پایه گذار انقلاب فرهنگی شیعه

پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - پایه گذار انقلاب فرهنگی شیعه

اسم مبارک آن بزرگوار محمد، و لقب مشهور او باقر است که حضرت رسولاکرم صلی الله علیه و آله آن حضرت را طی روایاتی به این لقب ملقب فرمود. کنیه مشهور آن حضرت، ابی جعفر و عمر مبارک ایشان مثل عمر پدر بزرگوار و جد بزرگوارشان حسین علیه السلام پنجاه و هفت سال بود. در اول رجب المرجب سال پنجاه و هفت ه. ق. متولد شد و در سال ۱۱۴ از هجرت به دست ابراهیم بن ولید و به دستور هشام بن عبدالملک مسموم و شهید گردید. سه ساله بود که حماسه کربلا واقع شد و آن بزرگوار کربلا را مشاهده فرمود. بعد از حماسه کربلا سی و چهار سال با پدر بزرگوار خود، زندگی پر تلاطمی را پشت سر نهاد. مدت امامت آن حضرت تقریباً نوزده سال بود.

امام باقر دو امتیاز در میان ائمه علیهم السلام دارد. اول جد پدری ایشان امام حسین علیه السلام و جد مادری آن حضرت امام حسن علیه السلام است . از این جهت در حق ایشان گفته شده: «علوی من علویین و فاطمی من فاطمیین و هاشمی من هاشمیین.» از نظر نسبت امتیاز فوق العاده ای را دارا است. خصوصاً این که مادر ایشان فاطمه دختر امام حسن علیه السلام زنی بسیار عالمه و مقدسه بود. از امام صادق نقل شده که فرمود: «جدّه ام صدیقه ای بود که در میان اولاد امام حسن، مثلش دیده نشده است.» و نیز خرق عادتی از ایشان نقل می‌کند و می‌فرماید: «مادرم پای دیواری نشسته بود که دیوار فرو ریخت. مادرم گفت: ساقط نشو به حق مصطفی که خداوند اذن نداده است که ساقط شوی. دیوار باقی ماند تا جدّه ام از پای آن گذشت.
امتیاز دیگر آن که وی پایه گذار انقلاب فرهنگی شیعه محسوب می‌شود. گرچه انتشار معارف شیعه به دست امام صادق علیه السلام صورت گرفت ولی به دست امام باقر پایه گذاری شد.
خواصّ اصحاب امام باقر و همچنین افرادی که از او روایت نقل می کنند بیشتر از چندین هزار نفرند. ولی افراد فوق العاده مبرزی در میان آنها وجود دارند که جداً باید گفت فخر شیعه هستند. اجماع شیعه بر این است که در میان اصحاب رسول الله و تابعین آنها که شاگردان اصحاب هستند و آن شش نفر عبارتند از: زراره معروف، الخربوز، ابو بصیر، فضیل بن یسار، محمدبن مسلم و یزید بن معاویه، که یکی از آنها مثل محمد بن مسلم سی هزار روایت از امام باقر روایت کرده است.
در دوران امام باقرعلیه السلام دولت بنی امیه رو به زوال بود. مردم از آنها متنفر بودند. بهعلت وجود کسی چون عمر بن عبدالعزیز، که علاوه بر این که نفع بزرگی برای شیعه داشت ضرر بزرگی نیز برای بنی امیه داشت و اختلاف شدیدی که در ممالک اسلامی پدید آمده بود و هر کسی از گوشه ای قیام می کرد، خلفا بهسرعت تغییر می‌کردند ـ چنانکه در مدت امامت امام باقر علیه السلام، در مدت نوزده سال پنج خلیفه روی کار آمدند: ولیدبن عبدالملک، سلیمان بن عبدالملک، عمر بن عبدالعزیز، یزید بن عبدالملک، هشام بن عبدالملک ـ پس موقعیت مناسبی برای آن حضرت که از ظلم بنی امیه فارغ شده بود، پدید آمد که انقلاب علمی را آغاز نماید و بزرگانی از عامه و خاصه در اطراف ایشان جمع شدند و حقایق اسلام، لطایف اسلام و بالاخره معارف اسلام را منتشر کردند. از این جهت رسول اکرم به ایشان لقب باقر داده است. لسان العرب می گوید:لقب به لانّه بقر العلم و عرف اصله واستنبط فرعه و توسع فیه، والتبقر التوسع.
«امام باقر ملقب به این لقب است چون شکافنده علم است. پایه علوم اسلامی را شناخت و فروع آن را درک فرمود و آن را توسعه داد» و ریشه تبقّر به معنی توسعه است.
عامه و خاصه نقل می کنند که رسول اکرم به جابر بن عبدالله انصاری فرموده است:
“یا جابر یوشک ان تبقی حتّی تلقی ولداً من الحسین یقال له محمد یبقر علم النبیین بقراً، فاذا لقیته فاقرأه منی السلام”؛
