تسنیم : برترین چشمه بهشتى، ویژه مقرّبان
دفعات مشاهده : 550 مشاهده | تاریخ : ۲۲ فروردین ۱۳۸۹ |

تسنیم از ریشه «س ـ ن ـ م» به معناى بلندى و ارتفاع است[۱] و به چشمه آبى گفته مىشود که از بالا به پایین سرازیر است.[۲] تسنیم نام چشمهاى در بهشت* است[۳] و در وجه تسمیه آن گفتهاند: برترین شراب بهشتى است که از بالا سرازیر مىشود، هنگام حرکت موج دارد و بر هر مانعى بلندى مىجوید[۴] و هرکس از آن بنوشد رفعت مقام مىیابد[۵] و به گفته برخى شرابى بهشتى است که ابرار با نوشیدن آن از خودخواهى نفس به سوى حق فرا مىروند و در نورِ الهى و عظمت و جمال وى فانى مىشوند.[۶]
تسنیم در قرآن تنها در یک آیه به صراحت آمده است: «اِنَّ الاَبرارَ لَفى نَعیم … * یُسقَونَ مِن رَحیق مَختوم * خِتـمُهُ مِسکٌ وفى ذلِکَ فَلیَتَنافَسِ المُتَنـفِسون * و مِزاجُهُ مِن تَسنیم * عَینـًا یَشرَبُ بِهَا المُقَرَّبون». (مطفّفین/۸۳، ۲۲ ـ ۲۸)
مفسران ذیل برخى آیات حاوى وصف بهشت نیز از این چشمه* سخن به میان آورده و بحثهاى ذیل را درباره آن مطرح کردهاند: جایگاه تسنیم در بهشت عدن است (توبه/۹،۷۲)[۷]، تسنیم از جمله چشمههاى پرهیزگاران است (حجر/۱۵،۴۵)[۸]، آبى صاف و زلال است (محمّد/۴۷،۱۵)[۹]، یکى از دو چشمه ویژه خداترسان است (الرحمن/۵۵،۵۰)[۱۰] و اینکه تسنیم داراى طعم کافور* و خوشبوست که از چشمهسار ویژه «عباداللّه*» برگرفته مىشود. (انسان/۷۶، ۵ ـ ۶)[۱۱]
تسنیم چشمهاى است که مقربان، خالصِ آن را مىنوشند[۱۲]؛ ولى ابرار که مقامى پایینتر از مقربان دارند و از «اصحاب یمین» به شمار مىروند، آمیختهاى از تسنیمبا «رحیقِ مختوم»[۱۳]
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۶، صفحه ۵۳۵
(از شرابهاى زلال و طهور بهشتى) را مىنوشند[۱۴] (مطفّفین/۸۳،۲۷ـ ۲۸)، بنابراین شراب تسنیم از رحیق مختوم برتر و گواراتر است.[۱۵] به گفته برخى مفسران آشامیدنى اهل بهشت آمیختهاى از تسنیم و شیر و عسل و شراب بهشتى است.[۱۶] در برخى روایات، از پیامبر(صلى الله علیه وآله) و خدیجه(علیها السلام) و على و فرزندانشان(علیهم السلام) به عنوان نوشندگان شراب خالص تسنیم نام برده شده است[۱۷]، چنان که در برخى روایات نیز رحیق مختوم، پاداش کسانى دانسته شده که در تابستان روزه بگیرند یا از شرابخوارى بپرهیزند.[۱۸] از دیدگاه اهل عرفان مقربان ـ که از تسنیم مىنوشند ـ بر بزرگان عرفا تطبیق شده است؛ آنانکه در رتبه انبیا هستند[۱۹] و از هرجهت کامل بوده، به توحید ذات رسیدهاند.[۲۰]
