، بلکه بر خدا منت نگذارید، که اعمالتان را نابود می نماید و بر شما غضب می کند و شما را به شعله ای از آتش و مس گداخته مبتلا می کند.
پرودگار شما در کمین است ای مردم! بعد از من امامانی خواهند بود که به آتش دعوت می کنند و روز قیامت کمک نمی شوند. ای مردم! خداوند و من از آنان بیزار هستیم.
ای مردم! آنان و یارانشان و تابعینشان و پیروانشان در پایین ترین درجه آتش اند و چه بد است جای متکبران. بدانید که آنان اصحاب صحیفه هستند، پس هر یک از شما در صحیفه خود نظر کند.
راوی گوید: وقتی پیامبر (ص) نام «اصحاب صحیفه» را آورد اکثر مردم منظور حضرت را نفهمیدند و برایشان سوال انگیز شد، و فقط عده کمی مقصود حضرت را فهمیدند.
ای مردم! من امر خلافت را به عنوان امامت و وراثت آن در نسل خودم تا روز قیامت به ودیعه می سپارم، و من رسانیدم آنچه مأمور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غایب و بر همه کسانی که حضور دارند، به دنیا آمده اند یا نیامده اند. پس حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند. وبه زودی امامت را بعد از من به عنوان پادشاهی و با ظلم و زور می گیرند. خداوند غاصبین و تعدی کنندگان را لعنت کند.و درآن هنگام است- ای جن وانس- که میریزد برای شما آنکه باید بریزد و می فرستد بر شما شعله ای از آتش و مس گداخته و نمی توانید آن را از خود دفع کنید.
ای مردم! خداوند عزوجل شما را به حال خود رها نخواهد کرد تا آنکه خبیث را از پاکیزه جدا کند، و خداوند شما را بر غیب مطاع نمی کند. ای مردم! هیچ سرزمین آبادی نیست مگر آنکه در اثر تکذیب (اهل آن آیات الهی را) خداوند قبل از روز قیامت آنان را هلاک خواهد کرد و آن را تحت حکومت امام مهدی خواهد آورد، و خداوند وعده خود را عملی می نماید.
ای مردم! قبل از شما اکثر پیشینیان هلاک شدند، و خداوند آنها را هلاک نمود و اوست که آیندگان را هلاک خواهد کرد. خدای تعالی می فرماید: آیا ما پیشینیان را هلاک نکردیم؟ آیا در پی آنان دیگران را نفرستادیم؟ ما با مجرمان چنین می کنیم. وای بر مکذبین در آن رو ای مردم! خداوند مرا امر و نهی نموده است، و من هم به امر الهی علی را امر و نهی نموده ام، و علم امر و نهی نزد اوست. پس امر او را گوش دهید تا سلامت بمانید، و او را اطاعت کنید تا هدایت شوید و نهی او را قبول کنید تا در راه درست باشید، و به سوی مقصد و مراد او بروید، و راه هایبیگانه شما را از راه او منحرف نکند.

پیروان اهل بیت علیهم السلام و دشمنان ایشان

ای مردم! من راه مستقیم خداوند هستم که شما را به پیروی آن امر نموده، وسپس علی بعد از من، و سپس فرزندانم از نسل او که امامان هدایت اند، به حق هدایت می کنند و به یاری حق به عدالت رفتار می کنند. سوره حمد درباره من نازل شده، و به خدا قسم درباره ایشان (امامان) نازل شده است. به طور عموم شامل آنان است و به طور خاص درباره آنان است.
ایشان دوستان خدایند که ترسی بر آنان نیست و محزون نمی شوند، بدانید که حزب خداوند غالب هستند.
بدانید که دشمنان ایشان سفهاء گمراه و براداران شیاطین اند که اباطیل را از روی غور به یکدیگر می رسانند. بدانید که دوستان اهل بیت کسانی اند که خداوند در کتابش آنان را یاد کرده و فرموده است: نمی یابی قومی را که به خدا و روز قیامت ایمان آورده باشند، و در عین حال با کسانی که با خدا و رسولش ضدّیت دارند روی دوستی داشته باشند، اگر چه پدرانشان یا فرزندانشان یا برادرنشان یا فامیلشان باشند.
آنان اند که ایمان در قلبشان نوشته شده و خداوند آنان را با وحی از خود تایید فرموده و ایشان را به بهشتی وارد می کند که از پایین آن نهرها جاری است و در آن راضی است و آنان راضی هستند. آنان حزب خداوند هستند. بدانید که حزب خدا رستگارند.
بدانید که دوستان اهل بیت کسانی اند که خداوند عزوجل آنان را توصیف کرده و فرموده است: کسانی که ایمان آورده و ایمانشان را با ظلم نپوشانده اند، آنان اند که برایشان امان است و آنان هدایت یافتگان اند. بدانید که دوستان ایشان کسانی اند که ایمان آورده اند و به شک نیفتاده اند.
بدانید که دوستان ایشان کسانی اند که با سلامتی و در حال امن وارد بهشت می شوند، و ملائکه با سلام به ملاقات آنان می آیند و می گویند: سلام بر شما، پاکیزه شدید، پس برای همیشه داخل بهشت شوید. بدانید که دوستان ایشان کسانی هستند که بهشت برای آنان است و در آن بدون حساب روزی داده می شوند.
بدانید که دشمنان اهل بیت کسانی اند که به شعله های آتش وارد می شوند. بدانید که دشمنان ایشان کسانی اند که از جنهم در حالی که می جوشد صدای وحشتناکی می شنود و شعله کشیدن آنرا می بینند. بدانید که دشمنان ایشان کسانی اند که خداوند درباره او آنان فرموده است: هر گروهی که داخل (جنهم) می شوند همتای خود را لعنت می کنند، تا آنکه همه آنان در آنجا به یکدیگر می پیوندند آخرین آنان با اشاره به اولین آنان می گویند:
پروردگارا، اینان ما را گمراه کردند؛ پس عذاب دو چندان از آتش به آنان نازل کن. خدا می فرماید: برای هر دو گروه عذاب مضاف است ولی شما نمی دانید.
بدانید که دشمنان ایشان کسانی اند که خداوند عزوجل می فرماید: هرگاه گروهی را در جنهم می اندازد خزانه داران دوزخ از ایشان می پرسند: آیا ترساننده ای برای شما نیامد؟ می گویند: بلی، برای ما نذیر و ترسانده آمد ولی ما او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هیچ چیز نازل نکرده است، و شما در گمراهی بزرگ هستید.
و می گویند: اگر می شنیدم یا فکر می کردیم از اصحاب آتش نبودیم. به گناه خود اعتراف کردند.
پس دور باشند اصحاب آتش.
بدانید که دوستان اهل بیت کسانی هستند که در پنهانی از پرودگارشان می ترسند و برای آنان مغفرت و اجر بزرگ است.

