آخرین مطالب

اسلام ؛ دین فطرت

پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - اسلام ؛ دین فطرت

پیامبران الهی از سوی خدای واحد و یگانه به سوی انسانها فرستاده شده اند. از این رو باید تعالیم آنان یکسان بوده و اختلافی در میانشان نباشد. این نکته در مورد معارف اعتقادی که گزارشهایی درباره واقعیت است، روشن تر از بخشهای دیگر ادیان است. در این بخش، تفاوت ادیان تنها در این مورد می تواند باشد که بخشی از حقایق به پیامبری داده شده و به پیامبر دیگر داده نشده است. اما در بخش شریعت، ممکن است اختلافها ناشی از تفاوت زمانی و مکانی باشد. برای مثال چون دین پیامبر اعظم(ص)، دین خاتم و جهانی است، احکام و شرایع آن کمی سهل تر از احکام و شرایع دیگر پیامبران است.
با وجود این، تحریفهایی که در طول زمان در ادیان الهی رخ داد، باعث شد تا در برخی معارف و احکام میان این ادیان اختلاف رخ دهد. قرآن کریم می فرماید: ان الذین عندا… الاسلام و ما اختلف الذین اوتوا الکتاب الا من بعد ما جاء هم العلم بغیاً بینهم. (آل عمران، ۱۹)
این آیه، دین همه پیامبران را اسلام می داند و تصریح می کند که اختلافهای پیروان ادیان الهی در اثر تحریف و گناه بوده است. در این آیه، نام دین واحد، اسلام ذکر شده است. در برخی آیات دیگر نیز چنین نامگذاری دیده می شود. برای مثال، در آیه زیر از حضرت ابراهیم(ع) به عنوان حنیف و مسلمان نام برده شده است:
(ما کان ابراهیم یهودیاً و لا نصرانیاً و لکن کان حنیفاً مسلماً و ما کان من المشرکین) (آل عمران، ۶۷)

اسلام به معنای تسلیم شدن است؛ تسلیم قلبی و عملی. اما برای تسلیم شدن باید چگونگی تسلیم شدن روشن باشد. آنچه پیامبران برای مردم می آورند، یعنی دین، چگونگی تسلیم شدن در برابر خداست؛ تسلیم قلبی که با اعتقادات مطابق با واقع رخ می دهد و تسلیم عملی از راه عمل به شریعت. بنابراین دین خدا اسلام است: “ان الذین عندا… الاسلام”
حنیف از ریشه حنف به معنای میل و تمایل به سویی است و به معنای راه راست و کسی که به سوی دین مستقیم میل پیدا کرده یا از دین کجی اعراض نموده نیز آمده است. به پیرو دین الهی یا اسلام، حنیف گفته می شود، زیرا به دین مستقیم متمایل شده است.
ادعای این نوشته این است که اسلام یعنی دین همه انبیای الهی فطری است و اصول ابعاد سه گانه اسلام در فطرت همه انسانها وجود دارد. این مطلب را براساس آیات قرآن و احادیث پیامبر اعظم(ص) و گاه احادیث اهل بیت(ع) اثبات خواهیم کرد.

