مثالهای قرآن

پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - مثالهای قرآن

واژۀ قرآنی آن “امثال” جمع مَثََل است و “مَثل” به معانی گوناگون زیر آمده است: مانند، شبیه، صفت، گفتاری که میان مردم شایع است و بدان مَثَل میزنند، عبرت، پند و تنبیه از حال گذشتگان.[۱]
دراصطلاح عبارت است از کلامی که نسبت به واقعۀ خاصی که اقتضای چنین کلامی را داشته گفته شده سپس در طول زمان در وقایع مشابه آن بکار رفته و شایع شده است، مَثل با این معنا در قرآن کریم یافت نمیشود.[۲]

معانی مختلف “مَثل” در قرآن[۳]
۱٫ مانند و شبیه:
«مَثَلُ الَّذینَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً…»[۴]
«کسانى که مکلف به تورات شدند ولى حق آن را ادا نکردند، مانند درازگوشى هستند که کتابهایى حمل مى‏کند…»

۲٫ حکایت و داستان:
«وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً أَصْحابَ الْقَرْیَةِ إِذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُون »[۵]
«و براى آنها، اصحاب قریه (انطاکیه) را مثال بزن هنگامى که فرستادگان خدا به سوى آنان آمدند.»

۳٫ عبرت پذیری:
«فَجَعَلْناهُمْ سَلَفاً وَ مَثَلاً لِلْآخِرینَ »[۶]
«و آنها را پیشگامان (در عذاب) و عبرتى براى دیگران قرار دادیم.»

۴٫ الگو و نمونه:
الف. الگوی نیکو؛ مانند حضرت عیسی(ع):
«إنْ هُوَ إِلاَّ عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَیْهِ وَ جَعَلْناهُ مَثَلاً لِبَنی‏ إِسْرائیلَ »[۷]
«مسیح فقط بنده‏اى بود که ما نعمت به او بخشیدیم و او را نمونه و الگویى براى بنى اسرائیل قرار دادیم.»

ب. الگوی فاسد و بد؛ مانند همسران حضرت نوح و لوط (ع):
«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ کانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَیْنِ فَخانَتاهُما…»[۸]
«خداوند براى کسانى که کافر شده‏اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خیانت کردند…»

۵٫ صفت؛ مانند توصیف بهشت و جهنم:
«مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتی‏ وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ أُکُلُها دائِمٌ وَ ظِلُّها تِلْکَ عُقْبَى الَّذینَ اتَّقَوْا وَ عُقْبَى الْکافِرینَ النَّارُ »[۹]
«توصیف بهشتى که به پرهیزگاران وعده داده شده، (این است که) نهرهاى آب از زیر درختانش جارى است، میوه آن همیشگى، و سایه‏اش دائمى است این سرانجام کسانى است که پرهیزگارى پیشه کردند و سرانجام کافران، آتش است!»

صورتهای بیان مثل در قرآن

۱٫ واژه “مثل” ضمن آیات صریحا ذکر شده است؛ مانند :
«مَثَلُ الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّة…»[۱۰]

۲٫ واژه “مثل” در کنار واژه “ضرب” آمده است؛ مانند :
«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَجُلاً فیهِ شُرَکاء…»[۱۱]

۳٫ با حرف “ک” تشبیه بیان شده است؛مانند:
«ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم مِّن بَعْدِ ذَلِکَ فَهی کاَلحِْجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَة…»[۱۲]
«سپس دلهاى شما بعد از این [واقعه‏] سخت گردید، همانند سنگ، یا سخت‏تر   از آن…»

۴٫ گاهی در آیه کلمه” مثل” و حرف” ک” وجود ندارد ولی از سیاق عبارت و مفهوم
آن وجودِ مثل نمایان است.[۱۳]
«إِنَّ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بَِایَاتِنَا وَ اسْتَکْبرَُواْ عَنهَْا لَا تُفَتَّحُ لهَُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ لَا یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتىَ‏ یَلِجَ الجَْمَلُ فىِ سَمّ‏ِ الخِْیَاطِ…»[۱۴]
«کسانى که آیات ما را تکذیب کردند، و در برابر آن تکبّر ورزیدند، (هرگز) درهاى آسمان به رویشان گشوده نمى‏شود و (هیچ گاه) داخل بهشت نخواهند شد مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن بگذرد!..»

گونههای مثلهای قرآن به لحاظ صراحت و عدم صراحت[۱۵]
۱٫ امثال واضحه (امثال ظاهره): امثالی هستند که به نحوی از انحاء به مثل
بودن آنها با ذکر واژه مثل یا به کار بردن حرف «ک» و غیره تصریح شده
است.
۲٫ امثال غیر %


مطالب مرتبط :


برچسب مطلب

, , , ,