ای مردم! چقدر فاصله است بین شعله های آتش و بین اجر بزرگ.
ای مردم! دشمن ما کسی است که خداوند او را نکوهش کرده و او را لعنت کرده و دوست ما کسی است که خداوند او را مدح نموده و دوستش بدارد.
ای مردم! بدانید که من نذیر و ترساننده ام و علی بشارت دهنده است.
ای مردم! بدانید که من مُنذر و بر حذر دارنده ام و علی هدایت کننده است.
ای مردم! من پیامبرم و علی جانشین من است.
ای مردم! بدانید که من پیامبرم و علی امام و وصی بعد از من است، و امامان بعد از او فرزندان او هستند. بدانید که من پدر آنانم و آنها از صلب او به وجود می آیند.
حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف

بدانید که آخرین امامان، مهدی قائم از ماست.اوست غالب بر ادیان، اوست انتقام گیرنده از ظالمین. اوست فاتح قلعه ها و منهدم کننده آنها. اوست غالب بر هر قبیله ای از اهل شرک و هدایت کننده آنان. بدانید که اوست انتقام گیرنده همه خون های اولیاء خدا. اوست یاری دهنده دین خدا. بدانید که اوست استفاده کننده از دریایی عمیق.
اوست که هر صاحب فضیلتی را به قدر فضلش و هر صاحب جهالتی را به جهلش نشانه می دهد. اوست وارث هر علمی و احاطه دارنده به هر فهمی.
بدانید که اوست خبر دهنده از پرودگارش، و بالا برنده آیات الهی. اوست هدایت یافته محکم بنیان. اوست که کارها به او سپرده شده است.
اوست که پیشینیان به او بشارت داده اند. اوست که به عنوان حجت باقی می ماند و بعد از او حجتی نیست. هیچ حقی نیست مگر همراه او، و هیچ نوری نیست مگر نزد او. بدانید او کسی است که غالبی بر او نیست و کسی بر ضد او کمک نمی شود. اوست ولی خدا در زمین و حکم کننده او بین خلقش و امین او بر نهان وآشکارش.

 مطرح کردن بیعت

ای مردم! من برایتان روشن کردم و به شما فهانیدم، و این علی است که بعد از من به شما می فهاند.بدانید که من بعد از پایان خطابه ام شما را به دست دادن با من به عنوان بیعت با او و اقرار به او، و بعد از من به دست دادن با خود او فرا می خوانم. بدانید که من با خدا بیعت کرده ام و علی با من بیعت کرده است، و من از جانب خداوند برای او از شما بیعت می گیرم.خداوند می فرماید: کسانی که با تو بیعت می کنند، دست خداوند بر روی دست آنان است. پس هر کس بیعت را بشکند بر ضرر خود اوست، و هر کس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به او اجر عظیمی عنایت خواهد کرد.

حلال و حرام، واجبات و محرمات

ای مردم! حج و عمره از شعائر الهی هستند، خداوند می فرماید: هر کس به خانه خدا به عنوان حج یا عمره بیاید برای او اشکالی نیست که بر صفا و مروه بسیار طواف کند، و هر کس کار خیری را بدون چشم داشتی انجام دهد خداوند سپاسگزار داناست. ای مردم! به حج خانه خدا بروید.
هیچ خاندانی به خانه خدا وارد نمی شود مگر آنکه مستغنی می گردند و شاد می شوند، و هیچ خاندانی آن را ترک نمی کنند مگر آنکه منقطع می شوند و فقیر می گردند. ای مردم! هیچ مومنی در موقف (عرفات، مشعر، منی) وقف نمی کند مگر آنکه خداوند گناهان گذشته او را تا آن وقت می آمرزد، و هرگاه که حجش پایان یافت اعمالشان را از سر می گیرد.

ای مردم! حاجیان کمک می شوند و آنچه خرج می کنند به آنان باز می گردد، و خداوند جزای محسنین را ضایع نمی نماید.
ای مردم! با دین کامل و با تفقه و فهم به حج خانه خدا بروید و از آن مشاهد مشرفه جز با توبه و دست کشیدن از گناه بر مگردید. ای مردم! نماز را بپا دارید و زکات را بپردازید همانطور که خداوند عزوجل به شما فرمان داده است و اگر زمان طویلی بر شما گذشت و کوتاهی نمودید یا فراموش کردید، علی صاحب اختیار شماست و برای شما بیان می کند، او که خداوند عزوجل بعد از من عنوان امین بر خلقش او را منصوب نموده است. او از من است و من از اویم.
او وآنان که از نسل من اند آنچه را نمدانید برای شما بیان می کنند.بدانید که حلال و حرام بیش از آن است که من همه آنها را بشمارم و معرفی کنم و بتوانم در یک مجلس به همه حلال ها دستور دهم و از همه حرام ها نهی کنم و پس مأمورم که از شما بیعت بگیرم و با شما دست بدهم بر اینکه قبول کنید آنچه از طرف خداوند عزوجل درباره امیرالمومنین علی و جانشینان بعد از او آورده ام که نسل من و اویند، و آن موضوع امامتی است که فقط در آنها بپا خواهد بود، و آخر ایشان مهدی است تا روزی که خدای مدبر قضا و قدر را ملاقات کند ای مردم! هر حلالی که شما را بدان راهنمایی کردم و هر حرامی که شما را از نهی نمودم، هرگز از آنها بر نگشته ام و تغییر نداده ام. این مطلب را به یاد داشته باشید و آن را تبدیل نکنید و تغییر ندهید.من سخن خود را تکرار می کنم: نماز را بپا دارید زکات را بپردازید و به کار نیک امر کنید و از منکرات نهی نمایید.
بدانید که بالاترین امر به معروف آن است که سخن مرا بفهمید و آنرا به کسانی که حاضر نیستند برسانید و او را از طرف من به قبولش امر کنید و از مخالفتشان نهی نمایید، چرا که این دستوری از جانب خداوند عزوجل و از نزد من است، و هیچ امر به معروف و نهی از منکری نمیشود مگر با امام معصوم.

ای مردم! قرآن به شما می شناساند که امام بعد از علی فرزندان او هستند و من هم به شما شناساندم که آنان از نسل من و از نسل اویند. آنجا که خداوند در کتابش می فرماید: آن (امامت) را به عنوان کلمه باقی در نسل او قرار داد، و من نیز به شما گفتم: اگر به آن دو (قرآن و اهل بیت) تمسک کنید هر گز گمراه نمی شود.