فطری بودن دین در معارف اعتقادی
قرآن کریم درباره فطری بودن دین می فرماید:
(فأقم وجهک للدین حنیفاً فطره ا… التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق ا… ذلک الدین القیم) (روم، ۳۰)
این آیه مخاطب خود را به دین حنیف و استوار دعوت می کند و دین را با عنوان فطرت ا… تفسیر می نماید؛ فطرتی که انسان بر آن سرشته شده و قابل تغییر نیست. در آخر می فرماید: دین استوار، چنین دین فطری است.
در احادیث، حنیفیت و فطرت به یک معنا آمده و در تفسیر آن معرفت خدا و توحید ذکر شده است. از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرمودند: “هر مولودی با فطرت متولد می شود، و مقصود از فطرت، معرفت به این مطلب است که خداوند آفریدگار اوست و آیه شریفه “و لئن سألتهم من خلق السماوات والارض لیقولن ا…” (لقمان، ۲۵) به همین مطلب اشاره دارد (اصول کافی، ج ۲، ص ۱۲).
بدین سان، دین استوار، دین فطری است؛ دینی که اساس آن یعنی معرفت خدا، در فطرت و خلقت نخستین انسانها نهفته است و این فطرت قابل تغییر نیست.
در احادیث، آموزه توحید نیز از مصادیق فطرت ذکر شده است (اصول کافی، ج ۲، ص ۱۲)، زیرا معرفتی از خدا که انسانها بر آن سرشته شده اند، شامل توحید نیز می شود و انسانها خدای واحد و یگانه را فطرتاً می شناسند.
براساس آیات و احادیث، سابقه این معرفت توحیدی و فطری به پیش از جهان کنونی بر می گردد و خداوند همه انسانها را در عالم یا عوالمی پیش از این جهان، جمع کرد و خود را بدون واسطه به آنها شناساند و پس از این شناخت، از آنان به ربوبیت خویش اقرار گرفت، و همین شناخت در روح و جان انسانها باقی ماند، از این رو آنان همراه با همین فطرت توحیدی وارد جهان کنونی می شوند.

فطری بودن دین در اعمال و عبادات
معرفت خدا و توحید که اساس دین اسلام است، فطرت اعتقادی همه انسانهاست. اما گذشته از فطرت اعتقادی، انسانها دارای فطرتهای عملی نیز هستند. در احادیث نقل شده از پیامبر نماز و عبادت خدا از مصادیق فطرت ذکر شده است: “الصلاه و هی الفطره” (المعجم الکبیر، طبرانی، ج ۱۱، ص ۲۷۲)
انسان پس از شناخت خدا و ایمان به او و با عقل فطری در می یابد که باید خدای خویش را پرستش کند، هر چند نوع پرستش را نمی داند. از همین روست که وقتی به مدعی پیامبری و رسالت برخورد می نماید، در سخنان او دقت می کند تا اگر حقانیتش اثبات شد، نوع پرستش خدا را از او بپرسد. بنابراین، اصل پرستش امری فطری است و جزو فطریات عقل انسان است و آدمی با استفاده از عقل فطری لزوم پرستش خدای اثبات شده را ادراک می کند.
در برخی از احادیث پیامبر(ص) بعضی از امور مربوط به نظافت و پاکی همچون کوتاه کردن ناخنها و شارب و نیز مسواک کردن از فطریات برشمرده شده است (مسند احمدبن حنبل، ج ۳، ص ۶، بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۶۸)
این امور از فطریات عقل است، زیرا انسان با عقل فطری خود خوبی نظافت را درک می کند.
در برخی احادیث نقل شده از پیامبر(ص) کارهایی مثل غسل جمعه، کوتاه کردن شارب، بلندکردن محاسن و نیز برخی عبادات مثل زکات، از فطریات اسلام برشمرده شده است (کنزالعمال، ج ۷، ص ۷۶۳، مستدرک الوسایل، ج ۷، ص ۱۲) منظور از فطریات اسلام، احکام و عباداتی است که از اسلام جدا نمی شود و از ویژگیهای ذاتی اسلام هستند، به گونه ای که علامتهای یک مسلمان شمرده می شوند.
نقل شده است که زن عثمان بن مظعون از شوهرش نزد پیامبر(ص) شکایت برد که او دایم در حال نماز و روزه است و به خانواده توجهی نمی کند. پیامبر اکرم(ص) ناراحت شد و به عثمان فرمود:
“لم یرسلنی ا… تعالی بالرهبانیه و لکن بعثنی بالحنیفیه السهله السمحه… فمن أحب فطرتی فیستن بسنتی و من سنتی النکاح (کافی، کلینی، ج ۵، ص ۴۹۴)
در این حدیث و احادیث مشابه، دین حنیف سهل و ساده و به دور از رهبانیت، فطرت پیامبر یا فطرت دین پیامبر(ص) برشمرده شده است.
حاصل آن که اساس دین اسلام، یعنی معرفت خدا و توحید و نیز عبادت خدا و پاکی روح و جسم، اموری فطری هستند و انسان براساس خلقت اولیه خود و نیز عقل فطری قادر به فهم آنهاست. در واقع، فطریات اعتقادی و عملی اسلام و انسان یکی است، زیرا توحید و عبادت و پاکی هم از فطریات اسلام است و هم از فطریات انسان.