براى تسنیم ویژگیهایى ذکر شده است؛ از جمله: شریفترین شراب بهشتى[۲۱]، چشمهاى در بهشت که از زیر[۲۲] یا بالاى عرش الهى سرازیر مىشود[۲۳]، از بهشت عدن سرازیر مىشود و به منزلها و غرفههاى اهل بهشت فرود مىآید[۲۴]، رودى جارى در هوا که آبش در ظرفهاى بهشتیان ریخته مىشود و چون ظرفها پر شود باز مىایستد.[۲۵] برخى، اوصاف این چشمه بىمانند را در این جهان بر اهل دنیا مخفى دانستهاند.[۲۶] و به گفته برخى دیگر نیز تسنیم با فضیلتترین رود بهشتى و جایگاه آن مراتب والاى روحانى و معنوى بهشت است و نوشیدن از آن معرفت و لذّت مشاهده خداوند را پدید مىآورد. مقربان در جایگاه برترین مردمان بهشت، با نوشیدن تسنیم جز به ذکر و یاد خدا مشغول نگشته و اصحاب یمین با نوشیدن آمیختهاى از تسنیم گاهى نظرشان به وجهاللّه است و گاهى به آفریدههایش نظر دارند.[۲۷] برخى از اهل عرفان، تسنیم خالص را برترین مرتبه محبت و از آنِ مقربانى مىدانند که به غیر خدا مشغول نبوده و محبت حق را با غیر آن درنمىآمیزند و شراب آمیخته به تسنیم از آنِ
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۶، صفحه ۵۳۶
مؤمنانى است که محبت آنان به خدا با غیر آن درآمیخته است.[۲۸] در برخى روایات نیز آمده که چشمه تسنیم به سوى بالاترین طبقه بهشت (علّیین) جریان داشته و تنها افراد خاصى از بهشتیان از آن استفاده مىکنند؛ اما آبهاى دیگر به سوى مراتب دیگر بهشت سرازیر مىشوند.[۲۹] در روایتى دیگر آبیارى درخت طوبا از آب تسنیم دانسته شده است[۳۰] و مطابق نقل دیگر تسنیم چشمهاى است که خداوند به فاطمه(علیها السلام)بخشیده[۳۱] و حوض کوثر ظرفى است که از دو چشمه بهشتى «تسنیم» و «مَعین» پر مىگردد.[۳۲]
پی نوشتها :
[۱]. التفسیرالکبیر، ج۳۱، ص۱۰۰؛ مقاییساللغه، ج۳، ص۱۰۷؛ التحقیق، ج۵، ص۲۳۵، «سنم».
[۲]. تفسیر ماوردى، ج۶، ص۲۳۱؛ لسانالعرب، ج۱۲،ص۳۰۷؛ تاج العروس، ص۲۴۹، «سنم».
[۳]. جامعالبیان، ج۳۰، ص۱۳۵؛ مفردات، ص۴۲۹، «سنم»؛ مجمعالبیان، ج۱۰، ص۶۹۳٫
[۴]. جوامعالجامع،ج۲، ص۷۲۴؛ التفسیرالکبیر، ج۳۱، ص۱۰۰٫
[۵]. روح المعانى، ج۳۰، ص۱۳۵؛ التحقیق، ج۵، ص۲۳۶، «سنم».
[۶]. التحقیق، ج۵، ص۲۳۶٫
[۷]. مجمعالبیان، ج۵، ص۷۷؛ روض الجنان، ج۹، ص۲۹۵؛ تفسیرقرطبى، ج۸، ص۱۳۰٫
[۸]. زادالمسیر، ج۴، ص۴۰۳؛ تفسیر قرطبى، ج۱۰، ص۲۲٫
[۹]. جامعالبیان، ج۲۶، ص۶۴؛ الدرالمنثور، ج۷، ص۴۶۵٫
[۱۰]. مجمعالبیان، ج۹، ص۳۱۴؛ زادالمسیر، ج۸، ص۱۲۰؛ تفسیر ابن کثیر، ج۴، ص۲۹۷٫
[۱۱]. تفسیرماوردى، ج۶، ص۱۶۵؛ جامعالبیان، ج۲۹، ص۲۵۷ ـ ۲۵۸؛ بحارالانوار، ج۶۵، ص۱۲۸٫
[۱۲]. جامعالبیان، ج۳۰، ص۱۳۵؛ مجمعالبیان، ج۱۰، ص۶۹۳٫
[۱۳]. جامع البیان، ج۳۰، ص۱۳۵ ـ ۱۳۶؛ المیزان، ج۲۰، ص۲۳۹؛ منهج الصادقین، ج۱۰، ص۱۸۷٫
[۱۴]. التبیان، ج۱۰، ص۳۰۲؛ مفردات، ص۳۴۶؛ التحقیق، ج۴، ص۷۶، «رحق».