ای جابر، تو زنده می مانیتامردی از اولاد حسین را که نامش محمد است ملاقات می‌کنی که او علم انبیا را می‌شکافد. هنگامی که او را دیدی سلامم را به او برسان.»
و جابر وقتی سلام پیامبر را به امام باقر رسانید حضرت فرمودند: «وصیت کن که در این چند روزه می میری. جابر گریست و گفت:”از کجا می گویی؟” حضرت فرمودند:”ای جابر به خدا قسم پروردگار عالم علم گذشته و آینده را تا روز قیامت به من عنایت فرموده است.»
آنحضرت را باقر نامیده اند چون انتشار دین و معارف اسلامی را او شالوده ریزی کرده است. مفید در ارشاد گوید: «افرادی از اصحاب رسول اللهصلی الله علیه و آله که مانده بودند نظیر جابربن عبدالله انصاری و بزرگان از تابعین رؤساء مسلمین از فقها و غیر فقها نظیر جابر جعفی، کیسان سختیانی، امین مبارک، زهری، اوزاعی، ابی حنیفه، مالک، شافعی و زیاد بن منذر، از امام باقر روایت نقل می کنند. همچنین مصنفینی نظیر طبری، بلاذری، سلامی، خطیب، ابی داود، اسکافی، مروزی، الاصفهانی، بسیط و نقاش و غیرهم از امام باقر علیه السلام روایت نقل می کنند. این افراد از علمای عامه هستند که بعضی از آنان به فیض محضر امام باقر رسیده اند. و بسیاری از علمای اهل تسنن اقرار دارند که حضرت، بزرگترین عالم زمان خویش بوده است. حتی حکم بن عتیبه یکی از علمای بسیار بزرگ عامه در تفسیر این آیه شریفه:”ان ذلک للمتوسّمین” گفته است.”والله محمد بن علی منهم”؛ به خدا قسم محمد باقر از متوسّمین است. عبدالله بن عطا که او نیز از علمای عامه است می گوید: ما رایت العلماء عند احدٍ اصغر علما منهم عند ابی جعفر لقد رایت الحکم بن عتیبة عنده کانه متعلم؛ندیدم دانشمندان را که نزد کسی چنین خویش را کوچک پندارند که نزد امام باقر کوچک بودند؛ حکم بن عتیبه نزد امام باقر فقط یک شاگرد بود.”
ما امامانی هستیم رهنما و چراغ‌های درخشان و علم افراشته شده برای مردم. ماییم سابقون و آخرون. یعنی اول ماییم و آخر ماییم ـ اشاره به واسطه فیض است ـ هر که به ما پناه برد، رستگار می شود و هر که از ما تخلف کند، غرق خواهد شد.
خواصّ اصحاب امام باقر و همچنین افرادی که از او روایت نقل می کنند بیشتر از چندین هزار نفرند. ولی افراد فوق العاده مبرزی در میان آنها وجود دارند که جداً باید گفت فخر شیعه هستند. اجماع شیعه بر این است که در میان اصحاب رسول الله و تابعین آنها که شاگردان اصحاب هستند و آن شش نفر عبارتند از: زراره معروف، الخربوز، ابو بصیر، فضیل بن یسار، محمدبن مسلم و یزید بن معاویه، که یکی از آنها مثل محمد بن مسلم سی هزار روایت از امام باقر روایت کرده است، و می گویم این روایات از اسرار است که به کسی نباید بگویم.»
امام باقر دو امتیاز عالی علاوه بر امتیازهایی که برای ائمه علیهم السلام وجود دارد، در میان ائمه دین دارند و از زبان ایشان به بعضی از آن امتیازها اشاره شده است.
مناقب ابن شهر آشوب از امام باقر نقل می کند که حضرت فرموده اند:
“نحن جنب الله و نحن حبل الله و نحن رحمة الله علی خلقه و بنا یفتح الله و بنا یختم الله، نحن ائمة الهدی و مصابیح الدجی و نحن العلم المرفوع لاهل الدنیا و نحن السابقون و نحن الآخرون، من تمسک بنا لحق و من تخلف عنا غرق. نحن قادة المحجلین و نحن حرم الله و نحن الطریق والصراط المستقیم الی الله عزوجل و نحن من نعم الله علی خلقه و نحن المنهاج و نحن معدن النبوة و نحن موضع الرسالة و نحن اصول الدین و الینا یختلف الملائکة و نحن السراج لمن استضاء بنا و نحن السبیل لمن اقتدی بنا و نحن الهداة الی الجنة و نحن عروة الاسلام و نحن الجسور و نحن القناطر من مضی علینا اسبق و من تخلف عنا محق و نحن السنام الاعظم و بنا یصرف الله عنکم العذاب من ابصر بنا و عرفنا و عرف حقنا و اخذ بامرنا فهومنا.”
