امیدهای آخرالزّمان

پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - امیدهای آخرالزّمان

در کنار روایت هایی که در آنها از مردمان آخر الزّمان نکوهش شده و تنها از ویژگی های منفی آنها سخن به میان آمده است ،روایاتی نیز وجود دارد که گروه هایی از اهل آخر الزّمان را به شدت ستایش کرده اند ،تاجایی که از آنها به عنوان «برادران رسول خدا»یاد شده است . این گروه نیستند ،مگر کسانی که با وجود همه سختی ها و دشواری های عصر غیبت ،دین و ایمان خود را حفظ می کنند و بر پیمان الهی خود ثابت قدم می مانند . برخی از این روایت ها به قرار زیر است:
ابوبصیر از ابوجعفر [امام محمّد باقر (ع)]که درود خدا بر او باد ،نقل می کند که فرمود :«روزی پیامبر خدا ـ درود خدا بر او و خاندانش باد- در حالی که عدّه ای از یارانش نزد او بودند ،فرمود :خداوندا! برادران مرا به من بنما !ایشان سخن خود را دو مرتبه تکرار کردند . در این هنگام گروهی از یاران که گرد آن حضرت بودند ،گفتند :ای پیامبر خدا !آیا ما برادران شما نیستیم ؟فرمود :نه . شما یاران من هستید . برادران من قومی هستند [که ]در آخر الزّمان [خواهند آمد ]. آنها به من ایمان می آورند ،در حالی که مرا ندیده اند. خداوند آنها را با نام پدرانشان شناسانده است ،پیش از آنکه از پشت های پدران و رحم های مادرانشان خارج شوند . هر یک از آنها بر دین خود پایدار می ماند ،در حالی که این عمل از دست کشیدن بر خارهای گون در شب تاریک و در دست گرفتن آتش برافروخته از درخت گز دشوارتر است . ایشان چون چراغی فروزان در دل تاریک شب می درخشند . خداوند آنها را از همه فتنه های تیره و تار در امان نگه می دارد».(۱)

با توجه به این روایت، به خوبی می توان به مقام و جایگاه مؤمنان ثابت قدم در آخر الزّمان پی برد.
۲ـ در روایت دیگری که از امام صادق (ع)نقل شده از دوران غیبت به عنوان «نزدیکترین حالت بندگان به خدا »یادشده است :«هنگامی که حجت خدا در میان مردم نباشد ،مردم به خدا نزدیک ترند و خدا از مردم خشنودتر است ؛زیرا با اینکه حجت خدا ظاهر نیست و جای او را نمی دانند ،باز باور دارند که حجت خدا هست و پیمان خدایی استوار است . در چنین روزگاری (روزگار غیبت )هر صبح و شام منتظر فرج باشید. چون به هنگامی که حجت غایب باشد ،خشم خدا بر دشمنان خود بیشتر است و خدا می دانست که اولیای او درباره حجت او [اگر چه غایب باشد و غیبت او طولانی گردد ]شک نمی کنند؛اگر می دانست که شک می کنند ،یک چشم به هم زدن ،حجت خود را غایب نمی داشت… .(۲)
از این روایت استفاده می شود که آخرالزمان و دوران غیبت در عین حالی که می تواند دوران هجران و نماد دوری از محبوب باشد،می تواند فرصتی برای تقرب بیشتر بندگان و کسب رضایت بیشتر خداوند باشد ،ولی مشروط به آنکه ما در اعتقادمان ثابت قدم باشیم و در طریق کسب معرفت حجت خدا بیشتر قدم نهیم.
۳ـ عبدالله بن سنان ،یکی از یاران امام صادق (ع)نقل می کند که روزی آن حضرت خطاب به ما فرمود :«به زودی شبهه ای به شما روی خواهد آورد و شما نه پرچمی خواهید داشت که دیده شود و نه امامی که هدایت کند. تنها کسانی از این شبهه نجات خواهند یافت که «دعای غریق»را بخوانند.
عرض کردم :دعای غریق چگونه است ؟
فرمود :می گویی «یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک ؛ای خدا ،ای بخشنده ،ای بخشایشگر ،ای کسی که قلب ها را دگرگون می سازی!قلب مرا بر دینت پایدار فرما».
آری ،در آخر الزّمان و در دوران غریب غیبت ،امواج شبهه و فتنه از هر سو رو می کند و انسان تا به خود بیاید ،چون کشتی شکسته در دل دریای بی کران ،حیران و سرگردان دست و پا می زند ،ولی همیشه روزنه امیدی هست که این غریق بی پناه را از میان دریای فتنه وشبهه ها نجات بخشد . آن روزنه امید چیزی نیست جز درخواست عاجزانه از خدای تعالی برای هدایت و رستگاری و تمسک خالصانه به ولایت امامان معصوم (ع).

پی نوشت ها :

۱ـ بحارالانوار ،ج۵۲،ص۱۲۳و۱۲۴،ح۸٫
۲ـ الکافی ،ج۱،ص۳۳۳،ح۱؛ترجمه با استفاده از :محمد رضا حکیمی خورشید مغرب (غیبت ،انتظار ،تکلیف )ص۱۰۹٫
۳ـ کمال الدین و تمام النعمة ،ج۲،ص۳۵۱و۳۵۲،ح۴۹٫
منبع:نشریه موعود شماره ۱۰۲


مطالب مرتبط :


برچسب مطلب

, , ,