ای مردم! تقوی را، تقوی را. از قیامت بر حذر باشید همانگونه که خدای عزوجل فرموده: زلزله قیامت شی عظیمی است. مرگ و معاد و حساب و ترازوهای الهی و حسابرسی در پیشگاه رب العالمین و ثواب و عقاب را به یاد آورید. هر کس حسنه با خود بیاورد طبق آن ثواب داده می شود، و هر کس گناه بیاورد در بهشت او را نصیبی نخواهد بود.
 بیعت گرفتن رسمی

ای مردم! شما بیش از آن هستید که با یک دست و در یک زمان با من دست دهید، و پرودگارم مرا مأمور کرده است که از زبان شما اقرار بگیرم درباره آنچه منعقد نمودم برای علی امیرالمؤمنین و امامانی که بعد از او می آیند و از نسل من و اویند، چنانکه به شما فهماندم که فرزندان من از صلب اویند.

پس همگی چنین بگویید: ما شنیدیم و اطاعت می کنیم و راضی هستیم و سر تسلیم فرود می آوریم درباره آنچه از جانب پرودگار ما و خودت به ما رساندی درباره امر امامت اماممان علی امیرالمؤمنین و امامانی که از صلب او به دنیا می آیند. بر این مطلب با قلب و با جان و با زبان و دستانمان با تو بیعت می کنیم.
بر این عقیده زنده ایم و به آن می میریم و (روز قیامت) با آن محشور می شویم. تغییر نخواهیم داد تبدیل نمی کنیم و شک و انکار نمی نماییم و تردید به دل راه نمی دهیم و از این قول بر نمی گردیم و پیمان را نمی شکنیم. تو ما را به موعظه الهی نصیحت نمودی درباره علی امیرالمومنین و امامانی که گفتی بعد از او از نسل تو و فرزندان اویند، یعنی حسن وحسین و آنان که خداوند بعد از آن دو منصوب نموده است. پس برای آنان عهد و پیمان از ما گرفته شد، از قلب هایمان و جان و زبان و ضمائر و دستهایمان. هر کس توانست با دست بیعت می نماید و گرنه با زبانش اقرار می کند.
هرگز در پی تغییر این عهد نیستیم و خداوند در این باره از نفسهایمان دگرگونی نبیند. ما این مطالب را از قول تو به نزدیک و دور از فرزندانمان و فامیلمان می رسانیم. و خدا را بر آن شاهد می گیریم. خداوند در شاهد بودن کفایت می کند و تو نیز بر این اقرار ما شاهد هستی.
ای مردم! چه می گویید؟ خداوند هر صدایی را و پنهان های هر کسی را می داند. پس هر کس هدایت یافت به نفع خودش است و هر کس گمراه شده است، و هر کس بیعت کند با خداوند بیعت می کند.
دست خداوند بر روی بیعت کنندگان است. ای مردم! با خدا بیعت نمایید و با علی امیرالؤمنین و حسن و حسین و امامان از ایشان در آخرت، به عنوان امامتی که در نسل ایشان باقی است بیعت کنید. خداوند بیعت شکنان را هلاک و وفاداران را مورد رحمت قرار می دهد، و هر کس بیعت را بشکند به ضرر خویش شکسته است، و هر کس به آنچه با خدا پیمان بسته وفا کند خداوند به او اجر عظیمی عنایت می فرماید.

ای مردم! آنچه به شما گفتم بگویید (تکرار کنید)، و به علی به عنوان «امیرالمؤمنین» سلام کنید و بگویید: شنیدیم واطاعت کردیم.
پرودگارا مغفرت تو را می خواهیم و بازگشت به سوی تو ست. و بگویید: حمد و سپاس خدای را که ما را به این راه هدایت کرد، و اگر خداوند هدایت نمی کرد ما هدایت نمی شدیم. فرستادگان پرودگارمان به حق آمده اند.
ای مردم! فضایل علی بن ابی طالب نزد خداوند- که در قرآن آن را نازل کرده- بیش از آن است که همه را در یک مجلس بشمارم. پس هر کس درباره آنها به شما خبر داد و معرفت آن را داشت او را تصدیق کنید.
ای مردم! هر کس خدا و رسولش و علی و امامانی را ذکر کردم اطاعت کند به رستگاری بزرگ دست یافته است. ای مردم، کسانی که برای بیعت با او و قبول ولایت او و سلام کردن به عنوان «امیرالمؤمنین» با او، سبقت بگیرند آنان رستگارنند و در باغ های بهشت خواهند بود. ای مردم! سخنی بگویید که به خاطر آن خداوند از شما راضی شود، و اگر شما و همه کسانی که در زمین هستند کافر شوند به خدا ضرری نمی رسانند. خدایا، به خاطر آنچه ادا کردم و امر نمودم مؤمنین را بیامرز و بر منکرین که کافرند غضب نما، وحمد و سپاس مخصوص خداوند عالم است.

