شیخ الشهدای لبنان کیست؟

از اسمش می‌شد شور و رغبتی را که برای مبارزه و محاربه با متجاوزان داشت فهمید، او مردی از دیار جبل عامل بود که سال‌ها در حوزه نجف زحمت کشیده بود و با حضور در حلقه‌های علمی استادان پرآوازه، به چشمه‌هایی از دریای بی‌کران معارف اهل‌بیت‌(ع) دست یافته بود.

امروز (۲۷ بهمن) مصادف است با سالگرد شهادت شیخ راغب حرب، از اولین روحانیون مبارز و مجاهد لبنانی که بادلاوری و شهامت توانست، اهالی جنوب لبنان را در برابر حملات اسرائیل غاصب متحد کند، او به شیخ شهدای لبنان و سید عباس موسوی به سید شهدای لبنان  نامیده می‌شوند.

به همین مناسبت مرکز خبر حوزه، گوشه‌های از زندگی این عالم مجاهد را تقدیم خوانندگان می‌نماید.

تولد و تحصیلات

او در سال ۱۳۳۰ شمسی در روستای جبشیت به دنیا آمد، پدرش کشاورز متدینی بود که با افراد مذهبی از جمله آیت الله محمد مهدی شمس‌الدین و سید محمد حسین فضل الله ارتباط داشت، از کودکی با طعم تلخ اشغال و ستمگری آشنا شد و شعله‌های مبارزه با استعمار در و جودش شکل گرفت.

راغب، به خاطر شوق و علاقه‌ای که به تحصیل علوم دینی داشت، هشت سال بیشتر دروس مدرسه را ادامه نداد و در هجده سالگی به حوزه علمیه «المعهد الشرعی الاسلامی» بیروت وارد شد، این مدرسه دینی را علامه محمد حسین فضل‌الله پس از بازگشت از نجف تاسیس کرده بود و خود نیز در آن به تدریس می‌پرداخت.

راغب از نخستین طلاب این مدرسه بود و افکار علمی و روحیه جهادی فضل‌الله تاثیر خود را بر این جوان ۱۸ ساله نهاده بود. مشاهده فضل و علم استاد، او را به فکر نوشیدن جرعه‌های معرفت از معدن دانش و معنویت یعنی نجف انداخت، این شور و شوق به اندازه‌ای بود که نتوانست بیش از دو سال در خدمت علامه فضل‌الله باشد و در بیست سالگی آهنگ سفر به نجف کرد.

* جرعه نوشی از چشمه‌های علم و عمل

آن روزها نجف پر بود از اساتیدی که علم را با عمل درس می‌دادند، شاگردان را به حریم با صفای علوی رهنمون می‌کردند، سه سال تنفس در چنین فضایی از او انسانی چند بعدی ساخته بود؛ علم را از سخن اساتید بر جان خود می‌نشاند، با اخلاق و عرفان روح را صیقل می‌داد و با مشاهده ظلم وجور مزدوران رژیم بعث، در آرمان و هدف خود که آزاد کردن تمام کشورهای اسلامی از یوغ ستم پیشه‌گان بود مصمم‌تر می‌شد.

* بازگشت به وطن

شیخ راغب آماده بازگشت به دامان وطن بود، او می‌خواست لبنان را از زیر فرهنگ نابود کننده غرب آزاد کند، او می‌دانست که در این مسیر باید صبر را قرین و همراه تلاش و جهاد کند، پس به روستای خود جبشیت رفت و بساط تعلیم و تبلیغ را در مسجد پهن کرد. چون مسجد را خانه محبوب خود می‌دانست، نماز جمعه را هم بر پا کرد و در طی چهار سال به تدریج توانست مردم را با آداب اسلام آشنا کند. در این چهار سال اصلاح و تربیت مردم را در خلال مواعظف خطبه‌ها دروس و نماز، ادامه داد تا توانست جمعیتی پکپارچه پدید آورد.

* حمله اسرائیل

تابستان سال ۱۳۶۱ شمسی در پیش بود و صدای انقلاب اسلامی ایران به گوش جهانیان رسیده بود، شیخ راغب حرب به همراه چند عالم دیگر لبنانی به ایران سفر کرده بودند و مشغول دیدار با مسئولان بودند که بند کیسه خشم اسرائیل پاره شد.

اسرائیلی‌ها از ساماندهی آوارگان فلسطینی در لبنان به خشم آمده بودند و تهاجم همه جانبه‌ای در پیش بود، در عرض چند روز اسرائیل نیمی از لبنان را تصرف کرد. شیخ راغب به سرعت به وطن بازگشت و به جنوب رفت، حالا وقت برداشت و بهره برداری از چهار سال زحمت و تلاش بود، او مردم را به جهاد فرا خواند و احکام جهاد را بر ایشان توضیح داد. این اولین باری بود که مردم به صورت منجسم به مقاومت بر می‌خواستند و سبب شد اسرائیل به خود بیاید و جلساتی برای اداره لبنان تشکیل دهد.

* دیدار با امام خمینی‌(ره)

او پس از ساماندهی نیروهای خود جوش مردمی به ایران آمد و با امام خمینی‌(ره) دیدار کرد، شیخ راغب درباره این دیدار می‌گوید الحمد‌الله از راهنمایی‌های ایشان بهره‌مند شدم، امام خمینی‌(ره) مرجع دینی ما محسوب می‌شود و چون او را نایب امام مهدی‌(عج) می‌دانیم، ملتزم به اجرای امر و نهی ایشان هستیم.

او پیش از این نیز با اعلام «حرکه‌المحرومین» از سوی امام موسی‌صدر، همکاری خود را با ایشان آغاز کرده بود.

* شهادت

شیخ راغب حرب، پس از بازگشت از ایران به جنوب لبنان رفت و کار خود را دنبال کرد.

شور و رغبت او در جنگیدن و محاربه با اسرائیل، سرانجام غاصبان مزدور را به ستوه آورد و او را در ۲۸ بهمن ۱۳۶۲ در حالی که از مسجد به خانه می‌رفت به شهادت رساندند. اسرائیل فکر می‌کرد با کشتن او می‌تواند جلوی گسترش  فرهنگ مقاومت را بگیرد، ولی از خون شیخ راغب حرب  گل‌هایی روییدند که سال‌ها بعد بابیرون کردن این رژیم جعلی از خاک لبنان مقدمات نابودی همیشگی آن را فراهم کردند.

گلشن ابرار: ج۸

نرم‌افزار شیخ الشهدا‌


مطالب مرتبط :


برچسب مطلب

, , ,