جایگاه نیت در انجام اعمال عبادی

این یادداشت کوشیده، احکام مورد ابتلا و اشتباه مردم درباره «نیت» در انجام کارهای عبادی را توضیح دهد.
دین مبین اسلام از سه بخش مهم عقاید، اخلاق و اعمال تشکیل شده است. این بخشها هر کدام متکفل قسمتی از آموزههای دین هستند تا انسان در دنیا و آخرت زندگی پاک (حیات طیبه) و سعادتمندانه داشته باشد.
علم فقه اسلامی، عهده دار بیان آموزههای قسمت اعمال است، اعمالی که همگانی بوده و برای همه مکلفین، ضروری است آنها را مراعات کنند.
به بیان دیگر، علم فقه اسلامی عهدهدار آموزههایی است که شرط ابتدایی و لازم برای زندگی اسلامی و سعادت ابدی محسوب میشوند و بدون مراعات آنها، انسان نمیتواند به زندگی پاک (حیات طیبه) در دنیا و آخرت نائل شود. به عبارت دیگر، علم فقه اسلامی متکفل بیان مسائلی از اسلام است که جنبه عمومی دارد و بر هر انسانی مراعات آنها برای داخل شدن در زمره بندگان خدا، ضروری است و به این میماند که شرط پذیرش و تحصیل در مدرسه، دانشگاه، یا ادارهای، داشتن حداقلهای علمی و عملی است و اگر دانش آموز یا دانشجو یا کارمندی دارای آن حداقلها نباشند، نمیتوانند از امکانات آن آموزشگاه یا اداره، بهرهمند شود. از این رو، مراعات احکام و مسائل فقهی برای اسلامی شدن مسائل فردی و اجتماعی انسانها، ضروری است و نقش مهمی در سعادت ابدی و اخروی انسانها دارد.
شایان ذکر است که این ضرورت، صرف اعتبارِ بدون پشتوانه نیست بلکه همه آموزههای تشریعی، پشتوانه تکوینی دارند و به طور واقع و تکوینی، در سعادت دنیا و آخرت انسان موثراند.
با این حال، در جوامع مسلمان، برخی از مسائل و آموزهای فقهی، دانسته، عمل نمیشود، برخی مورد غفلت قرار میگیرد و بعضی از آنها نادرست عمل میشود. به همین جهت، گروه آیین و اندیشه خبرگزاری فارس بر آن شد تا یادداشتهایی تحت عنوان «دانستنیهای لازم فقهی برای عمل» به صورت موضوعی و هفتهای منتشر کند و این مسائل و دانستنیها را بیشتر مورد توجه قرار دهد که در قسمت اول آن به بحث «نیت» (قصد قربت) میپردازد:
دین مبین اسلام دینی است که همراه دستورات ظاهری که باید با اعضا و جوارح انجام پذیرد به بُعد روحی و انگیزشی اعمال توجه کامل دارد. در فقه اسلامی درباره برخی از اعمال، نیت و انگیزه الهی شرط صحت و قبولی قرار داده و در مورد برخی دیگر از اعمال، نیت و انگیزه الهی، شرط صحت آن اعمال قرار داده نشده است اگر چه در رسیدن به ثواب و پاداش، انسان میتواند آنها را نیز با انگیزه الهی انجام دهد.
از این رو «نیت» در فقه اسلامی تعریف مخصوص به خود را دارد و به معنای انگیزه انجام یک کار است که باید شرایط ویژهای داشته باشد.
اصیل ترین رکن نیت برای اعمال عبادی، «قصد قربت الهی» است یعنی عمل برای انجام فرمان خدا و قرب معنوی به او انجام شود. (نک: تحریر الوسیله، ج ۱ ص ۲۹ مساله ۲۰)
۱٫ بسیاری از مردم گمان میکنند که لزوما باید نیت عبادات را به زبان بیاورند. این به خاطر عدم شناخت صحیح معنای نیت، نزد آنان است.
نیت، هنگام عبادات به این معنی است که انسان متوجه باشد که این عمل را چرا و برای چه کسی انجام میدهد و این امر بدون تلفظ «نیت» هم وجود دارد. یعنی همین قدر که اگر از کسی بپرسند مشغول چه کاری هستی و او بداند که مشغول چه کاری است و این کار را به چه انگیزهای انجام میدهد برای تحقق «نیت»، کافی است لذا اعمال عبادی باید با انگیزه و نیتِ انجام فرمان خداوند و تقرب به پروردگار هستی انجام شوند نه نیت و انگیزههای دیگر.