—————————————————————————————————————–

عید ولایت در قرآن

برترین نعمت معنوى

در سراسر جهان هستى همه نعمت‏هاى مادى و معنوى از سوى خداى سبحان است: »و ما بکم من نعمة فمن اللّه«؛ نعمتهایى که۱ انسانهاى عادى هرگز توان شمارش آن را ندارند: »و إن تعدّوا نعمة اللّه لا تحصوها«۲٫ خداى سبحان در قرآن کریم گاهى از نعمتهاى مادى و روزیهاى ظاهرى، مانند آسمان، زمین، آفتاب و ماه یاد مى‏کند و گاهى از نعمتهاى معنوى و باطنى؛ چنانکه به عیساى مسیح مى‏فرماید: إذ قال الله یا عیسى ابن مریم اذکر نعمتى علیک و على والدتک إذ أیّدتک بروح القدس تکلّم الناس فى المهد و کهلاً و إذ علّمتک الکتاب و الحکمة و التوریة و الإنجیل و إذ تخلق من الطّین کهیئة الطّیر بإذنى فتنفخ فیها فتکون طیراً بإذنى و تبرئ الأکمه و الابرص بإذنى و إذ تخرج الموتى باذنى.۳ به یاد نعمتهایى باش که به تو و مادرت مریم دادم، آنگاه که تو را به روح القدس تأیید کردم که در گهواره و نیز در میانسالى با مردم سخن گفتى و آنگاه که تو را کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و آنگاه که به اذن من از گلف به شکل پرنده مى‏ساختى، پس در آن مى‏دمیدى و به اذن من پرنده‏اى مى‏شد و کور مادرزاد و پیس را به اذن من شفا مى‏دادى و آنگاه که مردگان را به اذن من [زنده از قبر] بیرون مى‏آوردى. درباره بنى اسرائیل نیز نعمتهایى محدود را یادآورى کرده، مى‏فرماید: یا بنى اسرائیل اذکروا نعمتى التى أنعمت علیکم.۴ اى بنى‏اسرائیل، به یاد نعمتهایى باشید که به شما ارزانى داشتم. نعمتهاى معنوى مراتب و درجاتى دارد و در میان آنها برترین نعمت، رسالت و امامت است. از این رو در قرآن کریم از هر دو نعمت به »منت« (نعمت سنگین و توان فرسایى که حمل و هضم آن دشوار باشد، نه منت زبانى) تعبیر مى‏کند، درباره رسالت و بعثت پیامبران مى‏فرماید: لقد منّ اللّه على المؤمنین إذ بعث فیهم رسولاً من أنفسهم.۵ و درباره امامت نیز مى‏فرماید: و نرید أن نمنّ على الّذین استضعفوا فى الأرض و نجعلهم ائمّة و نجعلهم الوارثین۶٫ زیرا پیامبر و امام تأمین کنندگان سعادت ابدى انسان هستند. فرشتگان با همه قداست و شرافتى که دارند، تنها مى‏توانند واسطه فیض باشند، ولى نمى‏توانند هدایت و رهبرى مستقیم جامعه بشرى را بر عهده بگیرند. موجود کامل و جامعى که مى‏تواند فیض الهى را معصومانه از خدا دریافت کند و معصومانه به جوامع بشرى ابلاغ کند و خود نیز معصومانه به آن عمل کند، انسان کامل، مانند پیامبر و امام است. از این رو خداى سبحان در قرآن کریم بر نبوت و امامت که جامع آن دو »ولایت« است تکیه کرد و آن را مورد امتنان قرار داد، در حالى که درباره آفرینش آسمانها و زمین و بهشت و قیامت به منت یاد نکرد؛ زیرا آسمانهإ؛ و زمین گر چه بزرگ است، لیکن در برابر نعمت سنگین و توانفرساى۷ رسالت و امامت کوچک است. درباره رسالت و امامت نیز در قرآن کریم تنها درباره جریان غدیر خم و ولایت امیر مؤمنان، علیه‏السلام، تعبیر منحصر به فرد »اتمام نعمت« آمده است: الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتى۸٫ سخن از »انعمت علیکم« نیست، بلکه خداوند مى‏فرماید: أتممت علیکم نعمتى. نعمتم را بر شما تمام کردم. یعنى همانطور که نبوت و رسالت پیامبر اکرم، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، کاملترین نبوت و رسالت است و پس از آن نبوتى نیست، ولایت و امامت على و اولاد على، علیهم‏السلام، نیز کاملترین ولایت و امامت است و پس از آن امامتى نیست. از منظر قرآن کریم در غدیرخم که عید بزرگ ولایت است، نعمتهاى معنوى الهى به برترین حد و بالاترین نصاب خود رسید و چون نعمتى برتر از ولایت على و اولاد على، علیه‏السلام، نیست، عید غدیر برترین اعیاد امت اسلامى است و اعتقاد به ولایت تکوینى و تشریعى امامان معصوم، علیه‏السلام، و باور داشتن وساطت و شفاعت و وسیله بودن آنان از مهمترین برکاتى است که نصیب امت اسلامى شده است.

امامت، تداوم رسالت

خداى سبحان امامت را ادامه رسالت وهمتاى آن مى‏داند. از این رو در حادثه جهانى غدیر خم به پیامبر اکرم، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، فرمود: اگر نصب على بن ابى طالب على، علیه‏السلام، رابه دست خود انجام ندهى و ولایت را تببین نکنى اصلا به رسالت الهى عمل نکرده‏اى؛ یعنى رسالت منهاى امامت معادل رسالت منهاى رسالت است؛ زیرا آنچه اساس رسالت را حفظ مى‏کند همان امامت است. بهترین معرّف براى عظمت روز غدیر و حادثه جهانى این روز، قرآن و عترت است. چه حادثه‏اى در روز هجدهم ماه ذى حجه در سرزمین غدیر رخ داد که این روز را براى ابد عید کرد؟ خداى سبحان در سوره مائده به رسول اکرم، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، مى‏فرماید: یا أیّها الرسول بلّغ ما أفنزل الیک من ربّک و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته و اللّه یعصمک من النّاس. گرچه پیامبر داراى مقام نبوت نیز هست، لیکن در این پیام آسمانى رسالت او مطرح است. از این رو با خطاب »یا أیّها النبى« آغاز نشد. گزینش عنوان »رسالت« از یک سو، مجهول آوردن فعل »أفنزل« که نشانه اهمیت مطلب است از سوى دیگر ونیز انتخاب عنوان »ربّک« که نشانه آن است که تو عبد آن ربّى و او مولاى تو است و تو باید از او اطاعت کنى، از سوى سوم، نشانه اهمیت آن مطلب است. دو عنوان رسالت و ربوبیت که در این آیه آمده نشانه آن است که از منظر قرآن کریم در غدیرخم که عید بزرگ ولایت است، نعمتهاى معنوى الهى به برترین حد و بالاترین نصاب خود رسید و چون نعمتى برتر از ولایت على و اولاد على، علیه‏السلام، نیست، عید غدیر برترین اعیاد امت اسلامى اس رسالت پیامبر و ربوبیت خدا هر دو در آفرینش رویداد جهانى غدیر خم نقش دارد، یعنى خدایى که پروردگار بشر است، باید آنها را بپروراند و پرورش بشر بدون شریعت و مجرى شریعت میسور نیست و تو رساننده این پیامى از این جهت که رسولى و با مردم رابطه دارى در اینجا موظفى، نه از آن جهت که نبى هستى.۹ از این رو در آیه کریمه هم »رسالت رسول «مطرح شد و هم »ربوبیت خدا«. رسالت رسول اقتضا دارد که وى پیام خدا را بدرستى دریافت و ابلاغ کند واگر این پیام را به جوامع انسانى ابلاغ نکرد گویا هیچ کارى نکرده است. از این رو به پیامبر، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، فرمود: اگر آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده به مردم ابلاغ کنى رسالت خدا را ابلاغ نکرده‏اى: و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته. اگر در این آیه مى‏فرمود: »إن لم تفعل فما بلّغته«، بدین معنا بود که اگر آنچه را نازل کرده‏ام تبلیغ نکردى، همان را تبلیغ نکردى و این همان اتحاد مقدم و تالى و موضوع و محمول است که در قضایا غیر علمى و بى فایده است. هر دستورى که خدا به پیامبر مى‏دهد اگر پیامبر به آن عمل نکند، آن دستور را عمل نکرده است. ثانیاً نفرمود:»إن لم تفعل فما بلّغت رسالتک«، یعنى اگر آن پیام الهى را نرساندى رسالت خود را در خصوص آن امر ایفا نکرده‏اى؛ زیرا این جمله نیز گرچه قبح اتحاد مقدم و تالى را ندارد، لیکن قضیه شرطیه سودمندى نیست. این جمله نورانى بدین معناست که، تو رسول خدایى و رسالتت به پایان خود نزدیک مى‏شود؛ اکنون اگر امامت و خلافت امیر مؤمنان، على، علیه‏السلام، را ابلاغ نکنى اصلاً آن رسالت الهى را ابلاغ نکرده‏اى و دیگر در صف مرسلان نخواهى بود: و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته. رسالت ربّ در این جمله چون مطلق است و هیچ قیدى ندارد، بدین معناست که در صورت عدم تبیین امامت و نصب امام دیگر سمت رسالت نخواهى داشت و اصلاً به وظیفه و رسالت الهى خود عمل نکرده‏اى؛ زیرا امام و امامت تضمین کننده اصل دین است. حاصل این که، مراد این نیست که اگر رسالت نصب جانشین را نادیده گرفتى، خصوص این رسالت را نرسانده‏اى، بلکه مراد این است که اگر رسالت ولایت و خلافت على، علیه‏السلام، را ابلاغ نکردى، رسالتت را هرگز ایفا نکرده‏اى .
وعده صیانت الهى

