تفکر مذهبی شیعه – بخش سوم

و از اینجاست که در میان شخص گنگ و نابینا هیچگونه تفاهم برقرار نمی شود؛ زیرا آنچه نابینا به زبان می گوید, گنگ نمی شنود و آنچه گنگ به اشاره می فهماند نابینا نمی بیند و از این روی در وضع لغات و نامگذاری اشیأ تأمین نیازمندی مادی منظور بوده و برای چیزهایی و اوضاع و احوالی, لفظ ساخته شده که مادی و در دسترس حس یا نزدیک به محسوس می باشد چنانکه می بینیم در مواردی که مخاطب ما یکی از حواس را فاقد است, اگر بخواهیم از چیزهایی که از راه همان حس مفقود درک می شود, سخن بگوییم دست به یک نوع تمثیل و تشبیه می زنیم مثلاً اگر بخواهیم به یک نابینای مادرزاد از روشنایی و رنگ, یا به کودکی که به حد بلوغ نرسیده از لذت عمل جنسی توصیف کنیم, مقصود خود را با نوعی از مقایسه و تشبیه و آوردن مثل مناسب تأدیه می کنیم, بنابراین, اگر فرض کنیم در جهان هستی, واقعیتهایی وجود دارد که از ماده و آلایش ماده منزه است (و واقع امر هم همین است) و از گروه بشر در هر عصر یک یا چند تن انگشت شمار, استعداد درک و مشاهده آنها را دارند, چنین چیزهایی از راه بیان لفظی و تفکر عادی قابل تفهیم و درک نخواهد بود و جز با تمثیل و تشبیه نمی توان به آنها اشاره کرد.
خدای متعال در کتاب خود می فرماید: ما این کتاب را از قبیل لفظ, خواندنی و عربی قرار دادیم شاید شما آن را تعقل کنید و بفهمید و همانا این کتاب نزد ما در لوح محفوظ که اصل کتب آسمانی است, بسی بلند پایه و محکم اساس است (فهم عادی به آن نمی رسد و در آن رخنه نمی کند[۱]
و نیز می فرماید:تحقیقا این کتاب قرآنی است گرامی در کتابی که از انظار عادی پنهان است, کسی به آن مس نمی کند مگر پاک شدگان[۲].
و همچنین در حق پیغمبر اکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ و اهل بیت وی می فرماید:خدای متعال می خواهد از شما اهل بیت هرگونه پلیدی را ببرد و شما را پاک گرداند[۳]
به دلالت این آیات, قرآن کریم از مرحله ای سرچشمه می گیرد که افهام مردم از رسیدن به آنجا و نفوذ کردن در آنجا زبون است, کسی را نمی رسد که کمترین درکی در آنجا داشته باشد جز بندگانی که خدا آنان را پاک گردانیده است و اهل بیت پیغمبر اکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ از آن پاکانند.
و در جای دیگر می فرماید:اینان که ایمان به قرآن نمی آورند تکذیب کردند چیزی را که به علم او احاطه نیافته اند و هنوز تأویل آن برای آنها مشهود نشده است (یعنی روز قیامت که حقایق اشیأ بالعیان دیده می شود[۴] ) و باز در جای دیگر می فرماید:روزی که تأویل قرآن (همه قرآن) مشهود می شود, کسانی که آن را فراموش کرده بودند به راستی و صدقِ دعوت نبوت, اعتراف خواهند کرد[۵] .
تتمه بحث در حدیث
اعتبار اصل حدیث که قرآن کریم آن را امضا کرده است در میان شیعه و سایر مسلمین جای گفتگو نیست, ولی در اثر تفریطی که از ناحیه رمانروایان صدر اسلام در نگهداری حدیث و افراطی که از ناحیه صحابه و تابعین در ترویج حدیث به عمل آمد, حدیث به سرنوشت اسف آوری گرفتار شد.
از یک سوی خلفای وقت از ثبت و کتابت حدیث, منع می نمودند و هر چه اوراق حدیث به دست می آوردند می سوزانیدند و گاه از نقل حدیث منع می نمودند, از این جهت بسیاری از احادیث دستخوش تغییر و تحریف و فراموشی و نقل گردید.
و از سوی دیگر, صحابه پیغمبر اکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ که افتخار درک حضور و استماع حدیث پیغمبر اکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ را داشتند و مورد احترام خلفای وقت و عموم مسلمانان بودند, به ترویج حدیث پرداختند و کار به جایی رسید که حدیث به قرآن حکومت می کرد و حتی گاهی حکم آیه با حدیث فسخ می شد[۶] و بسیار اتفاق می افتاد که نقله یک حدیث برای استماع یک حدیث, فرسنگها راه پیموده رنج سفر بر خود هموار می نمودند.