[۱۵]. المیزان، ج۲۰، ص۲۳۹٫
[۱۶]. جامعالبیان، ج۳۰، ص۱۳۵ ـ ۱۳۶؛ تفسیر ماوردى، ج۶، ص۱۶۵؛ مجمعالبیان، ج۱۰، ص۶۹۳٫
[۱۷]. تفسیر قمى، ج۲، ص۴۳۹؛ شواهدالتنزیل، ج۲، ص۴۲۵؛ نورالثقلین، ج۵، ص۵۳۵٫
[۱۸]. مجمعالبیان، ج۱۰، ص۶۹۳؛ منهجالصادقین، ج۱۰، ص۱۸۶؛ نورالثقلین، ج۵، ص۵۳۴٫
[۱۹]. رحمة من الرحمن، ج۴، ص۴۶۹٫
[۲۰]. تفسیر ابن عربى، ج۲، ص۷۸۱٫
[۲۱]. جامعالبیان، ج۳۰، ص۱۳۶؛ کشفالاسرار، ج۱۰، ص۴۱۹؛ مجمعالبیان، ج۱۰، ص۶۹۳٫
[۲۲]. جامعالبیان، ج۳۰، ص۱۳۶؛ کشفالاسرار، ج۱۰، ص۴۱۹؛ مجمعالبیان، ج۱۰، ص۶۹۳٫
[۲۳]. تفسیر قرطبى، ج۱۹، ص۸۳؛ الدرالمنثور، ج۸، ص۳۷۵٫
[۲۴]. کشفالاسرار، ج۱۰، ص۴۱۹؛ تفسیر ماوردى، ج۶، ص۲۳۱؛ روضالجنان، ج۲۰، ص۱۹۱٫
[۲۵]. الکشاف، ج۴، ص۷۲۳؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۹۳؛ روضالجنان، ج۲۰، ص۱۹۲٫
[۲۶]. التفسیر الکبیر، ج۳۱، ص۱۰۰؛ تفسیر ماوردى، ج۶، ص۲۳۱؛ الدرالمنثور، ج۸، ص۴۵۱٫
[۲۷]. التفسیر الکبیر، ج۳۱، ص۱۰۰ ـ ۱۰۱٫
[۲۸]. منهج الصادقین، ج۱۰، ص۱۸۷٫
[۲۹]. بحارالانوار، ج۶۵، ص۱۲۸٫
[۳۰]. همان، ج۱۴، ص۲۸۵٫
[۳۱]. بشارة المصطفى، ص۹۱؛ تأویل الآیات الظاهره، ص۷۷۸؛ بحارالانوار، ج۶۵، ص۱۲۸٫
[۳۲]. تفسیرفراتالکوفى،ص۳۶۷؛الخصال، ص۶۲۴؛ بحارالانوار، ج۸، ص۲۳٫
منابع
بحارالانوار، المجلسى (م.۱۱۱۰ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربى، ۱۴۰۳ق؛ بشارةالمصطفى، محمدبن على الطبرى (م.۵۲۵ق.)، به کوشش القیومى، قم، النشر الاسلامى، ۱۴۲۰ق؛ تأویل الآیات الظاهره، سید شرف الدین على الحسینى استر آبادى، (م.۹۶۵ق.)، به کوشش و نشر مدرسة الامامالمهدى(عج)، قم، ۱۴۰۷ق؛ تاج العروس، الزبیدى (م.۱۲۰۵ق.)، به کوشش على شیرى، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ق؛ التحقیق، المصطفوى، تهران، وزارت ارشاد، ۱۳۷۴ش؛ تفسیر جوامع الجامع، الطبرسى (م.۵۴۸ق.)، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ق؛ تفسیر فرات الکوفى، الفرات الکوفى (م.۳۰۷ق.)، به کوشش محمد کاظم، تهران، وزارت ارشاد، ۱۳۷۴ش؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر (م.۷۷۴ق.)، به کوشش مرعشلى، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۹ق؛ تفسیر القرآن الکریم، محىالدین بن عربى (م.۶۳۸ق.)