در ذیل همین آیه فرمود: و اللّه یعصمک من الناس. خدا تو را از آسیب مردم حفظ مى‏کند. این که خداى سبحان فرمود خدا تو را از آسیب مردم مصون نگاه مى‏دارد، مراد چه آسیبى است؟ اولاً، روزى که نبى گرامى تنها بود و دشمنان مسلح بودند نترسید و خداى سبحان به وى فرمود فقاتل فى سبیل اللّه لا تکلّف الّا نفسک و حرّض المؤمنین عسى اللّه أن یکفّ بأس الّذین کفروا و اللّه أشدّ بأساً و أشدّ تنکیلاً.۱۰ تو موظفى براى حفظ دین دفاع کنى و [اگر احدى تو را در دفاع و جهاد یارى نکند] تنها تو مکلفى [در صحنه حضور پیدا کنى و مجاهد نستوه باشى]. مؤمنان را نیز به جهاد ترغیب کن، باشد که خداوند آسیب کسانى را که کفر ورزیده‏اند از آنان باز دارد و خداست که قدرتش بیشتر و کیفرش سخت‏تر است. رسول گرامى در ردیف معدود مبلغان الهى است که از بشر هراسناک نبود تا بر اثر هراس از مردم در تبلیغ حادثه تاریخى غدیر تسامح کند؛ زیرا به شهادت قرآن کریم آن روزى که همه مسلح بودند و رسول گرامى بى‏سلاح بود از هیچ کس هراسى نداشت. فرار از میدان جنگ که از گناهان کبیره است، از نظر فقهى براى افراد عادى حدى دارد که حد آن در آغاز، مقاومت یک نفر در برابر ده نفر و پس از تخفیف، مقاومت یک رزمنده در برابر دو نفر بود، ولى فرار از میدان۱۱ جنگ براى رسول اکرم، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، حرام بود و هیچ حد و مرزى نداشت؛ یعنى هرگز پیغمبر مأذون نبود میدان کارزار را ترک و فرار کند، گرچه همه مردم روى زمین دشمن او باشند و علیه او در مصاف شرکت کنند. هم حکم فقهى رسول اکرم، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، این بود که در صحنه جنگ حق فرار نداشت و هم سنت و سیرت قطعى آن حضرت این بود که از احدى هراسناک نبود تا فرار کند و صحنه را ترک کند. پس آن روزى که همه مسلح بودند و انبوه دشمن وى را احاطه کرده بود و او تنها و بى سلاح بود و تنها امیر مؤمنان، علیه‏السلام، یار و یاور وى بود، از احدى نمى‏ترسید. ثانیاً، در حجاز آن روز بویژه در اواخر دوران رسالت، یعنى در حجةالوداع همه تسلیم شده بودند و حجاز آرام شده بود. نامه رسمى رسول گرامى به امپراتورى ایران وروم نیز رسیده بود. قهراً پیامبرى که اصلاً از کسى نمى‏هراسید و آن روزى که تنها بود نیاز به حافظ نداشت و تنها به قدرت غیبى خداى حفیظ تکیه مى‏کرد، امروز که بعد از فتح مکه فرمانده کل قواى حجاز است و نامه رسمى براى امپراتورى ایران و روم مى‏نگارد از چه مى‏ترسید؟ با تشریح فضاى حجاز از یک سو و تحلیل فضاى جهان معاصر بعد از فتح مکه از سویى دیگر، روشن شده است که پیغمبر از احدى در جنگ نظامى هراسى نداشت. این که در بخش پایانى آیه فرمود خدا تو را از مردم حفظ مى‏کند، معلوم مى‏شود نگرانى پیامبر از خطر نظامى نبود؛ به همان دو شاهدى که یاد شد. عمده خطر سیاسى و جوسازى مردم حجاز بود که مبادا بر اثر ضعف فرهنگى دچار شبهه شوند و بگویند: رسول گرامى داعیه رسالت در سرپروراند تا مردم را محکوم خاندان خود کرده، پسر عمو و داماد خود را جانشین خویش کند و امارت بر مردم را میراث و موروث خاندان خود گرداند. این ترس همواره هست و ترس نظامى نیست تا کسى بگوید من خوف ندارم و خون شهید مؤثّر است. اگر مردم جاهل و عوام بودند و قدرت تحلیل نداشتند، رهبر الهى نیز کارى از پیش نمى‏برد.
نگرانى موسى از جهل مردم