گروهی از بیگانگان که به لباس اسلام درآمده بودند و جمعی از دشمنان خانگی اسلام به وضع و تغییر حدیث پرداختند و حدیث را از اعتبار و وثوق انداختند[۷] .
به همین سبب دانشمندان اسلامی به فکر چاره افتاده و علم رجال و درایه را وضع کردند تا حدیث درست را از نادرست تمیز دهند.
ولی شیعه گذشته از اینکه در تنقیح سند حدیث می کوشد مطابقت متن حدیث را با قرآن در اعتبار آن لازم می داند. از طریق شیعه در اخبار زیادی[۸] که سند آنها قطعی است – از پیغمبر اکرم و ائمه اهل بیت رسیده است حدیثی که مخالف قرآن کریم باشد ارزشی ندارد و حدیثی را باید معتبر شمرد که با قرآن موافقت داشته باشد.
به موجب این اخبار, شیعه به احادیثی که مخالف قرآن است عمل نمی کند و اخباری که[۹] مخالفت و موافقت آنها معلوم نیست طبق دستور دیگری که از ائمه اهل بیت رسیده بی اینکه رد کند یا قبول نماید مسکوت عنه می گذارد, البته در شیعه نیز اشخاصی پیدا می شوند که مانند گروهی از اهل سنت به هر حدیثی که به دستشان رسد, عمل می کنند.
روش شیعه در عمل به حدیث
حدیثی که بدون واسطه از زبان خود پیغمبر اکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ یا ائمه اهل بیت _ علیه السّلام _ شنیده شود حکم قرآن کریم را دارد ولی حدیثی که با واسطه به دست ما می رسد عمل شیعه در آن به ترتیب زیر است:
در معارف اعتقادی که به نص قرآن, علم و قطع لازم است به خبر متواتر یا خبری که شواهد قطعی به صحت آن در دست است عمل می شود و به غیر این دو قسم که خبر واحد نامیده می شود, اعتباری نیست, ولی در استنباط[۱۰] احکام شرعیه نظر به ادله ای که قائم شده علاوه به خبر متواتر و قطعی, به خبر واحد نیز که نوعا مورد وثوق باشد عمل می شود.
پس خبر متواتر و قطعی پیش شیعه مطلقا حجت و لازم الاتباع است و خبر غیر قطعی (خبر واحد) به شرط اینکه مورد وثوق نوعی باشد تنها در احکام شرعیه حجت می باشد.
تعلیم و تعلم عمومی در اسلام
تحصیل علم یکی از وظایف دینی اسلام است . پیغمبراکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ می فرماید:طلب علم برای هر مسلمانی فریضه (وظیفه واجب) می باشد[۱۱] و طبق اخباری که با شواهد قطعیه تأیید شده است, مراد از این علم, دانستن اصول سه گانه اسلامی: توحید, نبوت و معاد با لوازم قریب آنهاست و دانستن تفصیل احکام و قوانین اسلامی است برای هر فرد به اندازه ابتلأ و احتیاج وی .
البته روشن است که تحصیل علم به اصول دین, اگرچه با دلیل اجمالی باشد برای همه میسر و در خور توانایی است ولی تحصیل علم به تفصیل احکام و قوانین دینی از راه استفاده و استنباط فنی از مدارک اصلی کتاب و سنت (فقه استدلالی) کار همه کس نیست و تنها در خور توانائی برخی از افراد می باشد و در اسلام حکم طاقت فرسا (حرجی) تشریع نشده است .
از این روی, تحصیل علم به احکام و قوانین دینی از راه دلیل به طور واجب کفایی به بعضی از افراد که توانایی و صلاحیت آن را دارند, اختصاص یافته و وظیفه بقیه افراد طبق قاعده عمومی وجوب رجوع جاهل به عالم (قاعده رجوع به خبره) آن است که به افراد نامبرده (که مجتهدین و فقها نامیده می شوند) مراجعه کنند (و اینها مراجع تقلید نامیده می شوند) البته این مراجعه و تقلید غیر از تقلید در اصول معارف است که به نص آیه کریمه:
(وَلا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ علمٌ)[۱۲]
ممنوع می باشد[۱۳]
باید دانست که شیعه, تقلید ابتدایی را از مجتهد میت جایز نمی داند؛ یعنی کسی که مسئله را از راه اجتهاد نمی داند و طبق وظیفه دینی باید از مجتهد تقلید کند, نمی تواند به نظر مجتهدی که زنده نیست مراجعه کند مگر اینکه در همین مسئله به مجتهد زنده ای تقلید کرده باشد و پس از مرگ مرجع و مقلد خود, به نظر وی باقی بماند.