فطری بودن دین در اخلاق

اما گذشته از عقاید و اعمال، آدمی دارای فطریات اخلاقی نیز می باشد. انسان باعقل فطری خود خوب و بد را می فهمد و می داند که ادب و راستگویی و عدالت و سپاسگزاری خوب است و دروغگویی و ستم و ناسپاسی زشت و بد است. از پیامبر اعظم(ص) نقل شده که در مورد عقل فرمودند:
“فیقع فی قلب هذا الانسان نور، فیفهم الفریضه و السنه و الجید و الردی، ألا و مثل العقل فی القلب کمثل السراج فی وسط البیت” (بحارالانوار، ج ۱، ص ۹۹)
در این حدیث، تصریح شده که انسان با عقل فطری و بدون اکتساب، خوب و بد را می فهمد.
از امام صادق(ع) نقل شده که “بندگان به وسیله عقل، عمل نیکو را از عمل زشت می شناسند” (اصول کافی، ج ۱، ص ۲۹)
از امام علی(ع) نقل شده که فرمودند: “اخلاق نیکو از میوه های عقل است” (غرر الحکم، ج ۱، ص ۳۳۹، حدیث ۱۲۸۰) و “ادب در انسان همچون درختی است که اصل و ریشه آن عقل است” (همان، ج ۲، ص ۱۰۹، حدیث ۲۰۰۴) و “میوه عقل راستگویی است” (همان، ج ۳، ص ۳۳۳، حدیث ۴۶۴۳)
از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرمودند:
“جبلت القلوب علی حب من أحسن إلیها و بعض من أساء إلیها” (کافی، ج ۴، ص ۳۸۱)
بدین سان، اخلاق که بخشی از دین اسلام است، امری فطری است؛ بدین معنا که پایه ها و اصول اخلاق اموری فطری اند و هر انسان بالغ و عاقلی این اصول را با عقل فطری خویش درک می کند.
براساس قرآن و احادیث پیامبر اعظم(ص) و اهل بیت(ع) و نیز درک وجدانی و عقلی عموم انسانها، انسان برخی امور را بدون کسب و اکتساب و به صورت فطری ادراک می کند. این فطریات در سه محور اعتقادات، اعمال و اخلاق می گنجند. از سوی دیگر، دین اسلام که دین همه پیامبران الهی است، بر پایه همین سه محور سازمان یافته است. مقصود از فطری بودن دین اسلام این است که خداوند متعال، معرفت پایه ها و اصول این سه محور دین را در فطرت انسان نهاده است. از همین روست که در برخی احادیث، دین خدا و اسلام مصداق فطرت مطرح شده در آیه “فطرت ا… التی فطر الناس علیها” دانسته شده است. سیوطی از پیامبر اکرم(ص) نقل می کند که مقصود از فطرت در آیه بالا دین خداست (الدرر المنثور، ج ۵، ص ۱۵۵) و از امام صادق(ع) نقل شده است که مقصود از فطرت در آیه بالا اسلام است (کافی، ج ۴، ص ۱۲).
مقصود از فطری بودن اسلام، فطری بودن پایه های سه گانه آن است. از این رو، در حدیث اخیر امام صادق(ع) پس از آن که فطرت را به اسلام تفسیر فرمودند، در ادامه فطری بودن اسلام را به فطری بودن اساس اعتقادی اسلام، یعنی توحید بازگرداندند:
“فطرهم ا… حین أخذ میثاقهم علی التوحید” (اصول کافی، ج ۲، ص ۱۲)

balatarin cloob Donbaler Donbaleh LinkPad Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious
balatarin cloob Donbaler Donbaleh LinkPad Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious
نقد و بررسی ادیان و فرقه های ضاله

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>