بدترین مشکل براى رهبران الهى ضعف فرهنگى مردم است؛ موساى کلیم که از پیامبران بزرگ اولوالعزم بود، کسى است که بین دریا و شمشیر نمى‏ترسید؛ وقتى ذات اقدس خداوند به او دستور داد به سوى دریا حرکت کن ،بنى اسرائیل معترضانه به او گفتند: اى موسى! دریا در پیش روى و شمشیر فراعنه در پشت سر ماست و ما را بین دو مرگ میخکوب کرده‏اى. موسى، علیه‏السلام، گفت: کلاّ إنّ معى ربّى سیهدین.۱۲ چنین نیست؛ زیرا پروردگارم با من است و بزودى مرا راهنمایى خواهد کرد. با حرف ردع »کلّا« آنان را خاموش کرد و فرمود امواج دریا و شمشیر فراعنه در اختیار خداست. اگر خدا بگوید بازگرد، باز مى‏گردم و پیروز مى‏شوم و اگر بگوید به دریا برو به دریا مى‏روم. گاهى فرمانده در میدان نبرد به سربازان خود دستور پایدارى مى‏دهد و شهادت در راه خدا را فضیلت معرفى مى‏کند، ولى گاهى تشر مى‏زند و مى‏گوید: »کلّا« یعنى ما در امانیم. وقتى پیروان موساى کلیم گفتند بین دو مرگ گرفتار شدیم، کلیم خدا نفرمود صبر کنید. خدا صابران را دوست دارد و اگر شهید شدیم اجرمان با خداست. مى‏گوید ما بین دو مرگ نجات پیدا کرده و پیروزیم. أضرب بعصاک البحر.۱۳ با عصاى خود به دریا بزن. موسى، علیه‏السلام، عصاى خود را به دریا زد و دریا بستر خاکى شد و آنها گذشتند، ولى چون فرعون و فرعونیان آمدند در کام امواج خروشان غرق شدند: فغشیهم من الْیمّ ما غشیهم.۱۴ موساى کلیم که بین دو مرگ به یاد خدا بود و امنیت خود را از خدا دریافت کرده بود، احساس ترس نکرد، اما وقتى ساحران فرعون چوبها و طنابها را در میدان مبارزه انداختند: سحروا أعین النّاس و استرهبوهم.۱۵ مردم که تماشاچى میدان مسابقه بودند دیدند مارهاى فراوانى در این میدان در جنب و جوش است، موسایى که عصا را اژدها مى‏کند و خود اژدها افکن است ، دراین صحنه ترسید: فأوجس فى نفسه خیفةً موسى.۱۶ امیرالمومنین، علیه‏السلام، در تحلیل ترس حضرت موسى مى‏فرماید: موساى کلیم بر خود نترسید، ترس وى از این بود که جاهلان پیروز شوند و مردم را به گمراهى بکشانند. ترس موساى کلیم از این بود که ساحران با عصاها و طنابها میدان مسابقه را میدان مار کردند. او اگر عصا را بیندازد و آن هم یک مار بشود و مردم نتوانند بین سحر ساحران و اعجاز او فرق بگذارند. چه کند؟ لم یوجفس موسى، علیه‏السلام، خیفة على نفسه، بل أشفق من غلبة الجهّال و دول الضلال.۱۷ آن که نتواند بین سحر و معجزه فرق بگذارد با او چه مى‏توان کرد؟ آن صحنه جاى این نبود که کسى از سر نصیحت بگوید: »سحر با معجزه پهلو نزند، دل خوش دار«؛ زیرا بر اثر ضعف فکرى مردم سحر با معجزه پهلو مى‏زد و موساى کلیم از ضعف فکرى مردم مى‏ترسید. هراس رسول گرامى نیز از این بود که مردم نتوانند تشخیص بدهند که ولایت على بن ابى طالب، علیه‏السلام، در رخداد غدیر، حکم خدا و نصب الهى است. شخصیت على، علیه‏السلام، همانند ندارد و هرگز سخن از امارات و سلطنت نیست. خداى سبحان که فرمود: »و الله یعصمک من الناس«، یعنى کارى مى‏کنم که طرز فکر مردم دگرگون شود و مردم کار تو را توطئه نپندارند و تو را متهم نکنند، چنانکه موساى کلیم بشارت داد: لا تخف انّک أنت الأعلى و ألق ما فى یمینک تلقف ما صنعوا إنّما صنعوا کید ساحر و لا یفلح السّاحر حیث أتى.۱۸ مترس که تو خود برتر و پیروزى و آنچه در دست دارى بینداز تا هر چه را ساخته‏اند ببلعد. در حقیقت آنچه سرهم بندى کرده‏اند، افسون افسونگران است و افسونگر هر جا برود رستگار نمى‏شود. مردم خواهند دید که در صحنه مسابقه اژدهایى حرکت مى‏کند و دیگر چیزى جز چوبهاى خشک و طنابهاى بى روح و سرد نیست؛ مردم دیگر طناب و چوب مى‏بینند، نه مار. خاصیت کار تو این است که کید و صنع ساحران را مى‏بلعد، نه چوب و عصا و طناب را. خداى سبحان با چنین اهمیتى حادثه غدیر را براى رسول گرامى تحلیل و تبیین کرد.
روز نومیدى کافران