، به کوشش مصطفى غالب، بیروت، دارالاندلس؛ تفسیر القمى، القمى (م.۳۰۷ق.)، به کوشش الجزایرى، لبنان، دارالسرور، ۱۴۱۱ق؛ التفسیر الکبیر، الفخر الرازى (م.۶۰۶ق.)، قم، دفتر تبلیغات، ۱۴۱۳ق؛ تفسیر منهج الصادقین، فتح الله کاشانى (م.۹۸۸ق.)، به کوشش مرتضوى، غفارى، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، ۱۳۸۵ق؛ تفسیر نورالثقلین، العروسى الحویزى (م.۱۱۱۲ق.)، به کوشش رسولى محلاتى، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش؛ جامع البیان، الطبرى (م.۳۱۰ق.)، به کوشش صدقى جمیل، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق؛ الجامع لاحکام القرآن، القرطبى (م.۶۷۱ق.)، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۷ق؛ الخصال، الصدوق (م.۳۸۱ق.)، به کوشش غفارى، قم، نشر اسلامى، ۱۴۱۶ق؛ الدرالمنثور، السیوطى (م.۹۱۱ق.)، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ق؛ رحمة من الرحمن، محى الدین بن عربى (م.۶۳۸ق.)، به کوشش محمود الغراب، دمشق، مطبعة نضر، ۱۴۱۰ق؛ روح المعانى، الآلوسى (م.۱۲۷۰ق.)، به کوشش محمد حسین، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق؛ روض الجنان، ابوالفتوح رازى (م.۵۵۴ق.)، به کوشش یاحقى و ناصح، مشهد، آستان قدس رضوى، ۱۳۷۵ش؛ زادالمسیر، جمالالدینالجوزى (م.۵۹۷ق.)، به کوشش محمد عبدالله، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق؛ شواهد التنزیل، الحاکم الحسکانى، (م.۵۰۶ق.)، به کوشش محمودى، تهران، وزارت ارشاد، ۱۴۱۱ق؛ الکشاف،الزمخشرى (م.۵۳۸ق.)، قم، بلاغت، ۱۴۱۵ق؛ کشفالاسرار، میبدى (م.۵۲۰ق.)، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۱ش؛ لسان العرب، ابن منظور (م.۷۱۱ق.)، به کوشش على شیرى، بیروت، دار احیاء التراث العربى، ۱۴۰۸ق؛ مجمعالبیان، الطبرسى (م.۵۴۸ق.)، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ق؛ معجم مقاییس اللغه، ابن فارس (م.۳۹۵ق.)، به کوشش عبدالسلام محمد، قم، دفتر تبلیغات، ۱۴۰۴ق؛ مفردات، الراغب (م.۴۲۵ق.)، به کوشش صفوان داوودى، دمشق،
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۶، صفحه ۵۳۷
دارالقلم، ۱۴۱۲ق؛ النکت والعیون، الماوردى (م.۴۵۰ق.)، بیروت، دارالکتبالعلمیة، ۱۴۱۲ق.
محمد اکبرى کارمزدى
مطالب مرتبط :
برچسب مطلب


ارسال...