مثلا اگر از کسی که در راه مسجد است بپرسند که برای چه کاری و به چه انگیزهای به مسجد میروی؟ پاسخ دهد که برای خواندن نماز صبح به منظور اطاعت از خداوند به مسجد میروم؛ همین پاسخ او یعنی اینکه او نیتی صحیح دارد و لازم نیست که هنگام نماز باز هم بگوید: «دو رکعت نماز صبح میخوانم به امامت پیشنماز حاضر، قربتا الی الله». (نک: تحریر الوسیله، ج ۱ ص ۲۹ مساله ۱۸)
یا اگر از کسی بپرسند که چرا در ماه مبارک رمضان، ساعتی قبل از نماز صبح بیدار شده و سحری میخوری؟ پاسخ دهد که چون میخواهم برای خدا و به قصد انجام فرمان خداوند، امروز را روزه بگیرم. همین انگیزه برای نیت روزه او کافی است و لازم نیست لحظاتی قبل از اذان صبح، نیت خود را به زبان آورد یا از فکر خود بگذراند. (نک: سید محمدحسن بنیهاشمی خمینی، توضیح المسائل مراجع، مساله ۱۵۵۰)
یا اگر انسان زکات را به قصد قربت الهی یعنى براى انجام فرمان خداوند عالم بدهد و در نیّت، بداند که آنچه را مىدهد زکات مال است، یا زکات فطره، کافی است و لازم نیست نیت را به زبان بیاورد.
البته برخی از مراجع معظم تقلید، در مورد نیت حج و عمره گفتهاند: به خاطر مصالحی، مستحب است که مردم، نیت را به زبان نیز بیاورند.
با توضیح مطلب بالا روشن شد که اگر کسی برای نشان دادن عباداتش به مردم یا مقاصد غیر الهی به نماز جماعت برود – اگر چه هنگام نیت نماز، با زبان بگوید که برای خدا، فلان نماز را میخوانم – باز هم نیت و نماز او صحیح نیست چرا که انگیزه واقعی او انجام فرمان خداوند و تقرب به پروردگار نبوده است. پس معلوم میشود که نیت، عملی صد در صد قلبی است و ربطی به زبان آوردن و نیاوردن ندارد. (نک: سید محمدحسن بنیهاشمی خمینی، توضیح المسائل مراجع، مساله ۹۴۶ )
۲٫ انسان باید در ادامه عمل هم نیت را حداقل در ناخودآگاه خود داشته باشد به طوریکه حتی اگر غافل از نیت خود باشد ولی هنگام سوال از اینکه چه میکنی بداند که مثلا در حال نماز صبح یا روزه ماه مبارک رمضان است، کافی است ولی اگر اصلا یادش رفته که در حال نماز است و با سوال کردن هم به یادش نمیآید که مشغول چه کاری یا کدام نماز است در این صورت نیت او از بین رفته است. (نک: تحریر الوسیله، ج۱ ص۲۹ مساله ۱۸)
۳٫ برخی گمان میکنند که هر عملی که نزد دیگران انجام شود یا نزد مردم به نحو احسن انجام شود حتما عملی ریایی است. برای مثال عمدا نماز اول وقت را ترک میکنند چون فکر میکنند اگر اکنون پیش مهمانها، نماز اول وقت را مراعات کنند عمل ریایی انجام دادهاند.
از بیان گذشته روشن شد که نیت الهی (قصد قربت) به بودن یا نبودن شخصی، ربط ندارد بلکه نیت از اعمال قلبی است و اگر انسان در قلب خوب، برای خداوند متعال نماز بخواند، نیتش صحیح است و اگر نیت و انگیزه دیگری همراه با قرب الهی در قلب، داشته باشد، عملش باطل خواهد بود و تفاوتی نمیکند که کسی آن عمل را ببیند یا نبیند.
۴٫ برخی از مردم، گمان میکنند که صحت و درستی همه اعمال، نیازمند نیت الهی و قصد قربت است. اما این گمان، اشتباه است. زیرا در فقه اسلامی تنها برخی از اعمال برای آنکه صحیح باشند نیاز به نیت (قصد قربت به خدا) دارند ولی صحت برخی از اعمال دیگر، نیازی به قصد قربت ندارد و بدون آن هم عمل صحیح خواهد بود.
قاعده آن است که اعمالی نظیر وضو، غسل، تیمم، نماز، روزه، خمس، زکات و حج که از آنها به «تعبدیات» یاد میشود نیاز به قصد قربت دارند و بدون این قصد، عمل انجام شده صحیح نخواهد بود اما برخی اعمال دیگر – واجب باشند یا مستحب یا مباح – برای اینکه صحیح باشند نیازی به قصد قربت ندارند ولی اگر کسی قصد قربت برای آنها نیز بکند ثواب و اجر اخروی نیز خواهد داشت. مثل امر به معروف و نهی از منکر، کفن کردن، دفن اموات، صدقات مستحبی، پاک کردن نجاست از لباس یا بدن و … .
نویسنده : حجتالاسلام مرتضی کیوانی
مطالب مرتبط :
برچسب مطلب




ارسال...