پیامبر، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، روز غدیر از مردم پرسید: آیا به رسالت الهى خود عمل کردم و آیا نسبت به شما اولى، و والى هستم؟ حاضران گفتند: آرى .آنگاه فرمود: من کنت مولاه فعلىّف مولاه. هر کس که من والى و سرپرست اویم على [علیه‏السلام] والى اوست در این زمینه آیه سوم سوره مبارکه مائده نازل شد و اعلام داشت که: الیوم یئس الّذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الإسلام دیناً.۱۹ امروز کافران از [کارشکنى در] دین شما نومید شدند؛ پس از ایشان مترسید و از من بترسید. امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را براى شما برگزیدم در این آیه دو بار واژه »ألیوم« آمده است. در قران کریم اغلب، کلمه »یوم« و »یومئذ« درباره معاد است و در این آیه واژه »یوم« درباره ظهور ولایت و امامت به کار رفته است قرآن تبیین مطالب مهم رابا »الّا« یا »ألیوم« آغاز مى‏کند. در بسیارى از آیات که درباره احکام نازل شده خدا نفرمود»الیوم« اما در این گونه موارد»الیوم« یعنى امروز خبر مهمى رسیده و آن ولایت است که دوستان بر اثر تولى اولیاى حق به کمال و تمام رسیده و شادمانند و دشمنان که طمعشان قطع شده ناامیدند. دشمنان پیامبر اکرم،صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، مى‏گفتند: … نتربّص به ریب المنون.۲۰ ما مرگ پیامبر را انتظار مى‏کشیم و با مرگ او، بساطش برچیده مى‏شود؛ چون با کتاب و قانون مى‏شود مبارزه کرد، ولى با رهبر محیى و مجرى قانون نمى‏شود مبارزه کرد. در غدیر غم حادثه‏اى اتفاق افتاد که کافران ناامید شدند؛ چنانکه بر اساس سوره مبارکه کوثر، خدا به پیغمبر چیزى داد که دشمن ناامید شد. پیام سوره کوثر این است که خدا به پیغمبر کوثرى داده که مایه بقاء و دوام نبوتش خواهد بود. از این رو به آن حضرت مى‏فرماید: إنّ شانئک هو الأبتر۲۱٫ [تو ابتر، یعنى بى نتیجه و عقیم نیستى]، بلکه دشمن تو عقیم و کارش نافرجام است. کسى که کارش بى هدف است و به مقصد نمى‏رسد؛ ابتر است. بارزترین مصداق کوثر وجود مبارک فاطمه، علیهاالسلام، است. پس روزى که فاطمه چشم به جهان مى‏گشاید و روزى که على، علیه‏السلام، در غدیر خم به خلافت منصوب مى‏شود، دوام و بقاى دین تضمین مى‏گردد و دشمن در آن روز ابتر و ناامید است. »ألیوم« در این آیه که همان »یوم الله« و روز ظهور فیض الهى است؛ یعنى روزى که فیض ویژه الهى تجلى کرده است: ألیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الإسلام دیناً. روزى که دینف ناقص، کامل و نعمتف ناتمام، تمام و اسلامف خداپسند به مردم معرفى شده است در صدر سومین آیه سوره مائده چند حکم فقهى مانند حرمت مردار، خون و گوشت خوک بیان شده است: حرمت علیکم المیتة و الدّم و لحم الخنزیر. این احکام فقهى در سوره‏هاى نحل انعام و بقره نیز بود. در سوره نحل که در مکه نازل شده، مى‏فرماید: إنّما حرّم علیکم المیتة و الدّم و لحم الخنزیر و ما أفهل لغیر اللّه به…۲۲ خدا مردان و خون و گوشت خوک و آنچه را که نام غیر خدا بر آن برده شده حرام گردانیده است. در سوره انعام نیز که از سوره‏هاى مکى است مى‏فرماید: قل لا أجد فیما أوحى إلىّ محرّماً على طاعم یطعمه إلّا أن یکون میتة أو دماً مسفوحاً أو لحم خنزیر فإنّه رجس أو فسقاً أهلّ لغیر اللّه به…۲۳ بگو در آنچه بر من وحى شده؛ بر خورنده‏اى که آن را مى‏خورد هیچ حرامى نمى‏یابم، مگر آن که مردار یا خون ریخته یا گوشت خود باشد که اینها هم پلید است، یا قربانى که از روى نافرمانى به هنگام ذبح نام غیر خدا بر آن برده شده باشد. در سوره بقره نیز که در سال اول هجرت رسول اکرم، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، به مدینه بر آن حضرت نازل شد، آمده است: إنّما حرّم علیکم المیتة و الدّم و لحم الخنزیر و ما أفهل لغیر اللّه به…۲۴ خداوند تنها مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که هنگام سر بریدن نام غیر خدا بر آن برده شده، بر شما حرام گردانیده است. آیا با چند حکم فقهى مانند حرمت مردار و خون و گوشت خوک که در مکه و مدینه مکرر گفته شده دین کامل شد؟! یقینا چنین نیست. چند حکم فقهى که کافران آنها را اسطوره مى‏پنداشتند و مى‏گفتند: و إذا تتلى علیهم ایاتنا قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا إن هذا إلّا أساطیر الأولین.۲۵ بخوبى شنیدیم، اگر مى‏خواستیم قطعا ما نیز همانند این را مى‏گفتیم این جزء افسانه‏هاى پیشینیان نیست. چگونه عامل نومیدى کافران مى‏شود؟ نوشتن و نشر دادن رساله عملیه کامل دشمن را ناامید نمى‏کند تا چه رسد به چند حکم فقهى محدود. از سوى دیگر پیش از این جمله »ألیوم أکملت« فرمود: امروز کافران [که توطئه براندازى نظام دینى را داشتند] ناامید شدند. مراد قرآن از کفار، تنها کافران حجاز نیست؛ زیرا آنان پس از فتح مکه سپر انداختند و فوج فوج به دین خدا درآمدند: إذا جاء نصراللّه و الفتح و رأیت النّاس یدخلون فى دین اللّه أفواجاً.۲۶ آنان یا مسلمان شدند یا تسلیم و از براندازى نظام دین نومید شدند. این که فرمود: »ألیوم یئس الّذین کفروا« مراد، کافران روم و ایران و حجاز است. آیا چند حکم فقهى که چندین بار قبلا هم نازل شده مایه ناامیدى کافران است؟ معلوم مى‏شود خبر جدیدى در یوم‏اللّه غدیر ظهور کرده و پایگاه مستحکمى براى امّت و آیین ایجاد شده است. در روز غدیر، معلم و مفسر قرآن، مدافع دین ،معلم و مزکّى مردم و حافظ نظام اسلامى و بیت المال و مرزهاى کشور و بالاخره صاحب دین منصوب شد. پس تنها سخن از »سوادٌ على بیاض« و احکامى نوشته شده بر چهره پوست و کاغذ و چوب نیست تا بتوان آن را به بازى گرفت. در روز غدیر والى، امام و خلیفه آمد و کافر بدخواهى که در کمین نشسته بود تا دین و نظام دینى را از ریشه براندازد، ناامید شد؛ زیرا فهمید که دین، صاحب، متولى، مجرى و مبین دارد. بعد فرمود: »فلا تخشوهم« دیگر از کافران نترسید؛ زیرا رهبر و والى دارید و از دشمن ناامید هراسى نیست. بنابراین، امامت و ولایت و رهبرى مایه امید مسلمانان و موجب ناامیدى کافران است. در این جا سخن از مذهب و فرقه خاص نیست. بلکه سخن از اصل اسلام است، اگر امامت و ولایت حفظ شود دین زنده مى‏ماند.
آیت الله جوادی آملی / ۲۹ بهمن ماه ۱۳۸۳