این مسئله یکی از عوامل مهمه زنده و تر و تازه ماندن فقه اسلامی شیعه است که پیوسته افرادی در راه تحصیل اجتهاد, تلاش کرده به کنجکاوی در مسائل فقهی می پردازند, لیکن اهل سنت در اثر اجماعی که در قرن پنجم هجری بر لزوم اتباع مذهب یک از فقهای اربعه شان: ابوحنیفه, مالک, شافعی و احمد بن حنبل نمودند اجتهاد آزاد را و همچنین تقلید غیر یکی از این چهار فقیه را جایز نمی دانند! و در نتیجه فقه شان در همان سطح تقریبا ۱۲۰۰ سال پیش باقی مانده است و در این اواخر, جمعی از منفردین, از اجماع نامبرده سرپیچیده به اجتهاد آزاد می پردازند.
شیعه و علوم نقلیه
علوم اسلامی که مرهون تدوین علمای اسلامی می باشد به دو بخش عقلیه و نقلیه منقسم می شود, علوم نقلیه علومی است که مسائل آنها به نقل, متکی است مانند لغت و حدیث و تاریخ و نظایر آنها و علوم عقلیه غیر آن است مانند فلسفه و ریاضیات .
تردید نیست که عامل اصلی پیدایش علوم نقلیه در اسلام, همانا قرآن کریم می باشد و به استثنای دو سه فن مانند تاریخ و انساب و عروض, عموما خانه زاد این کتاب آسمانی هستند.
مسلمانان به راهنمائی بحث و کنجکاویهای دینی, به تدوین این علوم پرداختند که عمده آنها از ادبیات عربی, علم نحو, صرف, معانی, بیان, بدیع و لغت می باشد و از فنون مربوط به ظواهر دینی, علم قرائت, تفسیر, حدیث, رجال, درایه اصول و فقه می باشد.
شیعه نیز به نوبت خود, در تأسیس و تنقیح این علوم, سهم بسزایی دارند بلکه مؤ سس و مبتکر بسیاری از آنها شیعه بوده است ؛ چنانکه نحو (دستور زبان عربی را) ابوالا سود دئلی که از صحابه پیغمبر اکرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ و علی _ علیه السّلام _ بود املأ و راهنمائی علی _ علیه السّلام _ تدوین نمود و یکی از بزرگترین مؤ سسین[۱۴] علوم فصاحت و بلاغت (معانی و بیان و بدیع) صاحب بن عباد شیعی از وزرای آل بویه بود و اولین کتاب لغت[۱۵] کتاب العین است که تألیف دانشمند معروف خلیل بن احمد بصری شیعی است که واضع علم عروض بوده است و هم در علم نحو استاد سبویه نحوی می باشد.
[۱] . سوره زخرف ، آیه ۳ و ۴٫
[۲] . سوره واقعه ، آیه ۷۹٫
[۳] . سوره احزاب ، آیه ۳۳٫
[۴] . سوره یونس ، آیه ۲۹٫
[۵] . سوره اعراف ، آیه ۵۳٫
[۶] . مسئله فسخ قرآن به حدیث ، یکى از مسائل علم اصول است و جمعى از علماى عامه به آن قائلند و از قضیه فدک نیز معلوم مى شود که خلیفه اول نیز به آن قائل بوده است.
[۷] . و گواه این مطلب تاءلیفات زیادى است که علما در اخبار موضوعه کرده اند و همچنین در کتب رجال جماعتى از روات را کذاب و وضاع معرفى نموده اند.
[۸] . بحار، ج ۱، ص ۱۳۹٫
[۹] . بحار، ج ۱، ص ۱۱۷٫
[۱۰] . بحث حجیت خبر واحد از علم اصول.
[۱۱] . بحار، ج ۱، ص ۱۷۲٫
[۱۲] . سوره اسرى ، آیه ۳۶٫
[۱۳] . در این مسائل به بحث اجتهاد و تقلید از علم اصول مراجعه شود.
[۱۴] . وفیات ابن خلکان ، ص ۷۸٫ اعیان الشیعه ، ج ۱۱، ص ۲۳۱٫
[۱۵] . وفیات ، ص ۱۹۰٫ و اعیان الشیعه و سایر کتب تراجم.
علامه سید محمد حسین طباطبائی(ره)- شیعه در اسلام
مطالب مرتبط :
برچسب مطلب




ارسال...