شیعه خالص کیست؟

پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - شیعه خالص کیست؟

متن حدیث:
قال الامام: الفرق انّ شیعتنا هم الذین یتبّعون آثارنا و یطیعونا فى جمیع أوامرنا و نواهینا فاولئک شیعتنا (پیروى از آثار و تمام اوامر و نواهى، به صورت موجبه کلیّه) فامّا من خالفنا فى کثیر ممّا فرضه اللّه علیه فلیسوا من شیعتنا…(۱)

ترجمه و شرح حدیث:

«آثار» اشاره به سنّت هایى است که بعد از انسان هم مى ماند که گاهى سنّت حسنه و گاهى سنت سیّئه است. امام مى فرماید شیعیان ما غیر از اوامر و نواهى، سنّت هاى ما را هم حفظ مى کنند. مثلا سنّت ائمه(علیهم السلام)این بود است که مستقیماً به مردم کمک مى کردند، همچنین شبها به در خانه نیازمندان رفته و به آنها کمک مى کردند، سنّت دیگر آنها تواضع آنها بود و یا در مقابل برخوردهاى خشن، ملایم بودند و دفع سیّئه به حسنه مى کردند نه دفع سیّئه، پس مطابق فرمایش امام کسانى که سنّتها را زنده بدارند و تمام اوامر و نواهى را عمل کنند، آنها شیعیان ما هستند، در صدر روایت امام(علیه السلام)مى فرماید جمیع اوامر و نواهى یعنى اگر یکى را هم مخالفت کند شیعه نیست در حالى که در ذیل روایت مى فرماید آنها که کثیرى را اطاعت نکنند شیعه نیستند، آیا این تناقض بین صدر و ذیل است؟
به نظر ما قلیل در اینجا هم کثیر است شبیه این تعبیر را در قرآن هم داریم «یشترون به ثمناً قلیلا» که این تعبیر در قرآن کراراً به کار رفته است. آیا منظور آیه این است که اگر براى تحریف آیات تورات رشوه سنگینى بگیرند اشکال ندارد؟
جواب داده شده که کثیر در اینجا هم قلیل است یعنى اگر دنیا را بدهند تا آیه اى را تحریف کنید کم است و گاهى کم هم زیاد است یعنى با توجّه به مقامات ائمه معصومین(علیهم السلام) یک ذرّه مخالفت هم زیاد است و اگر غیر از این باشد صدر و ذیل تناقض دارد پس معناى روایت این است که اگر مخالفت کنند در قلیلى که خود به منزله کثیر است شیعه نیستند.
این روایت هم به دنبال یک حادثه تکان دهنده اى است که در دو روایت قبل مشابه آن آمده بود کسى دچار مشکلى شده و کمک خواسته و خود را شیعه اهل بیت(علیهم السلام) معرفى کرد، از امام پرسیدند که آیا او شیعه است؟ امام فرمود شیعه نیست; او بعد از خلاصى از امام پرسید چرا فرمودید من شیعه نیستم؟ حضرت فرمود چون بر این مسئله خیلى پافشارى نداشتى از مشکل خلاص شدى و شما محبّ هستید نه شیعه پس این ادّعایى بیش نیست و باید بگویید محبّ هستیم.
انسان از این روایت مأیوس نمى شود بلکه امیدوار مى شود و مى فهمد که باید براى شیعه بودن خیلى زحمت کشید، چرا که محبّ بودن آسان و شیعه بودن مشکل است و ما در ابتداى راه هستیم و باید از آنها کمک بخواهیم تا شیعه شویم.
روایاتى که خوانده شد، نشان مى دهد که ادّعاى تشیّع در صورتى که این صفات نباشد فقط یک ادّعاى باطل نیست بلکه مجازات دارد. حال اگر یک مملکت ادّعا کند که شیعه على(علیه السلام) است آیا با این وضع مطبوعات یا همایش هایى که براى بزرگداشت بعضى که یقین به الحاد آنها داریم با مفاسدى که در جامعه هست و با کسانى که در کنار خیابان ها مى خوابند آیا با این وضع مى توان گفت این مملکت شیعه است؟!
امیدوارم به برکت ائمه(علیهم السلام) بتوانیم در خط تشیّع باشیم.

پی نوشت

۱٫ بحار، ج ۶۵، ص ۱۶۲٫

منبع:پایگاه حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته)


مطالب مرتبط :


برچسب مطلب