این خطبه شریفه اشاره به آیات قرآن و روایات قطعی از پبامبر اکرم است.
«ما جنب خداوند متعالیم، جنب به معنی پهلو است و عرب چنانچه از وجه که به معنی صورت است اراده ذات می‌کند و از ید که به معنی دست است اراده قدرت می کند، از جنب، اراده قرب می کند. و چون اهل بیت علیهم‌السلام منتهای قرب الهی را دارند به آنها جنب الله گفته می شود. این جمله امام باقر اشاره است به آیه ای که در سوره زمر است:
ان تقول نفس یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله(۱)؛توبه کنید قبل از این که بگویید ای وای به من و تفریط گری من درباره خدا.» بنابراین تفسیر، معنی چنین می‌شود که می‌گوید: ای وای به من که سرو کاری با اهل بیت نداشتم. ماییم حبل الله. جمله اشاره است به آیه شریفه واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولا تفرقوا(۲)؛ «چنگ بزنید به ریسمان محکم خدا و متفرق نشوید». ماییم از جمله رحمت واسعه پروردگار که بر بنده ها دارد. جمله اشاره است به آیه شریفه «و رحمتی وسعت کل شیء(۳)»؛ رحمت من هر چیزی را فرا گرفته است. و در روایات آمده است که رحمت واسعه خدا حقیقت اهل بیت علیهم السلام است. ماییم که خلقت عالم از ابتدا تا انتها به دلیل ما است و خداوند به دلیل ما عالم را خلق نمود. این جمله که در زیارات نیز دیده می شود اشاره به آیه شهادت است: و کذلک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا(۴)؛ « و همانا ما شما ـ اهل بیت ـ را مستکمل آفریده ایم تا شاهد مردم باشید و رسول اکرم نیز شاهد بر شما». و در روایات فراوان است که این شهادت واسطه فیض است. ما امامانی هستیم رهنما و چراغ‌های درخشان و علم افراشته شده برای مردم. ماییم سابقون و آخرون. یعنی اول ماییم و آخر ماییم ـ باز اشاره به واسطه فیض است ـ هر که به ما پناه برد، رستگار می شود و هر که از ما تخلف کند، غرق خواهد شد. جمله اشاره است به حدیث نبوی که بهطور متواتر از پیامبر اکرم روایت شده است. پیامبر علیه السلام فرموده است: مثل اهل بیت، کشتی نوح است هر که به آنان تمسک جوید رستگار و هر که از آنان تخلف کند غرق خواهد شد. ما راهنمای افراد هستیم در روز قیامت که رستگارند. ماییم حرم الله که احترام ما در میان مردم محفوظ است. جمله ما راه مستقیم هستیم، اشاره به آیه اهدنا الصراط المستقیم دارد. از جمله نعمت‌های خدا بر بندگان هستیم. اشاره است به آیه شریفه: و ضرب الله مثلاً قریة کانت آمنة مطمئنة یأتیها رزقها رغدا من کل مکان فکفرت بانعم الله فاذاقها الله لباس الجوع والخوف بما کانوا یصنعون(۵)؛ «پروردگار عالم مثل زد به قریه ای که عقیده و امنیت داشتند و نعمت مثل باران برای آنها می بارید، آنان به نعمت خدا کفر ورزیدند پس پروردگار عالم لباس قحطی و ناامنی را بر آنان پوشانید در قبال آنچه که انجام می دادند.» راه حق و حقیقت هستیم و معدن نبوت. آنچه پیامبر داشته ما داریم. و رسالت در خانه ما فرو آمده است: الله اعلم حیث یجعل رسالته.(۶) ما پایه های اسلام هستیم و ملائکه به خانه ما رفت و آمد دارند. ما چراغ راه هر که بخواهد هستیم کهازنور ما بهره ببرند. ماییم عروة الوثقای اسلام. اشاره به آیه شریفه است: و یؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی لاانفصام لها(۷)؛ «هر که ایمان به خدا آورد به دستاویز محکمی دست زده که ناگسستنی است.» ما هستیم پای هر که بخواهد به حق رسد، از ضلالت نجات یابد و به بهشت رود؛ باید ما را طی کند و از ما راهنمایی گیرد. هر که از ما عبور کرد سبقت برد و هر که تخلف کرد نابود شد. بزرگترین حافظ اسلام هستیم. ماییم که به دلیل وجود ما عذاب دنیوی و اخروی از بندگان برطرف می شود. هر که ما را شناخت و حق ما را شناخت، و دستورات ما را اجرا کرد، از ما استورستگار خواهد شد.