:پى‏ نوشتها

۱٫ سوره نحل (۱۶)، آیه ۵۳٫
۲٫ همان، آیه ۱۸٫
۳٫ سوره مائده (۵)، آیه ۱۱۰٫
۴٫سوره بقره (۲)، آیه ۴۷٫
۵٫ سوره آل عمران (۳)، آیه ۱۶۴٫
۶٫سوره قصص (۲۸)، آیه ۵؛ چون نبوت به خاتمیت مى‏انجامد، در آیه اول از آن با فعل ماضى »مَنّ« یاد کرد، ولى درباره امامت که تا قیامت ادامه دارد در آیه دوم با فعل مضارع »یفمنّ« که نشان استمرار است، یاد مى‏کند.
۷٫تحمل و هضم نبوت و امامت براى نوع انسانها میسر نیست. پیامبرشناسى و امام‏شناسى و دریافت درست پیام این برگزیدگان الهى و عمل کردن به آن بسیار دشوار است.
۸٫سوره مائده (۵)، آیه ۳٫
۹٫»نبىّ« یعنى انسانى که گزارش را از ذات اقدس خداوند دریافت مى‏کند و »رسول« یعنى کسى که باید پیام الهى را به جوامع بشرى برساند. چهره ارتباط انسان کامل با خدا »نبوت« وچهره ارتباط وى با جوامع بشرى »رسالت« است.
۱۰٫ سوره نساء (۴)، آیه ۸۴٫
۱۱٫ سوره انفال (۸)، آیات ۶۶-۶۵٫
۱۲٫ سوره شعراء (۲۶)، آیه ۶۲٫
۱۳٫ همان، آیه ۶۳٫
۱۴٫ سوره طه (۲۰)، آیه ۷۸٫
۱۵٫سوره اعراف (۷)، آیه ۱۱۶٫
۱۶٫سوره طه (۲۰)، آیه ۶۷٫
۱۷٫نهج البلاغه، خطبه ۴٫
۱۸٫سوره طه (۲۰)، آیات ۶۹-۶۸٫
۱۹٫سوره مائده (۵)، آیه ۳٫
۲۰٫سوره طور (۵۲)، آیه ۳۰٫
۲۱٫سوره کوثر (۱۰۸)، آیه ۳٫
۲۲٫سوره نحل (۱۶)، آیه ۱۱۵٫
۲۳٫سوره انعام (۶)، آیه ۱۴۵٫
۲۴٫سوره بقره (۲)، آیه ۱۷۳٫
۲۵٫سوره انفال (۸)، آیه ۱۳۱٫
۲۶٫سوره نصر (۱۱۰)، آیات ۲-۱٫

—————————————————————————————————————–

اسناد شیعیان

۱٫ حافظ و واعظ شهید محمد بن فنال نیشابوری،‌معروف به {ابن الفارسی} متوفای سال ۵۰۸ ه.ق. در کتاب {روضة الواعظین} صفحه ۹۱ – ۱۰۱ چاپ نجف اشرف ۱۳۵۳ ه.ق. تمام خطبه را به نقل از امام محمد باقر علیه السلام آورده است.
۲٫ عالم ثقه و محدث فقیه احمد بن علی بن ابی طالب در کتاب {الاحتجاج علی اهل اللجاج} جلد۱:‌صفحه ۵۸ – ۶۷ چاپ بیروت ۱۴۰۱ ه.ق.
۳٫ جمال الدین مرتضی ابی عبدالله محمد بن حسین بن حسن رازی در {نزهة الکرام و بستان العوام} جلد۱: صفحه ۱۸۸ – ۲۰۰٫ چاپ تهران ۱۴۰۲ ه.ق.
۴٫ علی بن یوسف بن المطهر – برادر علامه حلی متولد سال ۶۳۵ ه.ق متوفای ۷۱۰ ه.ق. در کتاب {العدد القویه لدفع المخاوف الیومیهج (خ).
۵٫ رضی الدین ابوالقاسم علی بن موسی بن جعفربن طاووس حسینی متوفای ۶۶۴/ ۶۶۸ ه.ق در کتاب {الیقین فی امرة امیرالمؤمنین} صفحه ۱۱۳ – ۱۲۵ چاپ نجف اشرف ۱۳۶۹ ه.ق.
۶٫ زین الدین ابو محمد علی بن یونس عاملی نباطی بیاضی. متوفای ۸۷۷ ه.ق. در کتاب {الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم} جلد۱: صفحه ۳۰۱ – ۳۰۴ چاپ تهران ۱۳۸۴ ه.ق.
۷٫ ملامحسن فیض کاشانی متوفای سال ۱۰۹۱ ه.ق. در کتاب {علم الیقین}‌جلد۲: صفحه ۶۴۰ – ۶۴۸، چاپ تهران ۱۴۰۰ ه.ق.
۸٫ و در کتاب {نفسیر صافی} جلد۱: صفحه ۴۶۰ – ۴۷۱ چاپ تهران ۱۳۷۴ ه.ق.
۹٫ سید هاشم بن سلیمان بی اسماعیل حسینی بحرانی، متوفای سال ۱۱۰۷ یا ۱۱۰۹ ه.ق. در کتاب {غایة المرام} صفحه ۹۸ – ۹۹، چاپ تهران ۱۲۷۱ ه.ق.
۱۰٫ و در کتاب {البرهان فی تفسیر القرآن}‌ جلد۱: صفحه ۴۳۶ – ۴۴۳ چاپ تهران ۱۳۷۵ ه.ق.
۱۱٫ مولی محمد باقر مجلسی متوفای ۱۱۱۱ ه.ق. در کتاب {بحار الانوار} جلد۳۷: صفحه ۲۰۱ تا ۲۱۷ چاپ تهران ۱۳۸۰ه.ق.
۱۲٫ علامه شیخ مهدی سماوی در کتاب {الامامة فی ضوء الکتاب و السنة} جلد۳: صفحه ۱۷۴ – ۱۹۱، چاپ کویت ۱۳۹۹ ه.ق.
۱۳٫ علم الهدی علی بن الحسین حسینی خراسانی در کتاب {نهج الخطابة} صفحه ۱۰۴- ۱۵۵، چاپ تهران.
اسناد اهل تسنن
۱٫ احمدبن محمد طبری متوفای ۲۷۵ ه.ق. در کتاب {فضائل امیرالمؤمنین} به نقل سیدبن طاووس در کتاب {الیقین} صفحه ۱۱۳- ۱۲۵٫

۲٫ محمدبن جریر بن یزید بن خالد یبری آملی متوفای سال ۳۱۰ ه.ق. صاحب تفسیر‌قرآن و تاریخ معروف به {تاریخ الاصم و الملوک} در کتاب {الولایة} به روایت از زید بن ارقم، به نقل زین‌الدین نباطی بیاضی، در {صراز المستقیم} ج۱: صفحه ۳۰۱ – ۳۰۴٫

۳٫ علی بن محمد بن محمد واسطی شافعی، معروف به ابن المغازلی متوفای سال ۴۸۳ ه.ق. در کتاب {مناقب علی بن ابیطالب} چاپ تهران ۱۳۹۴ ه.ق. صفحه ۱۶ – ۱۸، در ذکر حدیث غدیر به سند خود، از زیدبن ارقم قسمتی از آغاز خطبه را بیان کرده، و از پایان خطبه این عبارت را آورده: ” الا و انها لم تهلک امه قبلکم حتی ندیی (قتدنی) باهوائها و نظاهی علی نبوتها، و تقتل من قام بالقسط. ثم اخذ بید علی بن ابی طالب علیه السلام فرفعها ثم قال: من کنت مولاه . . . الی آخر خطبه”.


مطالب مرتبط :


برچسب مطلب

, ,