“>او جامع علوم و شکافنده علم و توسعه دهنده علم بود. او نمایانگر علم بود و علم را رفعت داد. قلب او مهذب و علم و عمل او پاک بود. او طاهر و مطهر بود، خلق او عالی بود و عمر او در اطاعت خداوند صرف شد. تبحّری در عرفان داشت که زبان، گویای آن نیست. سخنان او در عرفان و سیر و سلوک به حدّی است که نمی‌تواند در این گفتار ضبط شود.»
باید گفت این خطبه دارای اشارات و کنایات و لطایف فراوان است و باید کتابی درباره این خطبه نگاشت. اما امام باقر علیه السلام اضافه بر فضایلی که همه اهل بیت دارند و حضرت در این خطبه به بعضی از آنها اشاره نموده است، دو امتیاز عالی دارد که فی الجمله درباره آن سخن گفتیم.
مورخین درباره سؤال و جواب آن راهب نصرانی با امام باقرعلیه السلاممطالبی نوشته اند که ما خلاصه ای از آن را می آوریم:
هشام بن حکم، حضرت باقر را به شام احضار نمود. آن بزرگوار همراه با امام صادق علیه السلام به طرف شام حرکت کردند. در بین راه راهبی را دیدند که ارادتمندان به دور او حلقه زده بودند تا راهب آنان را نصیحت کند. حضرت باقر علیه السلام وارد جمع آنان شد. ابهّت و تجلی نور امام باقر علیه السلام، راهب را تحت تأثیر قرار داد. آنگاه از حال آن بزرگوار استفسار کرد و مسایلی پرسید. مسایل او گرچه از نظر ما عوامانه است و با مقام قدس علمی حضرت باقرعلیه السلاممناسبتی ندارد، ولی در آن دوره جهل، مسایلی بود بزرگ که توانست راهب و اطرافیانش را مسلمان کند.
۱ ـ ساعتی که نه از روز است و نه از شب؟
امامفرمودند ساعت‌های بین الطلوعین می باشد که از ساعت‌های بهشت است. در آن ساعت‌ها می‌توان آخرت را آباد کرد و سعادت دو جهان را به دست آورد.
۲ ـ می گویند اهل بهشت فضولات ندارند، نشانه آن در این دنیا چیست؟
حضرت فرمودند: نشانه آن بچه ای است که در شکم مادر است.
۳ ـ می گویند نعمت‌های بهشت پایان ناپذیر است، نشانه آن در دنیا چیست؟
حضرت فرمودند: نشانه آن علم است که هر چه از آن بهره گیرند نقصان ندارد.
۴ ـ آن دو برادر که با هم متولد شدند و با هم مردند، اما عمر یکی از آنان پنجاه سال و عمر دیگری صد و پنجاه سال چه کسانی بوده اند.
حضرت جواب دادند: آن دو برادر عُزیر و عزیز بوده‌اند که قرآن از آنها خبر می دهد که عزیز چون در زنده شدن مرده‌ها در روز قیامت تردید کرد، پروردگار عالم جان او را صد سال گرفت سپس زنده کرد. آن راهب پس از شنیدن جواب‌های حکیمانه با اطرافیانش مسلمان شد. شأن ائمه طاهرین در تاریخ ناشناخته مانده است، گرچه ابن حجر متعصب در حق او گفته است:
هو باقر العلم و جامعه و شاهد علمه و رافعه صفی قلبه و زکا علمه و عمله و طهرت نفسه و شرف خلقه و عمرت اوقاته بطاعة الله و له من الرسوخ من مقامات العارفین مایکل عنه السنة الواصفین و له کلمات کثیرة فی السلوک و المعارف لاتجملها من العجالة؛او جامع علوم و شکافنده علم و توسعه دهنده علم بود. او نمایانگر علم بود و علم را رفعت داد. قلب او مهذب و علم و عمل او پاک بود. او طاهر و مطهر بود، خلق او عالی بود و عمر او در اطاعت خداوند صرف شد. تبحّری در عرفان داشت که زبان گویای آن نیست. سخنان او در عرفان و سیر و سلوک به حدّی است که نمی‌تواند در این گفتار ضبط شود.»
صاحب جنات الخلود که شیعه است می‌گوید: «اکثر اوقات او صرف اطاعت خدا می شد. از خوف خدا می گریست. بسیار متواضع بود؛ تمام بر سر مزارع می رفت و کار می کرد و آنچه به دست می آورد در راه خدا صرف می نمود. سخی ترین مردم بود و تمام علما نزدش می آمدند؛ علمشان قطره ای بود در مقابل دریا، و نظیر امیرالمؤمنین علیه السلام چشمه های حکمت از اطرافش می جوشید و در مقابل جلالتش هر جلیلی کوچک بود.»

ذکر معجزه ای از حضرت
در خاتمه، معجزه ای از معجزات آن حضرت را یادآور می شویم. کلینی رحمة الله در کافی از ابی بصیر نقل می‌کند که نزد امام باقر علیه السلام رفتم و گفتم: شما وارث رسول اکرم هستید؟ فرمود: آری. گفتم: رسول الله وارث انبیاست و آنچه آنان می دانند او می داند؟ فرمود: آری، چنین است. گفتم: بنابراین شما قدرت دارید که مرده را زنده کنید و کور مادرزاد و مرض برص را شفا دهید، چنانکه قرآن درباره عیسی علیه السلام فرموده؟ فرمود: به اذن پروردگار قدرت داریم. سپس فرمود جلو بیا! چون جلو رفتم دست مبارک خود را به چشم‌های من زد و من بینا شدم. سپس به من فرمودند: ای ابی بصیر، آیا می خواهی در روز قیامت بینا باشیومثل مردم، حساب، کتاب و مشقت‌های آخرت را دارا باشی، یا کور باشی ولی در آخرت بدون محاسبه به بهشت روی؟ ابی بصیر می‌گوید کوری را انتخاب کردم.

پی نوشت ها:

۱- زمر، قسمتی از آیه ۵۶٫
۲- آل عمران، قسمتی از آیه ۱۰۳٫
۳- اعراف، قسمتی از آیه ۱۵۶٫
۴- بقره، قسمتی از آیه ۱۴۳٫
۵- اعراف، قسمتی از آیه ۱۵۶٫
۶- انعام، قسمتی از آیه ۱۲۴٫
۷- بقره ، قسمتی از آیه ۲۵۶٫


مطالب مرتبط :


برچسب مطلب

, , , , ,